پرسش و پاسخ کودکان و نوجوانان درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی (۱۰)
پرسش:
اگر کسی کاری کرد که امام زمان علیه السلام ناراحت شد، آیا دیگر حضرت به او نگاه نمی کنند و پاسخ او را نمی دهند؟
پاسخ:
ارتباط تو با پدر و مادرت چگونه است؟ از این که دوستدار امام زمان علیه السلام هستی معلوم میشود که ارتباط خوب و صمیمی با پدر و مادر خود داری، چون میدانی که محبت و احترام به پدر و مادر، دستور قرآن است و امام زمان علیه السلام بسیار بر آن تأکید دارند، اما اگر حواست نبود و کاری کردی که پدر یا مادرت را ناراحت کردی چه اتفاقی میافتد؟
ممکن است لحظاتی از دست تو ناراحت شوند، ولی هر چه باشد شما فرزند و جگر گوشة آنها هستید و در حالی که ممکن است در درون خود و قلب خود ناراحت باشند، اما زیاد به روی خود نمی آورند و با یک عذرخواهی کوچک شما، همه چیز درست میشود. امام زمان علیه السلام از پدر و مادر بسیار مهربان تر است، از هر دوستی، صمیمی تر و رفیق تر است.
امام زمان علیه السلام همانند باران است که بر سر همه موجودات زمین میبارد و هر موجودی به اندازة خودش از آن رحمت خدایی استفاده و بهره میبرد. اما خدای ناکرده، اگر خطا و اشتباهی هم از روی نادانی و حواس پرتیاتفاق افتاد، دقت داشته باشیم که از امام زمان علیه السلام دور نشویم و دوباره برای جبران خطا و اشتباه نزد او برویم.
شرح دعای روز نهم ماه مبارک رمضان
شرح دعای روز نهم
در دعای روز نهم چنین میگوییم: خدایا! مرا امروز از رحمت گسترده ی خویش نصیبی قرار بده. برکات و رحمت الهی همیشه از سوی خداوند متعال به سوی ساکنان زمین سرازیر است. این ما هستیم که باید با خودسازی و تقوا، ظرف وجودی خود را، لایق این آبشار فیض الهی سازیم تا از آن بهرههای فراوان ببریم. چون در این ماه عنایت و نیکیهای پروردگار شامل حال همه ی بندگان میشود، آن را «ماه رحمت» نامیده اند.
در باب رحمت واسعه ی الهی روایتی از امام صادق علیه السلام نقل است که میفرمایند: زمانی که قیامت میرسد، خداوند رحمت خود را میگسترد، به گونه ای که ابلیس نیز در رحمت خداوند به طمع میافتد. در روایت وارد شده است که خداوند خطاب به حضرت داود علیه السلام فرمود: چنان که آفتاب بر کسی که در آن نشیند، تنگ نمی شود، رحمت من نیز بر کسی که در ان داخل شود، تنگ نخواهد شد.
سحر و یاد مهدی علیه السلام
سحر و یاد مهدی علیه السلام
در دوران غیبت، روزمان هم تاریک است، تا چه رسد به شب که تاریک است تاریک. و شب سحر نگردد و فجر طلوع نکند، مگر آن زمان که مهر و ماه تابان آل محمد علیهم السلام طلوع کند.
السلام علی شمس الظلام و بدر التمام؛
سلام بر خورشید تاریکیها و ماه تمام.
به یاد روز تو هر صبح تا شب عمر سر کردم
خیالت را در آغوش از سر شب تا سحر دارم
همان طور که در دعای ماه رجب از زبان مبارک حجه بن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف آمده است: یا مفر قا بین النور و الدیجور؛ ای خدایی که جداکننده نور از تاریکی هستی؛ بگوئیم ای خدا! تاریکی و ظلمت دوران ما را ببر و نور مهدی فاطمه علیها السلام را به مابنما که در سحر گاه روزظهور نوری در خانههای مومنین میتابد، به یک دیگر میگویند: این نور چیست؟ تا این که در سپیده دم متوجه میشوند که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور کرده است همان طور که به دعای فرشتگان تاریکی آسمان را با نور فاطمه زهرا علیها السلام بر طرف نمودی.
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شب قدر که این تازه براتم دادند .
[رمضان نشان از قامت رعنا - عباس رمضانعلی زاده.
- صفحه ۴۰]
۳۰ روز،۳۰ جلسه احکام شرعی(۹)
جلسه ۹: مسابقات و شرط بندى
۱. شرط بندى حلال است يا حرام؟
ج. شرط بندى در مواردى مثل مسابقات اسب دوانى و تيراندازى با شرائط مقرر جايز، و در ساير موارد جايز نيست.
۲. حكم برد و باخت و جوايز در بازى هاى ورزشى مثل فوتبال و واليبال چيست؟
ج. جوايزى كه از طرف سازمانها و مؤسسات پرداخت مى شود، حلال است؛ ولى اگر جايزه از سوى بازيكنان باشد و بازى با شرط برد و باخت برگزار شود، قمار و حرام است.
۳. آيا بازى با شطرنج و شركت در مسابقات شطرنج و تعليم وتعلم وخريد و فروش آن با توجه به احاديث و روايات و ادله فقهى كه در مورد آن وارد شده است جائز مى باشد؟
ج. به نظر حقير بازى شطرنج و لو بدون برد و باخت باشد و تعليم و تعلم و خريد و فروش آن و شركت در مسابقات به هر نحو باشد حرام است.
منبع:[بهار بندگی(ویژه مبلغان ماه مبارک رمضان) - لطف الله صافی گلپایگانی - صفحه۳۳]
گل لبخند
گل لبخند*
خاتون صحرا، آفتاب، آهسته میپژمرد
هر در به سمت گرد بادی خسته وا میشد
هر روز، صدها آفتاب نورس و نو پا
در خاک میخوابید و خرمایی خدا میشد!
ماهی که بی ایمان به آب شور دریا بود
هر روز راه رود را میبست، سد میکرد
انسان تمام عمر خود را پشت بر خورشید
می رفت و دائم سایه خود را لگد میکرد
کاخ غرور مردها، هر شب بنا میشد
بر استخوان کتف سوسنهای نابالغ
بر روی لبهای زمین لبخند سرخی بود
از گیر و دار تیغ و گردنهای نابالغ
پیشانی دریا که آب چشم ماهی هاست
آخر چروک افتاد و آخر، موج پیدا شد
دریا و ماهی بار دیگر آشتی کردند
هر برکه، هر گودال بی مقدار، دریا شد
آمد کسی که دست هایش وقف مردم بود
آمد کسی که نستبی با عشق و طوفان داشت
در سینه اش یک دل، ولی از جنس تابستان
در چشمهای بالغش پیغام باران داشت
می گفت: من خورشید را در آستین دارم
می گفت: من آیینه اهل زمین هستم
ای دستهای سر به زیر و سرد، ای مردم!
من با زلالیهای دریا، هم نشین هستم
هان! ای شمایانی که سیمرغید و میبینم
در بالهای بسته تان پرواز خوابیده!
ای مکه، ای دریای بی ماهی، شب بی ماه!
آتشفشان با دهان باز، خوابیده!
ای مردم، ای آوازهای منتشر در باد!
در دستهای من خدا لبخند خواهد زد
ای دشتهای تشنه و با آب، نامحرم!
یک گل، شما را با خدا پیوند خواهد زد
محمدرضا اکرامی فر