غدیر چشمه جوشان حق
غدیر چشمه جوشان حق
خدای متعال چنین انسانی را با این همه کرامات و فضایل، پس از رحلت پیامبر با کرامت خود، جهت رهبری حکومت اسلامی، و بیان معارف الهی و ارشاد انسان در حیات معنوی، که در تمام زمان ها مورد نیاز جهانیان است، انتخاب کرد و وی را تجلی گاه ولایت مطلقه قرارداد، و به فرمان مطاعش پیامبر را در روز غدیر مأمور به معرفی او فرمود:
«یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیک مِنْ رَبِّک وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یعْصِمُک مِنَ النَّاسِ» «1».
«ای پیامبر! آنچه از سوی پروردگارت [درباره ولایت و رهبری علی بن أبی طالب امیرمؤمنان علیه السلام] بر تو نازل شده ابلاغ کن؛ و اگر انجام ندهی پیام خدا را نرسانده ای. و خدا تو را از [آسیب و گزند] مردم نگه می دارد؛ قطعاً خدا گروه کافران را هدایت نمی کند».
شیعه، در نزول این آیه در روز غدیر، هیچ تردید و شکی ندارد، بزرگان اهل سنت همچون: سیوطی در جلد دوم «در المنثور» صفحه 298، شوکانی در جلد سوم «فتح الغدیر» صفحه 57، بدرالدین حنفی در جلد هشتم «عمدةالقاری» ص 584، فخر رازی در جلد سوم «تفسیر کبیر» صفحه 636، نظام الدین نیشابوری در جلد ششم تفسیر خود صفحه 170، آلوسی در جلد دوم «روح المعانی» صفحه 348، ابن صباغ در «فصول المهمة» صفحه 27، واحدی در «اسباب النزول» صفحه 150، شیخ سلمان بلخی در «ینابیع المودة» باب 39 و بسیاری دیگر از بزرگان آن قوم در کتب حدیث، تاریخ و تفسیر خویش آورده اند که: این آیه در روز غدیر برای معرفی علی علیه السلام به ولایت، امامت، حکومت و ارشاد مردم نازل شده است. آیه شریفه:
«إِنَّما وَلِیکمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکعُونَ» «2».
«سرپرست و دوست شما فقط خدا و رسول اوست و مؤمنانی [مانند علی بن ابی طالب اند] که همواره نماز را برپا می دارند و در حالی که در رکوع اند [به تهیدستان] زکات می دهند».
به نقل امام فخر رازی در جلد سوم تفسیر کبیر صفحه 431، ثعلبی در کشف البیان، زمخشری در جلد اول «کشاف» صفحه 422، طبری در جلد ششم تفسیر صفحه 186، ابوالحسن ربانی در تفسیر، قُرْطبی در جلد ششم تفسیر صفحه 221، فاضل نیشابوری در جلد اول «غرائب القرآن» صفحه 461، واحدی در «اسباب النزول» صفحه 148، ابوبکر جصاص در تفسیر «احکام القرآن» صفحه 542، حافظ ابوبکر شیرازی در «فیما نزل من القرآن فی امیرالمؤمنین»، قاضی بیضاوی در جلد اول تفسیر صفحه 345، ابن ابی الحدید در جلد سوم «شرح نهج البلاغه» صفحه 275، و بسیاری دیگر از بزرگان اسلام، از مفسران حدیث و تاریخ نویسان برای اثبات ولایت مطلقه علی علیه السلام که تجلی ولایت خدا و رسول است، در قرآن مجید نازل شده است.
چون در روز غدیر از جانب حق به وسیله پیامبر ابلاغ شد که علی بن ابیطالب مظهر حق و تجلی گاه ولایت مطلقه الهیه است و مردمان تا روز قیامت، پس از پیامبر به حکومت، ولایت، ارشاد، هدایت، علم، بینش و حقیقت کرامت او در ظاهر و باطن زندگی نیاز دارند، و اتصال به صراط مستقیم الهی جز از طریق قبول ولایت، حکومت، امارت و حکم او ممکن نیست، برای رشد و کمال و تأمین خیر دنیا و آخرت مردم، به غیر توسل و تمسک به حبل ولایت او راهی نمی باشد. آیه شریفه:
«الْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِینَکمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیکمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکمُ الْإِسْلامَ دِیناً» «3».
«امروز [با نصبِ علی بن ابی طالب به ولایت، امامت، حکومت و فرمانروایی بر امت] دینتان را برای شما کامل، و نعمتم را بر شما تمام کردم، و اسلام را برایتان به عنوان دین پسندیدم».
بنابر نقل سیوطی در جلد دوم «دُرّ المنثور» صفحه 256. و ابن کثیر در جلد دوم تفسیرش صفحه 14 و سبط ابن جوزی در تذکرة صفحه 18 و خطیب بغدادی در جلد هشتم تاریخ صفحه 290 و بسیاری دیگر از دانشمندان، بر پیامبر نازل شد و حضرت رسالت پناه از شدت خوشحالی فریاد زدند:
اللَّهُ اکبَرُ عَلی اکمالِ الدِّینِ وَ اتْمامِ النِّعْمَةِ وَ رِضا الرَّبِ بِرِسالَتِی وَوِلایةَ عَلِی بْنِ ابِیطالِبٍ بَعْدِی «4».
«اللَّه اکبر بر کمال دین و تمام نعمت و خوشنودی پروردگار به رسالت من و ولایت علی بن ابیطالب بعد از من» «5».
غدیر در نگاه دیگران
ماجرای روز غدیر و نزول آیه:
«یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیک …» و آیه «الْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِینَکمْ».
را ارباب تاریخ از قبیل: بلاذری، ابن قتیبه، طبری، خطیب بغدادی، ابن زولاق، ابن عبدالبر، شهرستانی، یاقوت حموی، ابن اثیر، ابن ابی الحدید، ابن خلکان، ابن حجر، ابن صباغ، مقریزی، سیوطی، ابن هشام، قرمانی، دمشقی، نورالدین حلبی
و ائمه حدیث ازقبیل:
محمد بن ادریس شافعی، احمد حنبل، ابن ماجه، ترمذی، نسائی، ابویعلی، بغوی، حاکم نیشابوری، ابن مغازلی، ابن منده، خطیب خوارزمی، محب الدین طبری، حموینی، هروی، شیخانی، ابوعبداللَّه زرقانی، ابن حمزه دمشقی؛
و ارباب تفسیر از قبیل:
طبری، ثعلبی، ابوالسعود، فخررازی، ابن کثیرشامی، نیشابوری، سیوطی، آلوسی، خطیب شربینی؛
و ارباب علم کلام از قبیل:
قاضی ابوبکر باقلانی، قاضی عبدالرحمن ایجی، سید شریف جرجانی، بیضاوی، شمس الدین اصفهانی، تفتازانی، قوشجی؛
و ارباب لغت از قبیل:
ابن درید، ابن اثیر، حموی، زبیدی که از تاریخ نویسان، حدیث شناسان، مفسران؛ متکلمان و لغویان بزرگ اهل سنّت هستند، به تقریر زیر، در کتب خود نقل کرده اند:
«روز غدیر در موضعی بین مکه و مدینه، در منطقه (جحفه) پس از بازگشت از حجةالوداع «6» رسول مکرم اسلام، مردم را جمع کرد؛ آن روز آنچنان هوا گرم بود که مسافران ردای خود را زیر پا انداخته بودند، دستور ساختن منبری را از جهاز شتران داد، سپس بر بالای آن رفت و به عموم مردم خطاب کرد و فرمود:
ای امت اسلام: آیا من از شما به شما اولاتر نیستم، همه گفتند: چرا، فرمود:
مَنْ کنْتُ مَوْلاهُ فَعَلی مَوْلاهُ، اللَّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ، وَعادِ مَنْ عاداهُ وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ «7».
من فکر نمی کنم بعد از آن همه آیه در قرآن که مصداق اتم و اکملش بر اساس صحیح ترین روایات، و شهادت اهل اسلام، علی بن ابیطالب علیه السلام است، کسی از اهل سنت، شیعه، عقلای جهان، منصفان عالم و وجدان بیدار، شکی در مقام حضرت مولی الموحدین امیرمؤمنان علیه السلام پس از پیامبر داشته باشد، که شک کننده، جز مخالفت با قرآن و سنت، و غیر از معاند حق و حقیقت نیست.
علی علیه السلام برای اتمام حجت به اهل زمانش، و بویژه در زمانی که زمام حکومت را در اختیار گرفتند، و برای روشن بودن حق، برای تاریخ به مقام حقانیت و ولایت خود، در خطبه بسیار مهم «شقشقیه» اشاره فرموده اند:
اما وَاللَّهِ لَقَدْ تَقَمَّصَهَا ابْنُ ابِی قُحافَةَ وَ انَّهُ لَیعْلَمُ انَّ مَحَلِّی مِنْها مَحَلِّ الْقُطْبِ مِنَ الرَّحَی… «8».
«آگاه باشید، سوگند به خدا! که پسر ابوقحافه جامه حکومت پوشیده در حالی که با تمام وجود می دانست من هم چون قطب وسط سنگ آسیا سزاوار خلافت، حکومت، رهبری، ولایت و ارشاد مردم بودم، علوم و معارف از قلب من همچون سیل خروشان سرازیر می شود، هیچ پرواز کننده ای در عرصه علوم و معارف، به اوج بلندای دانش و بینش من نمی رسد،… من در برابر اهل زمان، جز صبر چاره ای ندیدم، که اگر دست به حمله می بردم، اساس اسلام بر باد فنا می رفت، همانند آنکه خار در چشم و استخوان در گلو دارد، صبر پیشه کردم، در حالی که در برابر دیدگانم، میراث خودم را دستخوش تاراج می دیدم».
—————————————————————-
(1)-/ مائده (9): 67.
(2)- مائدة (9): 55.
(3)-/ مائده (9): 3.
(4)- بشارة المصطفی: 211؛ البلد الامین: 261؛ بحار الانوار: 37/ 156، باب 52.
(5)-/ برای اطلاع بیشتر در این زمینه می توانید به کتاب های: الغدیر، عبقات، احقاق الحق، غایةالمرام و اکثر کتب روائی، تفسیری و تاریخی اهل سنت مراجعه نمایید.
(6)- حجة الوداع آخرین حج پیامبربزرگ اسلام بود که در سال 10 هجری صورت گرفت.
(7)- کافی: 1/ 293، باب الاشارة والنص علی امیرمؤمنان علیه السلام، حدیث 3؛ تهذیب: 3/ 263، باب 25، حدیث 66.
(8)- نهج البلاغه: خطبه 3؛ شرح نهج البلاغه: 1/ 151؛ امالی شیخ طوسی: 372/ مجلس 13.
برگرفته از کتاب بربال اندیشه نوشته استاد حسین انصاریان
دو شاخصه برای پیروان مولای غدیر !
دو شاخصه برای پیروان مولای غدیر !
پیامبر مکرم اسلام در سال پایانی عمرش در حجة الوداع موظف به تبلیغ امری شد که در صورت فقدان آن امر، رسالت ایشان ناقص می ماند.
«اى پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوى تو فرستاده شده است برسان و اگر اینکار را انجام ندهی پیام او را نرسانده اى، خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم، نگاه مى دارد.»[1]
خداوند در سوره عصر بعد از اشاره به خسران انسان ها می فرماید: «مگر كسانى كه ایمان آورده و كارهاى شایسته انجام می دهند و یكدیگر را به حق توصیه نموده و به شكیبایى سفارش می کنند.» در خطبه غدیر بیان گردیده که این سوره در وصف مولا علی (علیه السلام) است. بنابراین حق جو بودن و حق گو بودن(توصیه به حق) باید از شاخه های پیروان مولا علی (علیه السلام) باشد.
پیامبر در آن روز مهم فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِی مَوْلاهُ[2] هر کس من مولای اویم، این علی (علیه السلام) مولا و سرپرست اوست.»
لفظ مولا در این حدیث، عمده اختلاف میان شیعیان و اهل سنت است، آنها مولا را به معنی دوست و یار و یاور معنی می کنند؛ در حالی که مولا به معنی سرپرست و صاحب اختیار است.[3]
در آیه 67 مائده، خداوند، پیامبر خود را به نترسیدن از خطراتِ اعلام جانشینی علی (علیه السلام) دعوت می کند.[4] این نکته (عدم ترس از مخالفت دیگران) یکی از درس های غدیر است. در این مقاله به دو شاخصه مهم پیروان غدیر اشاره می کنیم.
1ـــ نترسیدن از سرزنش دیگران
پیامبر اسلام شخصیتی بود که مثل پیامبران دیگر و بلکه بیشتر، برای پیشبرد دینش سختی های زیادی را به جان خرید، به طوری که پیامبر در خطبه غدیر، بعد از ذکر آزارهای منافقان می فرماید: «مرا اُذُن [سخن شنو و زودباور] نامیدند، به خاطر همراهی علی (علیه السلام) با من، و رویکرد من به او و تمایل و پذیرش او از من، تا بدانجا که خداوند در این موضوع آیه ای فرستاد: «و از آنانند کسانی که پیامبر خدا را می آزارند و می گویند: او سخن شنو و زودباور است. بگو: او در جهت مصلحت شما زود باور خوبى است .»[5]
سپس پیامبر اسلام ضمن اشاره به کرامت خود در مورد آنان، و تاکید بر نگفتن اسامی آنها به مردم می فرماید: «لیکن سوگند به خدا در کارشان کرامت نموده لب فرو بستم. با این حال خداوند از من خشنود نخواهد گشت مگر این که آن چه در حق علی (علیه السّلام) فرو فرستاده به گوش شما برسانم.»[6] و بعد از آن، آیه تبلیغ را خواند.
حدیث فوق، این پیام را به ما پیروان اهلبیت می رساند که؛ پیامبر اسلام در مسیر حق و برای پیشرفت اسلام از آزارهای منافقان، با کرامت در گذشت و تنها به فکر خوشنودی خدا که همانا انتصاب مولا علی (علیه السلام بود) می اندیشید. ما پیروان آن رسول مهربانی نیز اگر خواستار دینداری قابل قبولی هستیم، در مسیر حق باید از سرزنش ها نترسیده و به فکر خوشنودی خدا باشیم. خدا می فرماید: «اى اهل ایمان! هر كس از شما از دینش برگردد [زیانى به خدا نمى رساند] خدا به زودى گروهى را مى آورد كه آنان خدا را دوست دارد، و آنان هم خدا را دوست دارند؛ در برابر مؤمنان فروتن و در برابر كافران سرسخت و قدرتمندند، همواره در راه خدا جهاد مى كنند، و از سرزنش هیچ سرزنش كننده اى نمى ترسند.[7]
این آیه بر این نکته دلالت دارد که پیشبرد مسلمانی با نترسیدن از مشکلات و موانع و زخم زبان های دیگران میسر است. وگرنه اسلامی که گوشه عافیت را بر خواست خدا ترجیح دهد، همان حکایت برخی از دولت های مسلمان است که هم آبروی خود و هم اعتبار اسلام را برده اند؛ در حالی که ملت مسلمان ایران با تاسی از مولای غدیر، و با تحمل زخم زبان های دشمنان اسلام، و سختی ها و مشکلات، اسلام ناب را به جهانیان معرفی کرده اند. ذکر این نکته هم لازم است که یکی از شأن نزول های آیه فوق، در باره ایرانیان است.[8]
2ـــ انتقال مفاهیم غدیر به آیندگان
خداوند در سوره عصر بعد از اشاره به خسران انسان ها می فرماید: «مگر كسانى كه ایمان آورده و كارهاى شایسته انجام می دهند و یكدیگر را به حق توصیه نموده و به شكیبایى سفارش می کنند.»[9] در خطبه غدیر بیان گردیده که این سوره در وصف مولا علی(علیه السلام) است.[10] بنابراین حق جو بودن و حق گو بودن(توصیه به حق) باید از شاخه های پیروان مولا علی(علیه السلام) باشد.
الحمدالله ایران اسلامی با تمسک به مولای غدیر و جانشین بلافصل پیامبر اسلام، پرچمدار اسلام ناب در جهان شده و روز به روز بر اقتدارش افزوده می شود. این اقتدار در سایه رساندن پیام غدیر به جهانیان و تلاش در این زمینه، محقق شده است.
در آیه 67 مائده، خداوند، پیامبر خود را به نترسیدن از خطراتِ اعلام جانشینی علی (علیه السلام) دعوت می کند. این نکته (عدم ترس از مخالفت دیگران) یکی از درس های غدیر است.
چنانکه در خطبه غدیر می خوانیم: «فلیبلغ الحاضر الغائب و الوالد الولد إلى یوم القیامة[11] پس حاضر به غائب و پدر به فرزند تا روز قیامت برساند.» شکی نیست که هر چه جامعه ایران اسلامی ما در این زمینه همت کند و برای رساندن پیام غدیر و برحق بودن مولا علی(علیه السلام) با حفظ وحدت و اخوت اسلامی تلاش کند، خداوند بر عزت و اقتدارش خواهد افزود؛ زیرا که فرمود: «و كسانى كه براى [به دست آوردن خشنودى ] ما [با جان و مال ] كوشیدند، بى تردید آنان را به راه هاى خود [راه رشد، سعادت، كمال، كرامت، بهشت و مقام قرب ] راهنمایى مى كنیم؛ و یقیناً خدا با نیكوكاران است.»[12] و فرمود: «و (نیز به من وحى شده) بى تردید اگر (انس و جن) بر راه (راست اعتقاد و عمل) استقامت ورزند حتما آنها را از آب فراوان (و بركات مادى و معنوى) سیراب سازیم.»[13]
خداوندا ملت ایران را در انتقال پیام غدیر به جهانیان موفق بدار. آمین.
سخن آخر
لفظ مولا در جمله من کنت مولاه فهذا علی مولاه، به معنی سرپرست و صاحب اختیار است. ایران اسلامی با تمسک به مولای غدیر، و نترسیدن از هجمه های دشمنان اسلام، راه خود را به سمت اقتدار و پیشرفت می پیماید.
پی نوشت ها:
1ــ آیه 67 مائده
2ــ تفسیر قمی، ج1، ص174
3ـــ تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ج5، صص 16الی 23
4ـــ تردیدی نیست كه نگرانى پیامبر براى شخص خود و جان خود نبوده بلكه براى كارشكنی ها و مخالفت هاى احتمالى منافقان بوده كه نتیجه آن براى مسلمانان خطرات یا زیان هایى به بار مى آورد. همان، ص4
5ـــ بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 38، ص300
6ـــ الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسی)، ج 1، ص 59
7ــ مائده54
8ــ تفسیر نمونه، ج4، صص417 الی418
9ــ آیه سوم سوره عصر
10ــ العدد القویة لدفع المخاوف الیومیة، رضی الدین علی حلی (برادر علامه حلی)، ص 176
11ـــ تفسیر الصافی، فیض کاشانی، ج 2 ، ص62
12ـــ آیه 69 عنکبوت، ترجمه انصاریان، ص404
13ــ آیه 16 جن، ترجمه مشکینی، ص573
سید حسین سیدی
آیا بهتر نیست پولی که برای حج خرج می شود، صرف فقرا شود؟
آیا بهتر نیست پولی که برای حج خرج می شود، صرف فقرا شود؟
پاسخ:
اولا حج به طور ریشه ای فقر را از بین می برد. چون
۱- کسی که می خواهد به حج برود، باید با مال پاک مخارج سفرش را تامین کند. پس حاجیان واقعی کسانی هستند که در طی مدت عمر، سهم فقرا از اموال خود را پرداخت کرده اند. وَ في أَمْوالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ (۱۹ ذاریات) (متقین کسانی هستند که) و در اموال خود براى سائل و محروم حقى قائل بودند.
۲-حج با آداب و مناسکش انسان را از دنیا طلبی باز می دارد. و وقتی که انسان توانست خواهش های نفسانی را مهار کند، طبیعتا راحت تر می تواند اموال مازادش را به فقرا برساند: امام رضا عليه السلام می فرمایند : (حج برای) به رنج افكندن بدن و باز داشتن آن از خواهشها و لذّتها است. عيون أخبار الرِّضا : ٢/٩٠/١
۳- ریشه فقرها، زیاده طلبی ها و دزدی عده ای است که روزی محرومان را از چنگ شان ربوده اند! پس یک راه مقابله با فقر، از بین بردن سرکشی است. امام صادق عليه السلام می فرمایند : هيچ جايى نزد خداوند متعال محبوبتر از مسعى (محل سعی از مناسک حج) نيست؛ زيرا كه هر گردن كش و متكبّرى در آن جا خوار و ذليل شود. بحار الأنوار : ٩٩/٤٥/٣٤
ثانیا حج با مناسکی چون قربانی و … خود یک راه کمک به فقرا است و توجه به فقرا را بیشتر می کند.
ثالثا اسلام یک دین کاریکاتوری نیست که فقط یک جنبه داشته باشد و بخواهیم آن را منحصر در انفاق کنیم. هر چند انفاق به فقرا نیز بسیار مهم است. و قرآن مکرر توجه به مسائل مالی اجتماع را در کنار بحث عبادت خدا مطرح کرده است (نماز و زکات) ولی همین آموزه انفاق به فقرا، زمانی مطرح می شود که خود دین باقی مانده باشد که با امثال حج باقی می ماند: امام صادق عليه السلام می فرمایند : (حج واجب شد) تا آثار پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شناخته شود و خبرهاى آن حضرت نقل و بازگو شود و از يادها نرود. علل الشرائع : ٤٠٥/٦ و امام على عليه السلام ـ در وصيّت خود به هنگام وفات ـ فرمود : خدا را! خدا را! در حقّ خانه پروردگارتان . تا زنده ايد آن را وا مگذاريد كه اگر رها شود، [از عذاب الهى ]مهلت داده نخواهيد شد. الخصال : ٦٢٠/١٠
رابعا کسی که به خدا ایمان دارد، عوامل هستی را در عوامل مادی منحصر نمی کند و می فهمد که از عوامل معنوی هم می توان برای حل مشکلات بهره گرفت. که خود حج تاثیر زیادی در نزول برکات و رفع مشکلات دارد. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله می فرمایند : حجّ، فقر و تهيدستى را از بين مى برد. تحف العقول : ٧ و امام صادق عليه السلام ـ در پاسخ به عبد الرحمن كه عرض كرد: عده اى از اين داستان گويان مى گويند: اگر كسى يك حجّ به جا آورد و سپس [به جاى رفتن مكرر به حجّ ]صدقه بدهد و صله رحم به جا آورد كار بهترى انجام داده است ـ فرمود : دروغ مى گويند. اگر مردم اين كار را بكنند اين خانه به تعطيلى كشانده مى شود ، در حالى كه خداوند اين خانه را قوام كار مردم قرار داده است. علل الشرائع : ٤٥٢/١
خامسا باید توجه کرد که بعضی برای جنگ با حق، خودشان را زیر شعارهای زیبا مخفی کرده اند. آیا مخارجی که صرف سفر حج می شود، بیشتر است یا مخارجی که برای سفرهای تفریحی پاریس و ترکیه و تایلند و … می شود؟ چرا این تبلیغات علیه حج درباره این طیف سفرها مطرح نمی شود؟ چرا گفته نمی شود با هزینه لوازم آرایشی یک سال، مخارج چند فقیر تامین می شود؟ چرا حساسیتی که علیه حاجیان وجود دارد، علیه کسانی که ماشین های چند صد میلیونی و بلکه میلیاردی سوار می شوند، دیده نمی شود؟ و …
? مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
اوصاف امام هادی علیه السلام در منابع اهل سنت
اوصاف امام هادی علیه السلام در منابع اهل سنت
شخصیت نورانی امام هادی(علیهالسلام) به گونهای بود که بزرگترین علمای اهل سنت به عظمت ایشان اقرار کردهاند و همین امر میتواند سبب اتحاد همه مسلمان جهان حول محور اهلبیت پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) باشد و به راستی بیشتر قرآن و این خاندان نورانی میتواند دلهای مسلمانان را به هم نزدیک کند.
امام هادی(علیهالسلام) فرزند امام جواد(علیهالسلام) دهمین امام شیعیان است. حضرت در 15 ذیالحجه سال 212 هجری قمری در مدینه منوره متولد شد و از سال ۲۲۰ تا ۲۵۴ هجری قمری به مدت ۳۴ سال امامت شیعیان را به عهده داشت.
دوران امامت حضرت مقارن با حکومت چند تن از خلفای عباسی چون معتصم، واثق، متوکل، منتصر، مستعین و معتز بود؛ در میان آنان متوکل عباسی به دشمنی با اهلبیت(علیهمالسلام) و شیعیان شهره بود و از ترس مجبور شد تا امام را از مدینه به سامرا ببرد.[1]
امام هادی(علیهالسلام) با وجود تمام مشکلاتی که در راه تبلیغ دین و هدایت مردم داشت؛ تأثیر قابل توجهی بر جامعه اسلامی گذاشت که نه تنها برای مردم آن زمان مفید و کارگشا بود، بلکه میراثی ارزشمند برای آیندگان نیز به حساب میآید و به همین منظور علاوه بر شیعیان که حضرت را امام و واجب الطاعه میدانند، اهل سنت نیز به بزرگی ایشان معترفند و لب به تحسین حضرت گشودهاند. در این نوشتار تنها برخی از سخنان علمای مطرح اهل سنت در توصیف حضرت را بیان میکنیم.
«شمسالدین محمد بن احمد ذهبی» درباره امام هادی(علیهالسلام) مینویسد: «او فرزند محمد بن علی بن موسی(علیهالسلام) ملقب به هادی، انسانی با شرافت و با جلالت بوده است».[2]
او همچنین در جای دیگری مینویسد: «ایشان فقیه، امام و متعبد بود».[3]
«ابن کثیر دمشقی» در کتاب «البدایه و النهایه» درباره امام هادی(علیهالسلام) میگوید: «ایشان فردی عابد و زاهد بود و در گوشهای از اتاق روی خاک نشسته و به عبادت میپرداخت».[4]
در میان علمای اهل سنت، ابن صباغ مالکی، توجه ویژهای به امام هادی(علیهالسلام) داشته و درباره حضرت مینویسد: «فضائل امام هادی(علیهالسلام) تا ستارگان کشیده شده است، هر کجا منقبتی گفته شود، ریشهاش به امام هادی(علیهالسلام) بر میگردد. اگر کسی از کرم و فضل و ثنای شخص دیگری سخن بگوید، بالاترین مرتبه آن، امام هادی(علیهالسلام) است و اگر از تهذیب نفس و اخلاق برجستهای سخن به میان بیاید، در تمام این آنها روح پاک امام هادی(علیهالسلام) بالاترین مقام تهذیب و اخلاق بوده است».[5]
«ابن حجر هیثمی» هم وقتی به نام امام هادی(علیهالسلام) میرسد؛ از حضرت با احترام یاد میکند و مینویسد: «او وارث علم و سخاوت پدرش بوده است».[6]
«عبدالله بن اسعد یافعی» درباره امام هادى(علیهالسلام) مینویسد: «ایشان کمر همت به عبادت بسته، فقیه و پیشوا بود».[7]
«ابوالفلاح حنبلی» هم در وصف حضرت مینویسد: «ایشان معروف به هادی، فردی فقیه، امام و متعبد بود».[8]
«ابن عماد حنبلی» در کتاب «شذرات الذهب» پس از ذکر نام حضرت مینویسد: «معروف به هادی، شخصی فقیه، امام و متعبد بود؛ ایشان یکی از امامان دوازدهگانه است».[9]
«خیرالدین زرکلی» از علمای معاصر اهل سنت هم در کتاب «الاعلام» خود درباره امام هادى (علیهالسلام) مینویسد: «ایشان دهمین امام، از امامان دوازدهگانه امامیه، فردی صالح و متقی بود».[10]
سخن آخر
این تنها گوشهای از اوصاف امام هادى(علیهالسلام) در منابع اهل سنت است که توسط مهمترین علما و نویسندگان اهل سنت ثبت و ضبط شده است و هر یک به نحوی شایسته و با احترام از حضرت یاد کردهاند که این نشان از اثبات شخصیت والای حضرت نزد علمای اهل سنت دارد. با مشاهده این سخنان اهل سنت و همچنین اعتقاد شیعیان نسبت به این وجود مبارک و شخصیت نورانی، دو نکته به ذهن انسان خطور میکند که یکی دریغ و افسوس است و دیگری امید و روشنی.
اما دریغ و صد افسوس که جامعه اسلامی به واسطه حضور ظالمان و زورگویانی چون متوکل، نتوانست آنگونه که باید از شخصیت الهی امام هادى(علیهالسلام) بهرهمند شود و به جای آنکه فرزند برومند رسولالله(صلیاللهعلیهوآله) زعامت جامعه اسلامی را در دست داشته باشد، ستمگرانی چون معتصم، واثق، متوکل، منتصر، مستعین و معتز بر کرسی خلافت تکیه زدند و با نادانی خود فرصتهای رشد و پیشرفت جامعه اسلامی را به هدر دادند.
ولی با وجود این همه فرصت سوزیها امید و روشنی در دل انسان زنده است، زیرا که مسلمانان میتوانند با اتکا به این امام همام که تمام مذاهب اسلامی لب به تحسین ایشان گشودهاند در مسیر وحدت گام بردارند و به جبران گذشتهها بپردازند؛ باشد که به این واسطه رحمت الهی شامل حال ما شده و منجی عالم بشریت هر چه زودتر ظهور کند.
—————————————————–
پی نوشتها:
[۱]. الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، شیخ مفید، كنگره شيخ مفيد، چاپ اول، قم ، ۱۴۱۳ ق، ج۲، ص۲۸۸.
[2]. «الملقب بالهادی شریف جلیل»، سیر أعلام النبلاء، شمس الدین محمد بن احمد ذهبی، دار النشر: مؤسسة الرسالة بیروت، 1413ق، الطبعة: التاسعة، تحقیق: شعیب الأرناؤوط, محمد نعیم العرقسوسی، ج13، ص121.
[3]. «وکان فقیها إماما متعبدا»، العبر فی خبر من غبر، شمس الدین محمد بن احمد ذهبی، دار النشر: مطبعة حکومة الکویت، الکویت، 1984م، الطبعة: ط 2، تحقیق: د. صلاح الدین المنجد، ج2، ص12.
[4]. «و قد کان عابدا زاهدا»، «و هو علی التراب لیس دونه حائل»، البدایه و النهایه، ابن کثیر دمشقی، دار النشر، مکتبة المعارف، بیروت، ج11، ص19.
[5]. «فما تعدّ منقبة إلاّ وإلیه نحیلها ولا تذکر کریمة إلاّ وله فضیلتها، ولا تورد محمّدة إلاّ وله تفضیلها و جملتها … »، الفصول المهمة فی معرفة الأئمة ،علی بن محمد أحمد المالکی (ابن صباغ)، ج2، ص1074.
[6]. «وکان وارث أبیه علما و سخاء»، الصواعق المحرقه، ابن حجر هیثمی، مؤسسة الرسالة، لبنان، 1997م، الطبعة الأولی، تحقیق: عبد الرحمن بن عبد الله الترکی، کامل محمد الخراط، ج2، ص598.
[7]. «كانَ الْامامُ عَلىُّ الْهادى مُتَعَبِّداً، فَقيهاً، اماماً»، مرآه الجنان، یافعی، دار الكتب العلميه، بيروت، 1417ق، ج2، ص119.
[8]. «أَبوُالْحَسَنِ عَلِىُّ بْنُ الْجَوادِ الْمَعْروُفُ بِالْهادى كانَ فَقيهاً، اماماً، مُتَعَبِّداً»، تاریخ زندگانی امام هادی (علیهالسلام)، ج1، ص31.
[9]. «المعروف بالهادي، كان فقيها إماما متعبّدا، و هو أحد الأئمة الاثني عشر»، شذرات الذهب في اخبار من ذهب، ابن عماد حنبلي، تحقيق الأرناؤوط، دمشق، بيروت، دار ابن كثير، ط الأولى، 1406ق،
[10]. «عاشر الأئمة الاثني عشر عند الإمامية، و أحد الأتقياء الصلحاء»، الأعلام، خیرالدین زرکلی، دار العلم للملایین، الطبعه الخامسه عشر، 2002م، ج4، ص323.
نویسنده :علی رفیعی
رمزگشانی امام هادی علیه السلام از راز روزهای هفته
رمزگشانی امام هادی علیه السلام از راز روزهای هفته
در میان مردم احادیثی از رسول خدا صلی الله و علیه وآله خوانده می شد که گاه معنای درست آن را نمی دانستند. خوشوقتی ما از این است که شخصی درباره یکی از آن احادیث از امام هادی علیه السلام سوال کرد و باعث بازشدن دریچه ای از علم الهی بر روی ما شد.
در زمان ائمه اطهار علیهم السلام در میان مردم احادیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله خوانده می شد که گاه مردم معنای درست آن را نمی دانستند.
یکی از این احادیث درباره روزهای هفته و دشمنی کردن با آن بود. خوش وقتی ما از این است که شخصی درباره آن حدیث از امام هادی علیه السلام سوال کرد و به این سبب باعث باز شدن دریچه ای از علم الهی بر روی ما شد. در اینجا می خواهیم در این باره سخن بگوییم و ضمناً جریان جالبی از علاقه شیعیان به اهل بیت علیهم السلام را حتی در هنگام خطر نقل کنیم.
به دنبال امام خود برای نجات از شبهات حتی در دل دشمن
نوه امام رضا و فرزند حضرت جواد یعنی حضرت علی بن محمد النقی علیهم السلام ملقب به «هادی» می باشند. یکی از حاکمان زمان ایشان متوکل عباسی، فردی بسیار کینه توز و سختگیر علیه شیعیان و ائمه اطهار علیهم السلام بود. متوکل، امام هادی علیه السلام را در جایی حبس کرده بود و شخصی به نام “صقر” از شیعیان آن حضرت، جویای احوال آن حضرت بود. صقر خود را به محل حبس امام علیه السلام رساند و به روشی که معلوم نشود از شیعیان آن حضرت است، به دنبال ملاقات با ایشان بود که سرانجام به شیوه جالبی موفق شد. مأمور ارشد آن مکان هم از شیعیانی بود که عقیده خود را پنهان می کرد اما منظور صقر را فهمید و او را به سوی حضرت هادی علیه السلام راهنمایی کرد. ملاقات او با امام علیه السلام به خاطر رعایت مسائل امنیتی کوتاه بود و او ضمن جویا شدن احوال حضرت، از ایشان سوالی نیز پرسید که این، موضوع نوشته ماست.
روزها، کنایه از امامان است
شیخ صدوق (ره) با سند خود از “صقر بن ابی دلف کرخی” نقل می کند که گفت: متوکل، چون آقای ما امام هادی علیه السلام را برد، آمدم که از خبرش جویا شوم، رازقی که دربان متوکل بود مرا دید، دستور داد تا نزدش بروم، نزد او رفتم، گفت: صقر! چکار داری؟ گفتم: جناب استاد! خیر است. گفت: بنشین، [نشستم،] و فکر این سؤال او، و سؤالهای آینده اش مرا آشفته کرد، با خود گفتم: اشتباه کردم که آمدم. اشاره کرد و مردم را از خود دور کرد، پس به من گفت: چکار داری؟ و برای چه آمده ای؟
گفتم: برای کار خیری گفت: شاید می خواهی از مولایت خبر بگیری؟
گفتم: کدام مولا؟ مولای من امیر است.
گفت: آرام باش، مولای تو حق است، من نیز مذهب تو را دارم.
گفتم: الحمدلله! گفت: آیا می خواهی او را ببینی؟
گفتم آری.
گفت: بنشین تا رئیس پیکها از نزدش بیرون آید.
اهل بیت علیهم السلام گاه در شرایط سختی مثل زندان و حبس و تبعید و حصر و جنگ می زیسته اند. در آن شرایط شیعیان نیز از جانب حکومتهای وقت تحت فشارهای شدید قرار داشته اند و گاه امکان ملاقات با امام عصر خویش را پیدا نمی کردند و یا اینکه در راه رسیدن به محل امام مجبور به حفظ مراقبتهای بسیار می شدند تا جانشان در امان بماند
نشستم، چون بیرون آمد، رازقی به غلامش گفت: دست صقر را بگیر، و به حجره ای که علوی در آن زندانی است ببر، و آن ها را تنها بگذار، او مرا به آن حجره درآورد، به اتاقی اشاره کرد، و من داخل شدم، و دیدم که امام هادی علیه السلام روی حصیری نشسته، و قبری در برابرش کنده اند، سلام کردم، پاسخم را داد، و دستور داد بنشینم. سپس فرمود: صقر! برای چه آمده ای؟ عرض کردم: سرورم! آمده ام تا از احوالتان آگاه شوم. سپس به قبر نگاه کردم و گریستم. به من نگاه کرد و فرمود: صقر! نگران نباش، فعلا نمی توانند به ما بدی برسانند. عرض کردم: الحمدلله!
سپس گفتم: سرورم! حدیثی از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که معنی آن را نمی دانم. فرمود: کدام حدیث؟ عرض کردم: حدیث «با روزها دشمنی نکنید که با شما دشمنی می کنند» معنای آن چیست؟
فرمود: «آری، تا آسمانها و زمین به پاست، روزها ما هستیم، شنبه، نام [و کنایه از] پیامبر خدا -صلی الله علیه و آله- است، یکشنبه، کنایه از امیرمؤمنان -علیه السلام- است، دوشنبه، حسن و حسین -علیهماالسلام- است، سه شنبه، علی بن الحسین، محمد بن علی و جعفر بن محمد -علیهم السلام- است، چهارشنبه، موسی بن جعفر، علی بن موسی، محمد بن علی -علیهم السلام- و من است، پنجشنبه، فرزندم حسن بن علی -علیهماالسلام- است، و جمعه، فرزند فرزندم [حجة بن الحسن -علیهما السلام-] است، که گروه حقخواه بنی آدم، نزد او گرد آیند، و او زمین را پر از داد و عدل کند، همچنانکه پر از ظلم و جور شده است. این است معنای روزها، پس در دنیا با ایشان دشمنی نکنید، که در آخرت با شما دشمنی می کنند.» سپس فرمود: «[صقر!] خداحافظی کن و برو که من بر تو ایمن نیستم.»(1)
برداشت های طلایی از یک حدیث طلایی
در این فرصت می خواهیم به کمک این جریان به چند نکته توجه دهیم:
نکته اول: همانگونه که از جهت مکانی می توانیم با کسی که سالها وفات یافته است، همسایه و هم محلی و همشهری باشیم، به لحاظ زمانی نیز می توانیم با برخی اشخاص همسایه شویم. در روزهای هفته به شکل متناوب همسایه پیامبر و اهل بیت ایشان صلی الله علیهم اجمعین می شویم.
نکته دوم: پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله سخنانی چند جانبه بیان کرده اند که مردم همه معانی آنها را نمی دانند. چه بسیار احادیثی که دارای معانی چند بعدی و جامع می باشد که حاوی نکات رمز آمیزی است که برای آیندگان آشکار می شود.
نکته سوم: نباید به شنیدن و نقل کردن احادیث اکتفا کنیم. باید بکوشیم معنای آن را بیابیم. اگر در این راه تلاش جدی کنیم، خدا ما را کمک خواهد کرد.(2)
نکته چهارم: همواره باید مشتاق علم حقیقی بمانیم. اینکه روزهای هفته کنایه از ائمه علیهم السلام است مطلب درستی است اما حدیث پیامبر صلی الله علیه و آله دارای معانی دیگری نیز می باشد (3) که اگر تا کنون برای ما روشن نشده باشد باید اشتیاق فهم آن را در دل خود زنده نگه داریم.
نکته پنجم: اهل بیت علیهم السلام گاه در شرایط سختی مثل زندان و حبس و تبعید و حصر و جنگ می زیسته اند. در آن شرایط شیعیان نیز از جانب حکومتهای وقت تحت فشارهای شدید قرار داشته اند و گاه امکان ملاقات با امام عصر خویش را پیدا نمی کردند و یا اینکه در راه رسیدن به محل امام مجبور به حفظ مراقبتهای بسیار می شدند تا جانشان در امان بماند.
پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله سخنانی چند جانبه بیان کرده اند که مردم همه معانی آنها را نمی دانند. چه بسیار احادیثی که دارای معانی چند بعدی و جامع می باشد که حاوی نکات رمزآمیزی است که برای آیندگان آشکار می شود
نکته ششم: خدا دوستان خود را رها نمی کند. حتی در شرایط خفقان و ترس علیه ائمه علیهم السلام و شیعیان، برخی از همفکران ایشان به طور مخفیانه در رأس امور قرار داشته اند.
نکته هفتم: ائمه علیهم السلام نیز در مواقع خطر مراعات احتیاط و مراقبت از جان شیعیان را توجه می کردند. خود شیعیان نیز موظف هستند در این شرایط مراقب باشند که خونشان بی جهت به هدر نرود.
نکته هشتم: علم و قدرت اهل بیت علیهم السلام منشأ خدایی دارد با این حال در اغلب اوقات اجازه می دهند که امور از مجرای طبیعی خود جاری شود و از راه قدرتهای باطنی خود، مانع اختیار ظالمان نمی شده اند تا خدا در قیامت به حساب همه رسیدگی کند.
نکته نهم: شیخ صدوق (ره) می گوید: “ایام” به معنای ائمه علیهم السلام نیست اما حضرت رسول صلی الله علیه و آله آن را به شکل کنایه آمیز بیان فرمودند تا فقط اهل حق متوجه منظور اصلی باشند. شیخ صدوق (ره) سپس چند مثال قرآنی می آورد که یکی از آنها عبارت است از «التِّینِ وَ الزَّیْتونِ وَ طورِ سِینِینَ وَ هذَا الْبَلَدِ الْأَمِینِ» که کنایه از پیامبر و علی و حسن و حسین علیهم السلام می باشد.
پی نوشت ها:
1- لَمَّا حَمَلَ الْمتَوَكِّل سَیِّدَنَا أَبَا الْحَسَنِ الْعَسْكَرِیَّ … لَاتعَادوا الْأَیَّامَ فَتعَادِیَكم (خصال، ج2، ص396 و معانی الاخبار، ص122) به نقل از کتاب فرهنگ جامع سخنان امام هادی علیه السلام ترجمه علی مؤیدی.
2- در آخرین آیه سوره عنکبوت خدا به سختکوشان راه خدایی، وعده یاری داده است البته در آن آیه اشاره به احسان نیز شده است یعنی توجه به خدا و رفتارهای متناسب و خیر رساندن به دیگران: وَ الَّذینَ جاهَدوا فینا لَنَهْدِیَنَّهمْ سبلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمحْسِنینَ
3- مثلاً در روایت دیگری، این حدیث پیامبر صلی الله علیه و آله را به مسائل پزشکی (غلبه دم) و توصیه به حجامت در آن ایام و قرائت آیة الکرسی و سایر امور، تفسیر شده است.(مستدرک الوسائل، ج13، ص77)
روح الله رستگارصفت