حضرت زهرا (س) و مسأله حجاب
حضرت زهرا (س) و مسأله حجاب
حضرت موسي بن جعفر (عليه السلام) از پدرانش و از امام علي (عليه السلام) روايت كرده است كه فرمود: ” شخص نابينايي از حضرت فاطمه زهرا (س) اجازه ورود خواست. فاطمه زهرا (س) خود را با حجاب كامل پوشاند و سپس اجازه ورود عنايت فرمود. پيامبر خدا (صلي الله عليه و آله وسلم) فرمود: دخترم، چرا حجاب پوشيدي؟ او مردي نابينا است. حضرت زهرا عرض كرد: اما پدر، من نابينا نيستم، به علاوه اين كه، او بوي عطر بدن را استشمام ميكند. پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود: ” گواهي ميدهم كه تو پاره تن من هستي". ۱
ابو نعيم اصفهاني كه از علماي سنت و جماعت است و در صدوسي هجري درگذشته است، كتابي در وصف گزيدگان خدا به نام حلية الأولياء و طبقات الاصفياء در چند مجلد نوشته و فصلي را به فاطمه زهرا (س) اختصاص داده است. در ضمن اين فصل، به اسناد خود از عمران بن حُصين چنين مينويسد: ” روزي پيغمبر به من گفت:
-با من به ديدن فاطمه نمي آيي؟
-چرا. و با هم به خانه فاطمه رفتيم. پيغمبر رخصت خواست و دخترش اجازت داد.
-با كسي كه همراه من است داخل شوم؟
-پدر، به خدا جز عبائي ندارم!
-دخترم خودت را با آن عبا چنين و چنان بپوش. و دستور پوشيدن داد… “. ۲ از اين روايات و نظير اينها اهميت حجاب و دوري از نامحرمان و مطيع فرمان خداوند در رعايت كامل حجاب از عملكرد زهراي مرضية مستفاد ميشود.
حضرت فاطمه زهرا (س) سخت مقيد بودند كه مطابق دستورالعمل كتاب خدا، در كليه واجبات از جمله حجاب رفتار نمايند. بدين منظور، آن گاه كه براي اقامه دعوي عليه خليفه اول درباره فدك، قصد رفتن به مسجد را كردند، نخست برابر دستور آيه شريفه قرآن كه ميفرمايد “وليضربن بخمرهن علي جيوبهن” مقنعه بزرگي بر سر مبارك افكندند، چنان كه تمام سر و گردن تا بالاي سينه را پوشاند و سپس مطابق آيه شريفه سوره احزاب كه ميفرمايد: “يدنين عليهن من جلابيبهن"، چادر عربي بلندي روي مقنعه بر سر نهادند و بدين ترتيب آماده رفتن به مسجد شدند. گروهي از زنان فاميل اطراف حضرت را گرفته بودند، چنان كه مشخص نبود كدام زهراي مرضيه است و مانند رسول خدا قدم برمي داشتند. بلندي چادر حضرت گاه موجب ميشد كه پاي همراهان روي دامن چادر قرار گيرد. ۳
اين نوع پوشش به دليل رعايت دستور آيه مباركه قرآن صورت گرفت كه آن حضرت مطابق آيه سوره نور، مقنعه پوشيد و مطابق آيه سوره احزاب چادر بر سر كرد.
اگر الگوي زنان مؤمن حضرت زهرا (س) – است كه هست- راه و روش آن بانوي بزرگ اسلام بايد ملاك رفتار و منش زنان مسلمان باشد.۴
پی نوشت :
۱-عن موسي بن جعفر عن آبائه قال: قال: علي (ع) استأذنَ اعمي علي فاطمة فاحجبتهُ فقال رسول الله (ص) لها لم حجبته و هو لا يراك؟ فقالت ان لميكن يراني فانّي اراهُ و هو يشمّ المريح فقال: رسول الله (ص) اشهد انك بضعة مني. (احمد رحماني همداني: فاطمةالزهرا بهجة قلب المصطفي، ج ۴، ص۲۵۸)
۲-سيدهاشم بحراني: حليةالابرار، ج ۲، ص ۴۲. و محمد باقر مجلسي: بحارالانوار، ج ۴۳، ص۳۷.
۳-… انّه لمّا اجتمعَ ابوبكر و عمر علي منع فاطمةَ فدكاً و بَلغَها ذلك لائتْ خمارها علي رأسها و اشتملتْ بجَلبابها و اقبلت في لمة من حفدتها و نساءَ قومها تطأ ذيولها تحزم مشيتُها مشيةُ رسول الله… (سيد محسن امين، اعيان الشيعه، ج ۱، چاپ دارالتعارف بيروت، ص ۳۱۵) به نقل از كتاب احتجاج طبرسي. و اين حديث از طرق مختلف روايت شده است.
۴. محمدي مقدم قربانعلي ،حجاب،مشخصات نشر: مشهد آستان قدس رضوي، شركت به نشر، ۱۳۸۱.
حجاب در سيره حضرت زهرا (عليها السلام)
حجاب در سيره حضرت زهرا (عليها السلام)
اشاره
حضرت فاطمه زهرا (عليها السلام) الگوى كامل همه انسانها در تمام كمالات انسانى است و حتى ائمه اطهار (عليهم السلام) نيز خود را دست پرورده اين مادر گرانقدر و عالى مقام مى دانند. آن حضرت در توجه به حجاب و عفاف،بهترين الگو براى زنان مسلمان است. ايشان با سخنان و رفتار خود، اهميت حجاب را براى زن به روشنى تبيين كرده است كه در ادامه به چند نمونه اشاره مى شود.
حضرت فاطمه (عليها السلام) ومرد نابينا
امام صادق (عليه السلام) مى فرمايد: «روزى پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله) در خانه دخترش فاطمه زهرا (عليها السلام) بود كه مردى نابينا اجازه ورود خواست. حضرت فاطمه (عليها السلام) به سرعت از جا برخاست تا به مكانى ديگر رود و در حضور مرد نابينا نباشد. رسول خدا (صلى الله عليه و آله) از روى تعجب (و شايد براى آزمايش دخترش) فرمود: چرا خود را از اين مرد پنهان مى كنى، درحالى كه او نابيناست و تو را نمى بيند؟ حضرت فاطمه (عليها السلام) عرض كرد: اگر چه او مرا نمى بيند، ولى من او را مى بينم. همچنين او مى تواند بوى مرا استشمام كند. [پس به اين دو دليل، ماندن من در اتاق جايز نيست]. رسول خدا (صلى الله عليه و آله) كه از اين پاسخ زيبا، بسيار خوشحال شده بود، فرمود: گواهى مى دهم كه تو پاره تن من هستى» [۱]
حضرت فاطمه (عليها السلام) وسخنرانى در مسجد پيامبر (صلى الله عليه و آله) «عبدالله بن حسن» از پدران معصوم خود (عليهم السلام) نقل مى كند، وقتى عده اى از مهاجرين و انصار تصميم گرفتند برخلاف سفارش هاى رسول خدا (صلى الله عليه و آله)، خلافت را از اميرالمؤمنين على (عليه السلام) سلب كنند، به دنبال آن، تصميم ديگرى اجرا شد و آن گرفتن فدك از فاطمه (عليها السلام) بود. اين در حالى بود كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله) به امر خداوند اين سرزمين حاصل خيز را به ايشان بخشيده بود. وقتى اين خبر به حضرت فاطمه (عليها السلام) رسيد، نخست كوشيد غاصبان فدك را از كار اشتباهشان آگاه سازد، ولى پس از اينكه آنان حاضر نشدند فدك را به آن بزرگوار بازگردانند، حضرت تصميم گرفت، به مسجد برود و در حضور مردم سخنرانى و از غاصبان فدك انتقاد كند.
آن بزرگوار پيش از حركت، مقنعه بر سر كرد و بندهاى آن را محكم بست. سپس چادرى بلند روى آن پوشيد، چنان كه تمام بدن مطهرش را فرا گرفت. آن گاه از منزل بيرون آمد، درحالى كه اطراف ايشان را جماعتى از زنان بنى هاشم و دوستداران آن حضرت گرفته بودند. آن حضرت درحالى كه هنگام راه رفتن، چادر و لباس هايش بر اثر بلند بودن، زير پايش مى رفت، به سوى مسجد پيامبر (صلى الله عليه و آله) روانه شد. [۲]
توجه حضرت فاطمه (عليها السلام) به حجاب در آخرين لحظه هاى عمر
امام صادق (عليه السلام) مى فرمايد: «هنگامى كه زمان وفات حضرت فاطمه (عليها السلام) رسيد، به «اسماء بنت عميس» كه از ايشان پرستارى مى كرد، فرمود: اى اسماء! من دوست ندارم هنگام تشييع جنازه ام، حجم بدنم را نامحرم ببيند. آيا مى توانى كارى كنى كه چنين اتفاقى نيفتد؟ (گفتنى است كه در آن زمان، تشييع جنازه با تابوت هايى مانند تابوت هاى امروزى كه داراى ديواره است، صورت نمى گرفت و جنازه را بر روى يك تخته صاف حمل مى كردند. ) اسماء فكرى كرد و گفت: من زمانى كه در حبشه بودم، مى ديدم مردم براى بردن جنازه، از تابوت هايى استفاده مى كردند كه ديواره داشت و حجم بدن را مى پوشاند. آن گاه ماكت آن را درست كرد و به آن حضرت نشان داد. حضرت زهرا (عليها السلام) درحالى كه از اين موضوع بسيار خوشحال شد، فرمود: «براى من چنين تابوتى درست كن و با آن بدن مرا بپوشان. خداوند تو را [به عوض اين كار] از آتش دوزخ نگه دارد» [۳]
تقرب به حضرت فاطمه (عليها السلام)
انسان بايد همواره انجام دادن كار خير را غنيمت شمارد و تصور كند كه شايد نتواند دوباره به انجام آن كار موفق شود. حتى در عبادتى مانند نماز كه حداقل روزى پنج بار مى خوانيم، به ما سفارش شده است، هر يك از نمازهاى يوميه خود را به نيت نماز مودّع بخوانيم؛ يعنى با اين خيال نماز بخوانيم كه گويى اين آخرين نماز ماست و پس از آن ديگر زنده نيستيم كه دوباره توفيق پيدا كنيم و نماز بخوانيم. پس نماز وداع مى خوانيم! بديهى است با اين تصور، انسان مى كوشد تا بهترين نماز را به پا دارد.
زمانى كه به زيارت مشرف مى شويم به ويژه زيارت سرزمين وحى نيز همين گونه است. وقتى كسى توفيق زيارت مدينه و مكه يا عتبات مقدسه را پيدا مى كند، معلوم نيست دوباره اين سفر نورانى نصيبش شود. بنابراين بايد تمام بهره خود را از اين سفرها بگيريم.
زائرى كه وارد مدينه مى شود و به زيارت رسول خدا (صلى الله عليه و آله) و فرزندان پاك او مشرف مى شود، پشت ديوار بقيع، با تضرع و التماس، دست به دامان دختر پيامبر مى شود و از اين بانوى عالى مقام و با كرامت، تقاضاى لطف و كرم دارد و مى داند اگر اين بزرگوار گوشه چشمى به انسان نظر كند، از تمام دنيا ارزشمندتر است. پس چرا در اين فرصت استثنايى، بهترينها را نخواهد؟ گفتنى است بهترين حاجتى كه مى توان با توسل به فاطمه (عليها السلام) به دست آورد، اين است كه آن بزرگوار، الگوى ما در همه امور زندگى باشد و از آن حضرت پيروى كنيم؛ يعنى به گونه اى زندگى كنيم كه حضرت فاطمه (عليها السلام) آن را تأييد كند و آن گاه كه از مدينه خارج مى شويم، آن حضرت از ما خشنود باشد كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود: «هركه فاطمه از او خشنود باشد، خداوند از او خشنود خواهد بود» [۴]
بانويى كه به مدينه مى آيد، اگر توجه داشته باشد كه به چه مكانى قدم گذاشته، در مدينه احساس غربت نمى كند، بلكه احساس مى كند به خانه خودش بازگشته است، نشانه اين نزديكى با مدينه، آن است كه زن در اين مكان، به ياد امور دنيايى نيست و چنان با آرامش زيارت مى كند كه هيچ كارى در دنيا جز زيارت ندارد. چنين بانوى زائرى، خود را چون دختر كوچكى مى بيند كه آمده است تا سر به دامان مادر بگذارد و حرف هايش را به او بگويد. بنابراين اين لحظه، بهترين زمان است كه با اين مادر عزيزتر از جانش پيمان ببندد كه در تمام امور زندگى، به ويژه در پوشش و حجاب و نوع رفتارش با نامحرم، به گونه اى باشد كه حضرت زهرا (عليها السلام) از او خشنود باشد. حضرت فاطمه اى كه دوست ندارد حجم بدن مطهرش حتى پس از مرگ نيز ديده شود، چگونه از خانمى كه لباس هاى تنگ مى پوشد و بدون چادر در كوچه و خيابان ظاهر مى شود، خشنود مى شود؟!
آيا به دست آوردن مادرى چون فاطمه (عليها السلام) كه تمام انبياء و اولياء، افتخار مى كنند كه به مقام ايشان متوسل شوند و پس از پدر و شوهرش، هيچ شخصى چه در دنيا و چه در آخرت، به مقامش نمى رسد، ارزش اين را ندارد كه با رعايت پوشش و حجاب كامل، او را از خود راضى نگه داريم و فرداى قيامت در زمره دوستانش قرار گيريم؟ آيا پوشيدن چادر براى خانمى كه تا كنون به آن عادت نكرده، آن قدر مشكل است كه نعمت بزرگ انتساب به بانوى دو عالم، حضرت زهرا (عليها السلام) را از دست بدهد؟
پس شايسته است زن مسلمان كه زائر بيت الاحزان و سرگشته كوى فاطمه (عليها السلام) شده است، حال كه توفيق زيارت مقام ملكوتى اين مادر آسمانى را پيدا كرده، با خداى خود و در حضور اين بانو، پيمان ببندد، پس از اين، ديگر لباس نورانى حجاب و چادر مقدسى كه هديه بى بديل فاطمه به زنان عالم است، از تن بيرون نكند.
پرسشى كه همه جز حضرت فاطمه (عليها السلام)، از پاسخ آن درماندند
اميرمؤمنان على (عليه السلام) مى فرمايد: «من و عده اى از اصحاب رسول خدا (صلى الله عليه و آله) نزد ايشان بوديم كه آن حضرت پرسيد: «بهترين ويژگى زنان چيست؟ » هيچ يك از ما نتوانستيم پاسخ دهيم تا اينكه جلسه به پايان رسيد و از يكديگر جدا شديم. من به سوى فاطمه رفتم و او را از آنچه پيامبر (صلى الله عليه و آله) از ما پرسيده بود، آگاه كردم و گفتم: كسى از ما نتوانست به آن پاسخ دهد. فاطمه (عليها السلام) فرمود: «ولى من پاسخ آن را مى دانم. بهترين ويژگى زنان اين است كه به مردها نگاه نكنند و مردها نيز آنان را نبينند».
نزد رسول خدا (صلى الله عليه و آله) رفتم و عرض كردم: اى رسول خدا! شما پرسيدى چه چيز براى زنان بهتر است. من اكنون پاسخ آن را مى گويم و همان
پاسخى را كه فاطمه (عليها السلام) داده بود، بازگو كردم. آن حضرت فرمود: «تو وقتى نزد من بودى پاسخ اين پرسش را نمى دانستى. چه كسى اين پاسخ را به تو آموخت؟ » عرض كردم: فاطمه. پيامبر (صلى الله عليه و آله) شگفت زده شد و فرمود: «به راستى كه فاطمه پاره تن من است». [۵]
در حقيقت، اين روايت حد عفاف زن را مشخص مى كند. حد عفاف زن آن است كه به گونه اى در جامعه ظاهر شود كه نه خود به نامحرمى نگاه شيطانى كند و نه اجازه دهد كه نامحرمى به او نگاه كند، بلكه
طورى خود را بپوشاند كه نامحرمان حرمت او را نگه دارند.[۶ ]
پی نوشت:
[۱]: ميرزا حسين نوري طبرسي، مستدرك الوسائل، ج١۴، ص١٨٩.
[۲]: احتجاج، ج١، ص٢۵٣.
[۳]: تهذيب الاحكام، محمد بن حسن طوسي، ج١، ص۴۶٩.
[۴]: فرائد السمطين، حمويني، ج٢، ص۶٧.
[۵]: كشف الغمه، عيسي اربلي، ج٢، ص٩۴.
[۶ ]: راه های تقویت فرهنگ حجاب، رجبي، عباس، ۱۳۴۷ - مشخصات نشر: تهران: نشر مشعر، ۱۳۹۱،ص۷۲-۶۶
.
امام زمان(عج الله تعالی فرجه الشریف) چه یارانی می خواهند؟
حجت الاسلام #پناهیان
حسادت را اگر از بین ببریم غرق محبت می شویم و اگر غرق محبت شویم دعای فرج ورد زبانمان می شود
کسی که حسادت نداشته باشد نسبت به ولایت عشق می ورزد. منتظران فرج بدانند آقا یارانی می خواهد که یک ذره در وجودشان حسادت و انانیت نداشته باشند و باید خیلی در این زمینه جلو بروند.
بعضی ها معلوم است که حسادت را مثل مرض بروز می دهند و کسی اصلا نمی فهمد این چیز بدی است. در زمان ظهور حضرت حسودان از بین نمی روند اما می گویند الان تکان بخورید همه می فهمند شما مرضی دارید. و دچار خودسانسوری می شوند از بس همه حسادت را می فهمند، حسادت نسبت به ولیّ خدا زشت ترین حسادت است.
حسادت را اگر از بین ببریم غرق محبت می شویم و اگر غرق محبت شویم دعای فرج ورد زبانمان می شود، یک شب من در جبهه این دعا را برای رزمنده هایی که نصف آنها شهید شدند می گفتم، امشب گفته اند این دعا را خیلی بخوانید و این دعا ناشی از یک محبت شدید نسبت به آقاست. محبتی که شما را دیوانه کرده و می گویید خدایا مواظب امام زمان (ع)باش، دستش برا بگیر، خدایا حمایتش کن، کمک کن تا ظهور کند و او بهره ببرد؛ در حالی که خدا خودش مراقب امامش هست و نیازی به گفتن ما نیست اما از روی محبت شدید چنین می گوییم.
✅ سخنرانی حجت الاسلام پناهیان در حسینیه آیت الله حق شناس - خرداد96
افزایش برکات در زمان ظهور
امام حسین علیه السّلام در بیان آنچه هنگام ظهور امام زمان علیه السلام رخ مى دهد، فرمودند:
وَ لَتَنْزِلَنَّ الْبَرَکَةُ مِنَ السَّماءِ اِلَى الاَْرْضِ حَتّى اِنَّ الشَّجَرَةَ لَتَقْصِفُ مِمّا یَزیدُ اللّه ُ فیها مِنَ الثَّمَرَةِ وَ لَتُوْکَلُ ثَمَرةُ الشِّتاءِ فِى الصَّیْفِ وَ ثَمَرَةُ الصَّیْفِ فِى الشِّتاءِ وَ ذلِکَ قَوْلُهُ تعالى: «وَ لَوْ اَنَّ اَهْلَ الْقُرى آمَنوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِم بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الاَْرْضِ وَلکِن کَذَّبُوا»؛
برکت از آسمان به سوى زمین فرو مى ریزد، تا آن جا که درخت از میوه فراوانى که خداوند در آن مى افزاید، مى شکند. (مردم) میوه زمستان را در تابستان و میوه تابستان را در زمستان مى خورند و این معناى سخن خداوند است که: «و اگر مردمِ آبادى ها ایمان مى آوردند و تقوا پیشه مى کردند، برکت هایى از آسمان و زمین به روى آنان مى گشودیم، لیکن تکذیب کردند».
مختصر بصائر الدرجات، ص 51
درک ما از مهدویت چگونه است؟
شهید مطهری:
کوشش کنید فکر خودتان را در مسئله حضرت حجت با آنچه که در متن اسلام آمده تطبیق بدهید. غالب ما این را به صورت یک آرزوی کودکانه یک آدمی که دچار عقده و انتقام است در آوردهایم. گوئی حضرت حجت فقط انتظار دارند که کی خداوند تبارک و تعالی به ایشان اجازه بدهند که مثلا بیایند ما مردم ایران را غرق در سعادت بکنند یا شیعه را غرق در سعادت بکنند، آن هم شیعهای که ما هستیم که شیعه نیستیم. نه، این یک فلسفه بزرگ جهانی است، چون اسلام یک دین جهانی است، چون تشیع به معنی واقعیاش یک امر جهانی است. این را ما باید به صورت یک فلسفه بزرگ جهانی تلقی بکنیم.
وقتی قرآن میگوید: «و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون» صحبت از زمین است نه صحبت از این منطقه و آن منطقه و این قوم و آن نژاد. اولا امیدواری به آینده است که دنیا در آینده نابود نمیشود … دوم، آن دوره، دوره عقل و عدالت است…
آیا دورهای نخواهد آمد که آن دوره، حکومت، نه حکومت اساطیر باشد و نه حکومت خشم و شهوت و بمب و مینی ژوپ؟ دورهای که واقعا در آن دوره معرفت و عدالت و صلح و انسانیت و معنویت حکومت کند؟ چگونه میشود که چنین دورهای نیاید؟! مگر میشود که خداوند این عالم را خلق کرده باشد و بشر را به عنوان اشرف مخلوقات آفریده باشد، بعد بشر به دوره بلوغ خودش نرسیده یک مرتبه تمام بشر را زیرورو کند؟!
/سیری در سیره ائمه اطهار