حديث روز
حديث روز
رسول خدا (ص) فرمودند:
« خداوند رحمت كند پدري را كه با نيكي نمودن ومهرباني به فرزندش وبا آموزش دادن وادب كردنش او را در نيكي به خود ياري مي كند.
مستدرك الوسايل،ج2،ص626
يا سرور العارفين
يا سرور العارفين
1- بايسته است تابا انجام واجبات و ترك محرمات ، مراقبت ويژه داشته باشيم تا قلب، قابليت دريافت نور خدا را پيدا نمايد. هرگاه مهر خدا وشهد مودت او به دلي چشانده شود، سرشار از سرور وشادي مي گردد.
گاهي ابتلا به مشكلات كه موج هاي سنگين درياي زندگي هستند ؛ موجب تقويت روح ايمان و بيداري حس خداجويي انسان مي گردد. امام صادقي(ع) با در ماني نجات بخش ، در اين حالت خطرناك ومأيوس كننده بندگان را، با توصيه به ذكر شفا بخش « دعاي شريق» راهنمايي مي فرمايند. عبدالله بن سنان از آن بزرگوار نقل مي كند فرمودند:
« به زودي شبهه هايي به شما روي مي آورد ؛ در حالي كه امام وراهبري كه شما راهدايت كند، در بين شما نخواهد بود. ازآن شبهه ها نجات نمي يابد مگر كسي كه دعاي غريق را بخواند: « يا الله يا رحمان يا رحيم يا مقلب القلوب ثبت قلبي علي دينك »
2- « هو معكم أين ما كنتم » او با شماست هركجا باشيد .( حديد، آيه 4)
گاهي غفلت انسان موجب عدم توجه به خالق خويش مي شود و آن وقت است كه مشكلات مانند امواج خروشان دريا و گردباد خانمان برانداز طوفان، زندگي ما را به اين سو وآن سو پرتاب مي نمايد و قصد اسارت وشكست ما را دارند اين جاست كه انسان با نگاه به آسمان نيلگون واين سقف بي ستون آهي از اعماق قلبش برمي خيزد و اعلان نياز مي كند :« يا مونسي عند وحشتي»
قلب او ، نگاه او، أنس او مايه آرامش و رهايي از تنهايي ها و وحشت ها است .شاه كليد خوشحالي ها، شناخت حضرت سبحان است . شناخت او كه آرحم الراحمين است .
دنيا فقط به عنوان بهترين ابزار ، وسيله و معبري براي مسب كمال ونيل به درجات عالي است.انسان مومن شادي و نشاط را به خنده هاي بلند و قهقهه هاي مستانه وغفلت از مرگ وقيامت تعبير وتفسير نمي كند بلكه شادي هاي خود را در راستاي رضاي پروردگار سوق مي دهد وهدفمند مي كند.واز محبوب ترين كارها نزد خداي متعال ، وارد ساختن شادماني بردل مومنان است.
ما به دنيا آمده ايم كه با مردم با رافت ورحمت رفتار كنيم و اسرار و عيوب را همچون اسرار خود بدانيم. روحيه عفو و گذشت و رضايت مندي را در خود تقويت واحيا كنيم.همانطور كه تمايل داريم به دنيا و زرق وبرق آن توجه كنيم در مقابل روحيه عفو وگذشت ورحمت ورأفت و…. را نيز تقويت كنيم.
دل بدون ياد خدا هرگز آرامش نخواهد يافت نبايد فراموش كرد كه ما براي تنبيه و دل آزاري نيامده ايم بلكه براي ترفيع به صفات خداوند، چند روزي براي اين كره خاكي ما را مهلت داده اند.
بديهي است كه مراقبت در رفتار ، مواظبت در گفتار وكردار در محضر ميزبان از مهم ترين وظايف ميهمان است. روان شناسان را اعتقاد بر آن است كه تنها راه غلبه برترس ووحشت ، روبه رو شدن با موضوع مورد ترس مي باشد كه موجب وحشت فرد شده است.نتيجه اين آمادگي براي سفر وهجرت به اخرت ، شرط عقل است . اين سفر با توشه ايمان به روز رستاخير و عمل صالح و دوري از گناه و پرهيز از نافرماني نه تنها ترسناك وملال آور نيست ، بلكه اميد بخش نيز خواهد بود .
به اميد روزي كه اطاعت كنندگان هدايايي نه از جنس دنيا، بلكه از نوع بهشت دريافت خواهند نمود .هدايايي كه قابل وصف نيستند ومايه شور ونشاط وشادي اند.
منبع: خلاصه اي از كتاب خدايا چگونه شاد باشم.
اموري كه بر انسان مشتبه مي شود
اموري كه بر انسان مشتبه مي شود
اگر امر بر انسان مشتبه شد و نتواست درستي ويا نادرستي رفتاري را تشخيص دهد، يا نتواست تشخيص دهد كه مصلحت و منفعت آن رفتار بيش از زيانش بوده، مورد رضايت خداوند دو نشانه و علامت مي تواند وي را از نرديد خارج ساخته حقيقت را بنماياند:
نشانه اول : اينكه بنگرد آيا اگر لذت و شادكامي در آن رفتار نمي بود انجامش مي داد؟ اگر در آن لذتي نبود آيا باز آن را انجام ميداد.
نشانه دوم: وآن اينكه بنگرد چه كساني از رفتار او خشنود مي شوند . آيا دنيا پرستان ، هوس آلودگان و بي بندوباران ويا كساني كه به رعايت احكام شرع مقيد نيستندو از رفتار او خوششان مي آيد ، يا بندگان مومن و خود ساخته خدا ؟
بدين ترتيب روشن شد مومن دل باخته معبود كه محركش اطاعت و هدفش كسب رضايت و خشنودي پروردگار است، نفس خويش رااز كمند شهوات مي رهاند و از انبازي با هواپرستان و دنيا خواهان مي پرهيزد و در پرتوي نور هدايت الاهي ، تاريكي ها را از قلب خود مي زدايد و دريچه هاي فهم و ادراك انوار حق را به روي آن مي گشايد .
او افزون برآن كه خود نوراني مي شود وبه مسير هدايت ونيل به تعالي وكمال ديگران را نيز به رستگاري دعوت مي كند.
منبع: بهترين ها وبدترين ها از ديدگاه نهج البلاغه ، محمدتقي مصباح يزدي،ص97
خانواده و سبك زندگي
خانواده و سبك زندگي
اسلامي شروع كن ، خوشبختي جايش همين جاست
كنارتو
نگذار زندگي از مقابل چشمانت بگذرد
و تو فقط نظاره گرش باشي
زندگي را زندگي كن.
در حديثي از رسول اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم ) در مورد سبك زندگي اسلامي و حشر با محبوب آمده است :
« هركس گروهي را دوست بدارد، خدا او را در زمره آنان محشور خواهد كرد.
نهج الفصاحه، ص609،حديث 2986
روضه حضرت ابوالفضل(عليه السلام)
روضه حضرت ابوالفضل(عليه السلام)
وقتي امام حسين(عليه السلام) بالين برادرش حضرت عباس(عليه السلام) آمد هنوز رمقي در بدن داشت عرض كرد: مرا به دو جهت به خيمه مبر، يكي آن كه چون به سكينه وعده آب داده ام و ديگر آن كه چون پرچمدار سپاه شما بودم اگر اهل حرم مرا اين گونه ببينند تاب و توانشان تضعيف مي شود. امام حسين(عليه السلام) در حالي كه اشك چشمان خود را پاك مي كردند تنها به طرف خيمه ها برگشتند ، سكينه نزديك آمد و گفت : از عموميم چه خبر داري؟ او كه رفته بود براي ما آب بياورد پس چگونه تنها برگشتي؟ امام حسين(عليه السلام) گريه كنان فرمود:
« يا اِبنتاه اِنَّ عمَّك العباس قُتِلَ ؛ اي دخترم ! عمويت عباس گشته شد. صدراي گريه سكينه و زنان و زينب و ديگر بانوان بلند شد كه مي گفتند : وا أخاه ، وا عباسا ، وا قِلَّهَ ناصِراه ، وا ضَيعَتاهُ مِن بعدكَ ؛ واي برادر، واي عباس ، واي از كمي ياور ، واي از مصيبتهايي كه بعد از تو با آن روبرو مي شويم.حضرت ابالفضل (عليه السلام نسبت به امام حسين(عليه السلام بسيار وفادار بود در وفاداريش اين جمله ، سند گويايي است كه حتي دشمن هم از آن ياد مي كند وبه ديده تحسين مي نگرد . وقتي كه يزيد پرچم ابالفضل را مشاهده مي كند كه هيچ جاي سالمي جز دستگيره براي نمانده است مي گويد: هكذا يكون وفاء الأخِ لأخيه ؛ يعني اين چنين است وفاداري برادر نسبت به برادرش.
از كنار نهر علقمه دست خالي آمدم هيچ مي داني تو خواهر ، با چه حالي آمدم
زرد روي واشك ريز ونااميد پشت من بشكست وبا قد هلالي آمدم
افتاد دست راست خدايا ز پيكرم بر دامن حسين برسان دست ديگرم
دست چپم بجاست اگر نيست دست راست اما هزار حيف كه يكدست بي صداست
كنار نهر علقمه عدو به دور من همه أيا عزيز فاطمه ، حسين بيا برادرم
حسين جانِ اكبرت، نظر بكن برادرت كه كشته شد برادرت، حسين بيا برادرم
نه دست در بدن مرا، نه حالتِ سخن مرا نه غسل و نه كفن مرا ، حسين بيا برادرم
****
زقرآن پرده حرمت دريدند كنار قتلگه خنجر كشيدند
حسين بن علي را سر بريدند سرش در دامن زهرا جدا شد
دو دست غم به سر خير النسا زد حسينش در يم خون دست و پا زد
يتيمان از حرم بيرون دويدند صداي شيهه مركب شنيدند
به جز يك اسب بي صاحب نديدند به حسرت امدند گِردش گرفتند
آجرك الله يا صاحب الزمان (ع)
منبع: كتاب چهل مجلس هزار حديث ، حجت الإسلام احمد دهقان،ص151