قرائت قرآن در ماه مبارک رمضان
قرائت قرآن
ماه رمضان فصل «بهار قرآن» است همانطور که هر چیزی «بهاری» دارد کما قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: «لِکُلِّ شَیٍ رَبیعٌ و ربیعُ القرآن شَهرُ رمضان» همانطور که «ماه رمضان» بهار قرائت و تلاوت و تدبر و تفکر در قرآن صامت است و از نفحات الهی و نسیم بهاری رمضان و قرآن، دلها زنده میشود باید تفکر و تدبر کنیم به قرآن ناطق که در هر عصری امام معصوم میباشد. چرا که پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی».
قرآن ناطق این زمان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند که یکی از عترت پیامبر است که حضرتش فرمودند: «المهدی من عترتی مِن وُلد فاطمة؛ مهدی از خانواده من، و از فرزندان فاطمه زهرا علیها السلام است. همان اندازه که به قرآن میاندیشیم به عِدل و شریک قرآن هم بیاندیشیم که میگوییم «السلام علیک یا شریک القرآن». اگر مردم برای قرآن «بهاری» دارند و آن ماه رمضان است بهار دیگری هم دارند که آن حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است که در زیارتنامه میگوئیم. السلام علیربیع الانام. سلام بر بهار مردم.
ولایت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف محور قرآن
———-.
منبع: رمضان نشان از قامت رعنا، عباس رمضانعلی زاده ، صفحه۱۶
ولایت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف محور قرآن
ولایت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف محور قرآن
امام صادق علیه السلام فرمود: «ان الله جعل ولایتنا اهل البیت قطب القرآن و قطب جمیع الکتب علیها یستدیر محکم القرآن و بما نوّهت الکتب و یستبین الایمان؛ خداوند، ولایت ما اهل بیت را مدار قرآن و جمیع کتب آسمانی قرار داده است؛ آیات محکم قرآن بر محور آن میچرخد و به سبب آن کتب آسمانی بلند آوازه شده و ایمان آشکار گردیده».
روح قرآن؛ ولایت مهدی استعین ایمان، رضایت مهدی است
———-
رمضان نشان از قامت رعنا، عباس رمضانعلی زاده ، صفحه۱۶
آفات خنده
تبسم و خنده، هرچند موجب نشاط و سرزندگی و سیره پیامبر خداست، ولی گاهی از مرز ادب و اعتدال خارج شده و به عنوان یک پدیدة مذموم مطرح میشود. از این¬رو باید در هنگام خندیدن توجه داشت که به آفات آن گرفتار نشویم.
۱) قهقهه
قهقهه زدن در هنگام خنده، از چیزهایی است که مذمت شده است. قهقهه وقار و سکنیة مؤمن را میبرد و دل را میمیراند. از امام صادق علیه السلام چنین روایت شده است: اَلْقَهْقَهَةُ مِن الشَّیطانِ؛ قهقهه و با صدای بلند خندیدن، از شیطان است. قهقهه و با صدای بلند خندیدن، اسباب غفلت از حق و یاد معاد است. از این رو، بیشترین خندة پیامبر تبسم بوده است. خنده ای که فقط روی لبها نقش میبسته و صدایی نداشته است.
یاد خدا
یاد خداوند
انسان مؤمن در هر حال و در شرایط گوناگون زندگی، باید به یاد خدا باشد، نه آنکه هنگام گرفتاری و اندوه به خدا روی آورد و هنگام خوشی و رفاه، خدا را فراموش کند. بسیاری از انسانها تنها هنگام گرفتاری ها، اهل نماز و دعا میشوند و خدا را یاد میکنند و از او میخواهند که گرفتاری هایشان را برطرف کند، ولی همین که گرفتاری شان برطرف شد و به خوشی دست یافتند، دیگر آن عهد و پیمانی را که با خدا بسته اند، به یاد نمی آورند. این رفتار مانند رفتار کسانی است که در پی توفانی سخت، در تلاطم امواج سهمگین دریا گرفتار آمده اند و درخواست کمک میکنند و آن گاه که با عنایت الهی پا به ساحل آرامش میگذارند، در پی عیش و نوش خویش میروند و دوران سختی را از یاد میبرند. یاد خداوند از جمله عبادتهایی است که انسان را از بندگان خاص خداوند میگرداند. پیامبر در پاسخ کسی که از ایشان پرسید: چگونه میتوانم از بندگان خاص خداوند باشم؟ فرمود: اَکْثِر ذِکْرَ اللّه ِ تَکُنْ أخَصَّ العبادِ الی اللّه تعالی. خدا را زیاد یاد کن (در کارها و رفتارت پیوسته به یاد خدا باش). در این صورت، از بندگان ویژه خداوند خواهی شد. رسول اعظم صلی الله علیه و آله در حدیث شریف دیگری، ذکر و یاد خداوند را شفای دلها دانست. نشاط در عبادتنماز، ریسمان قرب انسان خاکی با خداوند متعال است. خداوند به آدمی اجازه داده است که در محضر او حاضر شود و با او سخن بگوید و به آرامش درون دست یابد. این آرامش هنگامی به دست میآید که حضور خداوند را در هنگام عبادت احساس کنیم. وقتی انسان در پیشگاه الهی برای پرستش و شکرگزاری میایستد، باید با نشاط و شادابی و با توجه به اذکار و افعال، آن را به انجام برساند و با سستی و تنبلی عبادت نکند. متأسفانه برخی افراد وقتی سرگرم دادوستد، تفریح، هم نشینی با دوستان یا دیگر کارهای دنیایی هستند، هرگز احساس خستگی نمی کنند، ولی همین که به نماز میایستند، گویا بار سنگینی بر دوش گرفته اند. از این رو، ذکرهای نماز را چنان با بی حالی ادا میکنند که انسان میپندارد اینان بیمارند. چه زیباست که پیوند خود را با خدای خویش استوار سازیم و عبادت خود را به شوق روحانی و اخلاص بیاراییم. نماز بسان هدیه ای برای پروردگار است. آیا رواست که عبادتهای خود را بدون توجه و حضور قلب و با بی نشاطی به خدای مهربان تقدیم کنیم؟ پیامبر گرامی همواره سفارش میکرد که هنگام عبادت، خدا را ناظر اعمال خویش بدانیم و به عبادت هایمان اهمیت بیشتری بدهیم. ایشان در سخنی میفرماید: أُعْبُدِ اللّه َ کَأَنَّکَ تَراهُ فَإِنْ لَمْ تَکُنْ تَراهُ فَإِنَّهُ یَراکَ. خدا را چنان عبادت کن که گویی او را میبینی؛ زیرا اگر تو او را نمی بینی،او تو را میبیند.
اقبال حسینی نیا، زمزم هدایت: نگارینه ای از سخنان رسول خدا صلی الله علیه و اله ، صفحه۱۰
شرح دعای روز پنجم ماه مبارک رمضان
شرح دعای روز پنجم
در فراز اوّل از دعای روز پنجم ماه مبارک رمضان با دلی شکسته متوجه بارگاه الهی میشویم و میگوییم:
خدایا! مرا امروز از استغفار کنندگان قرار بده.
«استغفار» به معنای توبه و طلب بخشش از گناهان است. «استغفار» عملی پسندیده است که سبب تقرّب انسان به پروردگار میشود. اگر انسان به بخشش و رحمت پرودرگار امید نداشت و نسبت به آینده ی خود مأیوس و نگران بود، هیچ گاه استغفار نمی کرد، بلکه روز به روز بر دامنه ی گناهانش افزوده میشد.
«استغفار» باید جنبه ی عملی داشته باشد؛ زیرا استغفار واقعی آن است که عمل صالح، جبران گناهان و اصلاح گذشته را در پی داشته باشد. امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند:
استغفار، درجه ی انسانهای بلندمرتبه است و شش مرحله دارد. اول: پشیمانی از گذشته؛ دوم: تصمیم بر ترک گناه در آینده؛ سوم: پرداخت حقوق مردم، تا آن که خدا را ملاقات کنی؛ چهارم: جبران واجبات ترک شده؛ پنجم: از بین رفتن گوشتهای روییده از حرام در بدن؛ ششم: چشاندن سختی طاعت به بدن برای جبران خوشی معصیت.
علی بن حمزه از نزدیکان و شاگردان امام صادق علیه السلام چنین میگوید:
دوستی داشتم از سران بنی امیه، روزی به من گفت از امام صادق علیه السلام برایم اجازه بگیر تا به خدمتش برسم. من برای او اجازه گرفتم و با هم به حضور آن حضرت رفتیم. دوستم سلام کرد و در محضر امام نشست و به امام چنین گفت: «قربانت گردم، من کارمند این قوم یعنی خلفای بنی امیّه بودم و از این رهگذر، ثروت کلانی به دست آوردم. اینک توبه کرده ام، با این اموال چه کنم؟! »
امام فرمودند: «اگر افرادی مثل شما، «اعوان ظلمه» نبودند، بنی امیه نمی توانستند حقوق ما را پایمال کنند و به این همه مال و ثروت برسند».
آن گاه فرمودند: «اگر راه نجات تو را بگویم، آیا به آن عمل میکنی؟! »
او عرض کرد: «آری، قول میدهم که عمل بکنم».
امام فرمودند: «همه ی ثروتی که از ناحیه ی بنی امیه به دست آورده ای، به حساب بیاور و مالک آن چه از اموال را شناختی، به او برگردان، و صاحب آن چه را که نمی شناسی، از سوی صاحبش صدقه بده. اگر چنین کنی من در پیشگاه خدا، ضامن بهشت برای تو میشوم».
علی بن حمزه میگوید: پس از آن که امام صادق علیه السلام دوستم را نسبت به پاک ساختن اموالش و توبه ی حقیقی نصیحت فرمود، دیدم دوستم مدت طولانی در فکر فرو رفت و سپس عرض کرد: «من تصمیم خود را گرفتم و دستور شما را انجام خواهم داد». از محضر امام بیرون آمدیم. دوستم با ما به کوفه بازگشت و همه ی آن چه به دست آورده حتی لباسی را که بر تن داشت، به صاحبانش رد کرد و بقیه را صدقه داد. کار به جایی رسید که ما برای او لباس میفرستادیم و معاش روزانه اش را تأمین میکردیم. از این جریان چند ماه بیشتر نگذشته بود که او بیمار شد. به عیادت او رفتیم، در حال جان دادن چشمانش را گشود و گفت: «ای علی بن ابی حمزه! سوگند به خدا، مولای تو؛ امام صادق علیه السلام به وعده ی خود وفا کرد. » این را گفت و از دنیا رفت. جنازه اش را برداشتیم و پس از غسل و کفن و نماز، دفن کردیم.
پس از مدتی به حضور امام صادق علیه السلام رسیدم. حضرت فرمود: «ما به وعده ی خود درباره ی دوستت(یعنی ضمانت بهشت) وفا کردیم». عرض کردم: «درست میفرمایی! دوستم هنگام مرگش همین گونه به من خبر داد! »
بنابراین فراز نخست از دعای روز پنجم ماه مبارک رمضان درباره ی توبه است.
از رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم نقل شد که فرمودند:
توبه را به تأخیر مینداز؛ زیرا مرگ ناگهانی میآید.
امام علی ابن ابی طالب علیه السلام میفرمایند:
توبه قلب را پاک میکند و گناهان را میشوید.
در قسمت دوم دعای این روز عرض میکنیم:
خدایا! مرا در زمره ی بندگان شایسته و فرمان بردار خویش قرار بده.
بنده ی صالح کسی است که اعمال نیکو و شایسته، ملکه و عادت او گردد. سختیها و مشقّات را برای خدا تحمل کند و در راه خداوند از جان و مال و زن و فرزند بگذرد. ایمان به مبدأ و معاد، تلاش در راه عدالت، سبقت در خوبی ها، مبارزه با فساد و منکرها و گسترش معروف و خوبی ها، نشان دهنده ی روح طاعت بنده نسبت به مولا و پروردگارش است. در بخش آخر از دعای روز پنجم، با حالتی ملتمسانه، به درگاه ایزد منان روی میآوریم و میگوییم:
خدایا! مرا از اولیا و دوستان مقرّب خود قرار ده، به رأفت و مهربانیت، ای مهربان ترین مهربانان!
اولیای خدا، کسانی هستند که میان آنان و خدا فاصله ای نیست؛ حجابها از قلبشان کنار رفته است و در پرتوی نور معرفت و ایمان و عمل پاک، خدا را با چشم دل میبینند آن گونه که هیچ شک و تردیدی به دل هایشان راه نمی یابد. در نظر اینان هرچه جز خداست، کوچک، کم ارزش و ناپایدار جلوه میکند.
امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ی معروف «همّام» درباره ی اولیا خداوند چنین میفرماید:
دلهای آنان محزون و مردم از شرّشان در امان هستند.
در قسمت دیگری از این خطبه میفرمایند:
اگر اجلی که خداوند برای آنان مقرر کرده، نبود، حتی یک چشم بر هم زدن ارواح آنان در بدن هایشان آرام نمی گرفت، به خاطر عشق به پاداش الهی و ترس و وحشت از مجازات کیفر او.
در فراز آخر از دعای روز پنجم از مقام قرب اولیای الهی سخن به میان آمد. ویژگی دیگر اولیای خداوند این است که هرگز دلشان نمی لرزد و اندوهناک نمی شوند.
سخت ترین لحظه برای آنان، لحظه ی هجران و دوری از پروردگار است.
زبان حال چنین افرادی در دعای کمیل این گونه است:
اگر مرا به آتش دوزخت بسوزانی، صبر میکنم، اما فراق و دوری تو را چگونه تحمل کنم؟
———-
[راه بندگی: شرحی گذرا بر دعاهای روزانه ی ماه رمضان - محمود نیاکان - صفحه ۱۹]