دهم ماه رمضان،رحلت خدیجه جده امام زمان(علیه السلام)
دهم ماه رمضان، رحلت خدیجه جدة امام زمان
در دعای ندبه که امام صادق علیه السلام تعلیم فرموده است که شیعیان در عصر غیبت امام زمان بخوانند در پی جویی و تفحص و تحسس از یوسف زهرا، از حضرت خدیجه علیها السلام یاد میکنیم. علاوه بر آنکه امام زمان را بعنوان پسر پیامبر و امیرالمومنین و حضرت زهرا میخوانیم. او را به عنوان فرزند خدیجه میخوانیم. و میگوئیم:
این ابن النبی المصطفی، و ابن علی المرتضی، و ابن خدیجة الغراء، و ابن فاطمة الکبری. [۱]
کجاست فرزند محمد مصطفی، و فرزند علی مرتضی و فرزند خدیجه بلند مقام، و فرزند فاطمه زهرا بزرگترین زنان عالم.[2]
———-
[۱]: مفاتیح الجنان، دعای ندبه
[2]:[رمضان نشان از قامت رعنا - عباس رمضانعلی زاده - صفحه ۱۰۸]
پدرم به دیدنم آمده است.
پدرم به ديدنم آمده است.
من خيلى خوشحال مى شوم، از شما چه پنهان، هر وقت پدر به خانه من مى آيد، نشانه اين است كه با من كار مهمى دارد.
سريع، كتاب هايى كه در اتاق پخش شده است، جمع و جور مى كنم و از پدر مى خواهم بنشيند.
من مى روم يك سينى چاى مى آورم و در مقابل پدر، دو زانو مى نشينم.
منتظر هستم تا پدر سخن خويش را آغاز كند، البته اين را بگويم كه پدر من سواد خواندن و نوشتن ندارد.
پدر نگاهى به من مى كند و مى گويد: عباس! امروز در حرم حضرت معصومه (س) بودم، آقايى كه منبر رفته بود، كتابى را در دست گرفته بود و
از آن خيلى تعريف مى كرد، فكر مى كنم اسم آن “منازل الآخرة” بود، او از روى آن كتاب براى ما حديث هم خواند، جايت خالى بود چه حديث هايى در آن كتاب نوشته شده بود. پسرم، كاش تو هم منبر مى رفتى و براى مردم حديث مى خواندى. تا كى مى خواهى گوشه اين خانه بنشينى؟
من سر خود را پايين انداختم، چند بار خواستم بگويم كه پدرجان! كتابى را كه منبرى براى مردم خوانده است، همان كتابى است كه من نوشته ام، من نويسنده آن كتاب هستم، اما ديدم اين طورى ريا مى شود، درست نيست من از خودم تعريف كنم، من اين كتاب را براى خدا نوشته ام، نه اين كه نزد پدر خويش به آن افتخار كنم.
من رو به پدر خود كردم و گفتم: پدر جان، اين كارها توفيق مى خواهد، دعا كن خدا به من هم توفيق انجام اين كارهاى خوب را بدهد.
پدر هم در حق من دعا كرد، و همان دعاى او بود كه باعث شد خدا به من توفيق نوشتن كتاب هايى مثل مفاتيح الجنان» بدهد كه در هر خانه اى كه بروى آن را مى يابى.
فكر مى كنم كه مرا شناختى، من شيخ عباس قمى، نويسنده كتاب مشهور مفاتيح الجنان هستم.
[فقط به خاطر تو … - مهدی خدا میان آرانی . - صفحه۳۷]
نماز بهتر است یا خواب!
نماز بهتر است يا خواب!
به نظر شما تنها راه سعادت چيست؟ آيا مى توان به غير از راه آگاهى و شناخت و معرفت به خوشبختى دنيا و آخرت رسيد؟ آيا شما با من هم عقيده هستيد كه جهالت و نادانى، چيزى است كه انسان را به سراشيبى سقوط مى كشاند؟
اسلام همواره از ما خواسته است كه به سوى كسب دانش گام بنهيم و خود و جامعه خود را از خطر نادانى نجات بدهيم. مسلمانان بايد بر قله هاى دانش ايستاده باشند و از جهل و نادانى به دور باشند. براى همين است كه پيامبر در حديثى مى فرمايد: «خواب يك انسان دانشمند از نماز يك انسان جاهل بهتر است».
كسى كه جاهل است و از علم و دانش بهره اى ندارد، بايد بداند كه نماز او نمى تواند او را از خطر گمراهى نجات بدهد، او نياز به دانش و شعور دارد.
[سمت سپیده -مهدی خدا میان آرانی - صفحه۲۰]
قبولی اعمال به واسطه حضرت مهدی علیه السلام
قبولی اعمال به واسطه حضرت مهدی علیه السلام
مثمر ثمر واقع شدن اعمال زمانی است که اعمال به قبولی حضرت حق جل و جلاله و امضای حضرت بقیة الله عجل الله تعالی فرجه الشریف برسد.
در دعای ندبه میخوانیم: …
و اجعل صلواتنا به مقبولة؛ خدایا به واسطه امام زمان نمازهای ما را قبول کن.
و ذنوبنا به مغفورة؛ و به واسطه امام زمان گناهان ما را بیامرز.
و دعائنا به مستجابا؛ و به واسطه امام زمان دعای ما را مستجاب کن.
و اجعل ارزاقنا به مبسوطة؛ و به واسطه امام زمان رزق و روزی ما را وسیع قرار ده.
و همومنا به مکفیة؛ و به واسطه امام زمان غم و غصة ما را برطرف کن.
و حوائجنا به مقضیة؛ و به واسطه امام زمان حاجتهای ما را برآور.
عربی بودن زبان ادعیه
عربى بودن زبان ادعيه
سوال:
چرا ما بايد راز و نيازهاى خود را به زبان عربى و دعاهاى تكرارى كه صحبت هاى شخصى با خداوند است مانند دعاى كميل كه صحبت امام على با خداوند است انجام دهيم؟ راز و نياز كردن به اين طريق، زيبا كه نيست حتى براى خيلىها خسته كننده است و اصلا حال خوبى به انسان دست نمى دهد مگر خداوند عرب زبان است يا اينكه ما انسانها و خداوند مانند كامپيوتر يا ماشينى شبيه مى مانيم كه يكسرى كارها را روزانه عليرغم ميلمان تكرار كنيم؟
پاسخ:
. در الفاظ عربى نكات ادبى و مضمونى وجود دارد كه به فارسى ادا نمى شود اگر هم ادا شود همه نمى توانند علاوه بر اينكه اين الفاظ آنچه كه قرآن است وحى الهى است و نكات و جهاتى كه در آن منظور است در چنان حد كمالى است كه بشر نمى تواند كما هو حقه آن را به لغت ديگر وبلكه به لغت عربى و لفظ ديگر ادا كند.
صفحات: 1· 2