بهترین و موثرترین روش برای امر به معروف و نهی از منکر چیست؟
امر به معروف در اسلام بسیار مهم است و قرآن آن را رمز فضیلت بهترین امت می شمارد: «كُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ؛ شما بهترین امتى بودید كه به سود انسانها آفریده شده اند (چه اینكه) امر به معروف و نهى از منكر مى كنید.» (آل عمران/۱۱۰)
و امیر المومنین علیه السلام در تبیین اهمیت آن می فرمایند: تمام كارهاى نیكو، و جهاد در راه خدا، در مقابل امر به معروف و نهى از منكر، چونان قطره اى بر دریاى موّاج و پهناور است. (نهج البلاغه، کلمات قصار، ۳۷۴)
در عین حال طبیعی است که اگر این فریضة الهی به طور شایسته عملی نگردد، چه بسا اثر معکوس خواهد داشت. از این رو اسلام آداب و شرایط خاصی را برای امر به معروف و نهی از منکر در نظر گرفته است که شخص ابتدا باید از آن ها آگاهی داشته باشد.
شرایط امر به معروف در توضیح المسایل حضرت امام (ره) بیان شده است، اما مهم ترین آداب آن عبارتند از:
۱_ حُسن برخورد:
قرآن مجید خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم میفرماید: «ای پیغمبر! به بندگانم بگو که با مردم با نیکوترین وجه صحبت نمایند».(۱) خداوند از حضرت موسی علیه السلام میخواهد با فرعونی که ادعای خدایی دارد ،با نرمی و ملاطفت تکلم کند و به ایشان بگوید: آیا میل داری که پاکیزه شوی؟ آیا میخواهی تو را به راه خداوند هدایت کنم تا به درگاه او خاشع شوی؟(۲)
هرگز نمیتوان با خشم و خشونت کسی را از گناه باز داشت. باید مواظب بود تا لطمه ای به شخصیت افراد وارد نشود. امام خمینی در این باره میگوید:سزاوار است آمر به معروف و ناهی از منکر،در امر و نهی خود و مراتب انکارش، چون طبیبی دلسوز و پدری مهربان که مصلحت مرتکب را رعایت میکند باشد و انکارش بر او خصوصاً و بر امت عموماً لطف و رحمت باشد.(۳)
۲_ جلب اعتماد:
امر به معروف و نهی از منکر در صورتی با موفقیت انجام میگیرد که اعتماد طرف مقابل جلب شود. امیرالمومنین علیه السلام میفرماید:«دلهای مردم وحشی است، پس هر کسی بتواند با آنها الفت برقرار کند، به او روی خواهند آورد».(۴) برای این کار باید به خطاکار شخصیت داد و از به کار بردن الفاظ تحقیر آمیز خودداری کرد.
۳_ در نظر گرفتن وضع روحی و روانی:
در اجرای صحیح امر به معروف و نهی از منکر باید شرایط مخاطب را در نظر گرفت. اگر عصبانی است ،نمیتوان نصیحت کرد. امیرالمومنین علیه السلام میفرماید:«برای دلهای آدمیان، علاقه و اقبال و گاهی تنفر و ادبار است. هنگامی که میخواهید کاری را انجام دهید، از طریق علاقه اشخاص وارد شوید ،زیرا هنگامی که کسی را مجبور بر کاری کنید، نابینا میشود».(۵) یعنی خود را به کوری و کری میزند.
۴_ محترم شمردن عقاید افراد:
کسی که سر و وضع خاصی دارد، اینها را ارزش تلقی میکند و نشانه شخصیت میداند. اگر چه از دید ما این نظریه باطل است اما توهین کردن به عقیده و نظر آنها توهین به همة وجودشان خواهد بود. پس باید مراقب بود که نهی را متوجه گناه کرد، نه متوجه افراد و اشخاص.
در کنار تمام اینها توجه بفرمایید که یکی از شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر احتمال اثر است و اگر حس می کنید حرفتان بی فایده است، لازم نیست چیزی بگویید. در مورد شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر از گروه فقه و احکام شرعی سوال کنید.
پینوشت:
۱. اسراء، آیه ۵۳
۲. نازعات، آیه ۱۸ و ۱۹
۳. تحریر الوسیله، ج۱، ص ۴۸۱
۴. نهج البلاغه،قصار ۴۷
۵. همان، قصار ۱۹۳
سوال مهدوی
سوال:
امام زمان(عج) از ما دعا می خواهند یا عمل صالح؟
برخی ها در اعتراض به برگزاری مجالس دعا برای تعجیل در امر ظهور امام زمان(عج) می گویند امام زمان (عج) از ما عمل می خواهد نه دعا! به این افراد چه پاسخی باید داد؟
پاسخ:
دلیل واكنش بسیاری از افراد در قبال دعا برای فرج امام زمان(عج) ناشی از این مطلب است كه به اثرات و بركات دعا توجهی ندارند، درست است امام زمان(عج) از ما عمل كردن به وظایف را می خواهند، ولی با توجه به آثار و بركات دعا،به این نتیجه خواهیم رسید كه اگر دعای ما حقیقی باشد و از صمیم قلب برای آمدن یوسف زهرا(سلام الله علیهما) دعا كنیم، این دعا خود عاملی خواهد بود برای عمل كردن به وظایف.
چرا كه:
۱. دعا نشانگر علاقه و محبت مسلمانان به امام زمان(عج) است. اگر چه دوستى تمام ائمه معصومین علیهم السلام بخشى از ایمان و شرط قبولى اعمال است، در عین حال دعا كردن در حق امام زمان(عج) موجب ازدیاد محبت آن حضرت در دل و در نتیجه موجب تقویت ایمان مى گردد و تقویت ایمان هم در عمل به وظایف ظهور می یابد.
۲. دعا اظهار تجدید عهد و پیمان با آن حضرت است و محتواى پیمان با آن حضرت را دین دارى، شریعت محورى و تصمیم قلبى بر اطاعت امر امام علیه السلام و یارى رساندن او با نثار جان و مال تشكیل مى دهد.
تجدید بیعت با آن حضرت علیهالسلام كارى است كه بعد از هر نماز از نمازهاى پنجگانه یا در هر روز و یا در هر جمعه انجام آن مستحب است. هر روز بعد از نماز صبح، دعاهایىكه مربوط به وجود مبارك امام عصر(عج) است، خوانده شود، بسیار مفید و مؤثر خواهد بود.
دعاى شریف «اللهم بلغ مولاى صاحب الزمان صلوات الله علیه عن جمیع المؤمنین…» و نیز «دعاى عهد» شاهدى براى این سخن است.
۳. دعا سبب زنده نگه داشتن یاد امام غایب در دل منتظران مى گردد. یاد امام زمان(عج) توجه به ارزش هاى دین و اصول اخلاقى را در دلها زنده مى كند و غفلت از یاد امام، یكى از دلایل عمده پژمردگى و سستى ارزش هاى الهى و انسانى در جوامع اسلامى است.
آری كسى كه سلامتى امام زمانش برایش مهم است و برای ظهورش دعا می كند، مسلماً آزردن آن حضرت برایش سخت است؛ در نتیجه دعا براى سلامتى و فرج آن حضرت، انسان را به انجام كارهایى وا مى دارد كه موجب خشنودى آن حضرت و در نتیجه سبب رسیدن به مقام رضوان الهى مى گردد.
بنابراین دعا برای سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان(عج) نه تنها خرافات نمی باشد،بلكه عاملی خواهد بود برای عمل كردن به آنچه مورد رضایت آنحضرت بوده و سبب خوشحالی قلب عزیز دل زهرا می باشد.
? مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
تغییر فرهنگ زیارت به سیاحت
تغییر فرهنگ زیارت به سیاحت
سفرهای زیارتی، سفرهایی بسیار معنوی و اثرگذار برای کسانی است که با تحمل مشکلات بسیار، به آن اقدام میکنند. در گذشته به افرادی که به مکانهای زیارتی تشرف مییافتند، بسیار احترام و توجه میشد و حتی پس از سفر با عنوان ویژه ای خوانده میشدند. کسانی که به مکه مشرف میشدند، حاجی و کسانی که به کربلا میرفتند، کربلایی و کسانی که به مشهد عزیمت میکردند، مشهدی خطاب میشدند و توفیق حضور در چنین اماکنی بسیار باارزش شناخته میشد.
اما در عصر حاضر که سفرها آسان شده و به آسانی و در زمان کوتاه میتوان راههای طولانی را پیمود و به مسافرت رفت، این مسئله سبب شده انگیزه مسافرت به اماکن زیارتی در بعضی افراد دگرگون شود و عده ای بهقصد سیاحت و مشاهده اماکن زیارتی اقدام به سفر کنند که این خود، زمینه به وجود آمدن دیگر آسیبها نیز خواهد بود. مقام معظم رهبری دراین باره میفرماید:
نگاه به حج به صورت یک سفر گردشی یا خدای نکرده با یک اهداف دیگر که گفتنی نیست، این نفس و هوای انسان، انسان را به خیلی جاها میکشاند، باید اینها را مراقبت و جلوگیری کرد، این انگیزههای مادی باید در حج دور شود.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
یأتی علی الناس زمان یکون حج الملوک ترهه و حج الاغنیاء تجاره و حج المساکین مسله.
زمانی خواهد آمد که پادشاهان به قصد سیاحت و ثروتمندان به قصد تجارت و نیازمندان به قصد گدایی حج خواهند گزارد.
از طرفی بسیاری از سفرهای زیارتی به صورت گروهی انجام میپذیرد و حمل و نقل و تغذیه و اسکان زائران بر عهده مجموعه ای خاص است و این امر نیز انتظارهای بعضی از زائران را بالا میبرد. بدین ترتیب اعتراض و شکایت از دست اندرکاران به سبب برخی کاستیها یا پرتوقعی زائر، از آسیبهای این گونه سفرهاست.
عده ای نه تنها روحیه قدرشناسی از دست اندرکاران و عوامل گروه ندارند، همیشه با رفتاری طلبکارانه کاستیها یا هزینه اندکی را که پرداخته اند، به رخ میکشند و خواستههای نابجایی مطرح میکنند.
امام صادق (ع) فرمود:
از ما نیست کسی که با همراهان خود به نیکی، هم نشینی و با دوستان خود مدارا نکند و در غذا خوردن خواسته دیگران را در نظر نگیرد و در خلق وخو اخلاق دیگران را نادیده بگیرد.
———-
[فرهنگ تشرف به اماکن مذهبی - محمد رضا احمدی ندوشن - صفحه ۶۹]
خود اتکایی در تربیت از منظر امام رضا(ع)
خود اتكايي
توجه به استقلال و خوداتكايي از نكات مهم تربيتي است. همگام با رشد جسماني و افزايش سن، توقعات و انتظارات مردم از كودك افزايش مييابد و او بايد خود را براي ايفاي نقش در جامعه آماده سازد. از طرفي وابستگي فرزند به والدين، به ويژه پدر، نه مطلوب است و نه همواره ممكن. زيرا امكان پيش آمدن موقعيت ويژه و محروم شدن فرزند از كمك والدين انكارناپذير است. بنابراين، والدين بايد ضمن نظارت صحيح و حساب شده به تدريج زمينه استقلال و خود اتكايي را در فرزندانشان به وجود آورند و با واگذاري مسؤوليت بدانان قدرت اداره زندگي را در آنها تقويت كنند.
از نكات بسيار زيباي سيره تربيتي امام رضا (ع) توجه به اين امر مهم است. آن حضرت به خوبي براي فرزندش جواد (ع) آينده نگري فرمود و چون ميدانست فرزندش در نوجواني مسؤوليت بزرگ رهبري جامعه اسلامي را به عهده ميگيرد با واگذاردن مسؤوليتها به وي قدرت مديريت و رهبري را در او تقويت كرد. امام هشتم (ع)، هنگامي كه در مدينه بود، اداره امور خويش را عملا به فرزندش وا نهاد و حضرت جواد (ع)، با اينكه كودك و نوجوان بود، به خوبي از عهده اين امر برآمد. حنان بن سدير ميگويد:
… پيوسته حضرت جواد (ع) با اينكه كودك و نوجوان بود، اداره امور حضرت رضا (ع) را در مدينه به عهده داشت و به خادمان حضرت امر و نهي ميكرد و هيچ يك از خدمتگزاران با وي مخالفت نمي كرد. اين سخن بدان معناست كه حضرت جواد (ع) به خوبي مديريت ميكرد و آنها با او مخالفت نمي كردند.
[امام رضا ( علیه السلام ) و تربیت فرزند - علی همت بناری،ص۴۰-۴۱ ]
لباس گران قیمت بر تن خورشید
لباس گران قيمت بر تن خورشيد من براى زيارت خانه خدا به مكه آمده ام، مى دانم كه تو هم آرزوى اين سفر را به دل دارى! بيا با هم يك طوافى گرد كعبه بنماييم. آنجا را نگاه كن! آن پيرمرد را مى گويم، ببين چگونه نماز مى خواند و اشك مى ريزد. واقعا چه مرد باخدايى است، خوشا به حالش، او لباسى بسيار ساده بر تن كرده است.
آرى، او تمام زهد را در وجود خود خلاصه كرده است. آيا موافقى نزديك برويم و اسم او را بپرسيم.
سلام، مرد خدا!
سلام. قبول باشد، اسم شما چيست؟
من عباد هستم.
خوشا به حال تو كه اين قدر اهل نماز و عبادت هستى! خواهش مى كنم.
خلاصه، از شما چه پنهان كه من حسابى مجذوب اين پيرمرد شده ام. در اين ميان، نگاهم به در مسجد مى خورد، آقايى را مى بينم كه وارد مسجد الحرام شده و مشغول طواف مى شود.
خداى من! اين آقا كيست كه اين گونه دل مرا ربود! من از جا بلند مى شوم و به سوى او مى روم، او در حال طواف با خداى خود مناجات مى كند.
به يكى از اطرافيان خود مى گويم: آيا شما اين آقا را مى شناسيد؟ او مى گويد: چگونه است كه او را نمى شناسى؟ او امام صادق (ع) است. من تا اين سخن را مى شنوم خود را به نزد آن حضرت مى رسانم و سلام مى كنم و ايشان با مهربانى جواب سلام مرا مى دهد. همراه با آن حضرت مشغول طواف خانه خدا مى شوم. بعد از لحظاتى، عباد را مى بينم كه به سوى ما مى آيد. وقتى او روبروى امام صادق (ع) قرار مى گيرد با دست به لباس آن حضرت اشاره مى كند و مى گويد: «چرا تو اين لباس گران قيمت را به تن كرده اى؟ مگر تو فرزند على نيستى؟ مگر على لباس ساده به تن نمى كرد؟ ». در اينجا توجه من به لباس امام صادق (ع) جلب مى شود. آن حضرت لباس زيبا و گران قيمتى را به تن كرده است. نگاهى هم به لباس عباد مى كنم، او لباسى بسيار ساده به تن نموده است. هر كس به عباد نگاه كند، زهد و ترك دنيا را در او مى بيند. عجب! عباد مى خواهد درس زهد و ترك دنيا را به امام صادق (ع) ياد بدهد.
به راستى چرا امام صادق (ع) از زهد دور شده است؟ آيا او به دنيا علاقه پيدا كرده است؟ بايد منتظر بمانم و ببينم كه امام (ع) به او چه جوابى مى دهد. امام نگاهى به عباد مى كند و مى فرمايد: «اى عباد! در زمان حضرت على (ع)، لباس همه مردم ساده بود ولى امروز مردم همه از لباس هاى زيبا استفاده مى كنند، من نمى خواهم همانند تو با پوشيدن لباس ساده، ريا كنم و مردم را به سوى خود جذب كنم».
آرى! خداوند، زيبايى هاى زندگى را بر بندگان خود حرام نكرده است. وقتى كه خداوند به ما نعمتى داد، بايد از آن استفاده كنيم.
زهد اين نيست كه دنيا را ترك كنيم و همواره فقيرانه زندگى كنيم، بلكه زهد اين است كه دل به دنيا نبنديم.
[فقط به خاطر تو … - مهدی خدا میان آرانی - صفحه۴]