۳۰ روز ،۳۰ حکم شرعی (۷)
جلسه ۷: حق التأليف و رايت
۱. نظر معظم له را پيرامون حقوق مالكيت فكرى و معنوى (حق التأليف، حق اختراع و مواردى همچون توليد بسته هاى نرم افزارى بيان فرماييد.
ج. به طور كلى مشروعيت مالكيت معنوى كه برآن آثار خاصى مرتب مى كنند و حتى در بعض موارد از ديگران سلب حق مى نمايند و ديگران را از تقليد آن ممنوع مى سازند در نزد اينجانب ثابت نيست.
۲. بعضى اوقات ناچاريم يك يا چند صفحه و گاهى يك فصل از كتابى را براى درس يا تحقيق كپى كنيم، چه صورت دارد؟
ج. كپى چند صفحه يايك فصل از كتاب، چاپ كتاب نيست
وآن حكم را ندارد، و اگر مالك آن اذن بدهد اشكال ندارد.
۳. شكستن قفل
CD
ونسخه بردارى و تكثير آن بدون اجازه از صاحب اصلى اش چه حكمى دارد؟
ج. اگر در موقع فروش، شرط نشكستن قفل و عدم كپى شده و يا مبنيّاً بر آن فروخته شده باشد، شكستن قفل و كپى كردن خلاف شرط است و جايز نيست و اگر كسى اين كار را كرد استفاده از آن براى شخص دوم اشكال ندارد.
[بهار بندگی(ویژه مبلغان ماه مبارک رمضان) - لطف الله صافی گلپایگانی - صفحه۴۳]
شرح دعای روز ششم ماه مبارک رمضان
شرح دعای روز ششم
در فراز نخست از دعای روز ششم ماه مبارک رمضان چنین میگوییم: پروردگارا! مرا به سبب عصیان خوار مکن. همان گونه که طاعت خدا عزّت آور و سبب سربلندی و افتخار میشود، معصیت و نافرمانی او نیز ذلّت آور است. گناه انسان را میشکند، ارزش وجودی او را درهم میریزد و فطرت پاک و نورانی وی را آلوده میکند. یکی از آثار گناه، شرمساری، عذاب وجدان و سیه رویی در دنیا و آخرت است. «ابوالفَرَج اصفهانی» در کتاب مقاتل، از قول قاسم بن اَصبغ درباره ی اثر گناه نقل میکند: من مردی را میشناختم که خوش چهره و سفیدرو بود، اما پس از واقعه ی کربلا دیدم که چهره اش سیاه گشته است. به او گفتم: تو مردی زیبا صورت و سفید رو بودی، چه شد که چهره ات این گونه سیاه شده است؟! گفت من جوان نورسی را از همراهان حسین علیه السلام در کربلا به قتل رساندم که در پیشانیش جای سجده مشاهده میشد. از آن روز تا به حال، هرشب به بالینم میآید، گریبانم را میگیرد و به سوی دوزخ میکشاند و مرا در آتش دوزخ میافکند. من چنان در خواب از وحشت فریاد میکنم که تمام همسایگان صدایم را میشنوند. امام صادق علیه السلام نیز در این زمینه
رحمت بی بدیل ماه خدا
رحمت بی بدیل ماه خدا
انس بن مالک میگوید: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بر پله اول منبر بالا رفت و فرمود: «آمین» پس بر پله دوم منبر با لا رفت و فرمود «آمین» [۱] سپس بر پله سوم منبر بالا رفت و فرمود: «آمین» آنگاه بالای منبر نشست. اصحاب گفتند: ای رسول خدا! برای چه آمین گفتی؟ فرمود: هنگام صعود بر منبر جبرئیل نزد من آمد و در زمانی که در پله اول بودن گفت: به خاک مالیده باد بینی انسانی که نام ترا بشنود و لی برتو صلوات نفرستند. پس من گفتمی آمین. زمانی که در پله دوم بودم گفت: به خاک مالیده باد بینی انسانی که پدر و مادر خود را درک کند ولی اهل بهشت نشود، پس من گفتم: آمین. و زمانی که در پله سوم بودم گفت: به خاک مالیده باد بینی انسانی که ماه رمضان را درک کند ولی کاری نکند که مشمول رحمت واسعة الهی شود، پس من گفتم: آمین. [۱]
———-
[۱]: آمین یعنی خدایا مستجاب کن.
[۲]: بحار الانوار، ج۹۶، ص۳۴۷.
انسان وارسته عاشق ماه مبارک
انسان وارسته عاشق ماه مبارك
رسول اللَّه صلى الله عليه و آله فرمود: «افضل النّاس من عشق العبادة فعانقها و أحبّها بقلبه و باشرها بجسده و تفرّع لها هو لايبالى على ما أصبح من الدنيا على عسرٍ أم على يُسر». [۱]
خوشا به حال كسى كه عبادت را معشوق خود بداند؛ با عبادت معانقه كند و آن را با تمام وجود لمس كند، خوشا به حال چنين نمازگزار و روزه دارى كه عاشق صوم باشد.
اين حديث شريف مى فرمايد: بهترين چهره هاى مردمى، آن انسانى است كه به عبادت عشق ورزد، ما را وادار مى كند كه اوّل شائق بعد عاشق عبادت باشيم. شائق به كسى مى گويند كه ندارد و مى طلبد، عاشق به كسى مى گويند كه رسيد و نگه مى دارد. آن انسان تشنه اى كه به دنبال چشمه مى رود را مى گويند مشتاق چشمه است، وقتى به آب رسيد و آب را گرفت و حفظ كرد، مى گويند او عاشق چشمه است. شوق قبل از وصول است و عشق بعد از وصال گفته اند «عشق» كه يك واژه عربى است از يك گياه خاصى كه «عَشَقه» نام دارد، مشتق شده است كه در فارسى به آن پيچك مى گوييم. اين گياه وقتى به درخت چسبيد آنرا رها نمى كند و راه نفس درخت را مى بندد، كم كم آن درخت زرد مى شود، برگهايش ريخته و سرانجام خشك مى شود، در اين هنگام مى گويند درخت را عشقه گرفته، عاشق به يك چنين انسانى مى گويند، آن پيچكِ عبادت او را گرفت، او را زرد كرد، راه نفس او را بست، سرانجام او را خشك و از خود تهى كرد، به اين انسان مى گويند عاشق عبادت است.
لذا در اسرار روزه گرفتن گفتند: روزه بگيريد براى اين كه آن نشاط حيوانى كم بشود، مثل درختى كه او را پيچك گرفته كه ديگر رشد نمى كند.[2]
———-
[۱]: اصول كافى، ج ۲، باب عبادت، حديث ۳
[2]:ایینه رمضان - اول سالِ اهلِ سير و سلوك - محمدحسین فلاح زاده، صفحه ۲۴
بوی بهار
گوشه ای نشسته است و سر در گریبان خویش فرو برده، نای حرف زدن ندارد. میخواهد سکوت کند و لحظه هایش را از برکتِ بوی تو لبریز سازد، بیچاره روح من! باز هم لحظهها آمدند و رفتند، بی آن که بدانم چگونه! زمان میشتابد و با همه سرعتش، لحظههایی را در ذهنم میرویاند که هیچ گاه رسیدنشان را باور نداشتم و با گذر از همین لحظه هاست که یادت سبزتر در باورم قد میکشد. میدهند. گوشش از صدای شکفتن پُر است، ولی باز تو را بهانه میگیرد. باور کن از دستِ این دلِ ناشکیب خسته شده ام! باور کن، به این دلی که لحظه به لحظه اشتیاق حضور تو را فریاد میزند، نمی دانم چگونه بفهمانم که لایقِ بوییدنِ عطرنابِ نرگس نیست! روح تشنهام را تماشا کن. میبینی چگونه میلرزد؟! روزهایی که هوای کوچه زمستانی بود، میگفتم شاید از سردی هواست که این سان میلرزد،