آفتاب امید
شکوفه تنهایی بر شاخه روحم آویخته است. برای گریز از آن و دست یافتن به آرامشی ماندگار، به هر سو هجوم میبرم بی آن که بخواهم. میدانی چه میگویم؟ حسّ غریبی است، چیزی که توان بیانش را ندارم!
لحظهها را گام به گام پرپر میکنم و اندیشه جویندهام در جست وجوی دستانِ لطیفِ تو هر لحظه زخم تازه تری را بر پیکرش به تماشا مینشیند.
می خواهم آشیانه ای در ملکوتِ سکوت برپا کنم. شاید از این مدار به خزانه غیبِ تو راه یابم.
گاه برای رسیدن به آستان دلپذیرت، با شعر در میآمیزم. با چشمانِ شعر، غروبِ انتظار را به تماشا میایستم و با گلوی شعر، شروههای آمدنت را فریاد میکنم.
من با شعر مأنوسم، ولی از شعرهایی که بادهای ملالت در گوشها جار میزنند، سخت دلگیرم؛ چرا که هیچ بوی تو را ندارند.
شعرهای باد تنها توهّمند و خیال. میخواهند سردمان کنند و راه رسیدن به عرش تماشای تو را بر ما ببندند. بادهای ملالت نمی دانند که دلهای مشتاق تنها از بوی شعرهایی آسمانی میشوند که از تو پُر باشند؛ شعرهایی که عطوفتی آسمانی را در خویش رویانده و گرمِ گرم باشند؛ شعرهایی که رسیدنت را فریاد کنند.
از لابه لای پرده عصمتِ خدا، دستانم را تماشا کن؛ دستهایی که خالی مانده اند و حتّی دیواری نیست تا تکیه گاهشان شود.
دلم را ببین که از بی پناهی به هر دری میزند، ولی کسی روی خوش نشانش نمی دهد. میبینی چگونه در جادههای لغزنده سرگردانی، شتابان و پُر هراس راه میپوید؟
آن گاه که لحظهها دست در دستِ هم میگذرند و باز نشانی از تو به چشم نمی آید، به تماشای دلم بیا و بنگر چسان خاموش و غریبانه به نگاه خونین غروب چشم میدوزد!
آفتابِ اُمید، طلوع رُخسارت را بشارت داده و پنجره دلم عاشقانه تر از همیشه، تپیدن را به زمزمه نشسته است. گوش کن، صدایش را میشنوی؟! در جست وجوی توست.
بازآ دستان بهار آور!
- از سبوی انتظار - ندبه دوم: آفتاب امید - صفحه ۸۷
آسیب شناسی تربیتی مهدویت
آسيب شناسى تربيتى مهدويّت
مقدمه
دكتر خسرو باقرى
آسيب شناسى تربيتى مهدويّت، يكى از مصداق هاى بحث عام ترى است كه از آن، به عنوان آسيب شناسى در تربيت دينى ياد شده است. براى توضيح اين كه مقصود از آسيب شناسى تربيتى مهدويّت چيست، نخست بايد به جنبه ى تربيتى مهدويّت اشاره كرد. اعتقاد به وجود و ظهور امام مهدى (عج)، از جمله ى اعتقادات اسلامى و شيعى است و هم چون ساير اجزاى اين اعتقادات، لوازم تربيتى معينى بر آن مترتب است. بر اين اساس، مهدويّت، تنها مساءله اى اعتقادى نيست، بلكه از بعد تربيتى نيز برخوردار است. هنگامى كه ما مشخص مىكنيم بر اساس متون روايى، اعتقاد به وجود و ظهور مهدى (عج)، ضرورى است، مجموعه اى دانشى را براى افراد فراهم نموده ايم. اما هنگامى كه اين مجموعه ى دانشى، به همراه خود، تحولات هيجانى، عاطفى و عملى معينى را ايجاد مى كند كه ضمن آن، افراد مى كوشند خود را براى ياورى امام مهدى (عج) مهيا سازند، چهره ى تربيتى مهدويّت آشكار مى گردد. با توجه به جنبه ى تربيتى مهدويّت، اكنون مى توان مقصود از آسيب شناسى معطوف به آن را مشخص كرد. در اين جا، آسيب شناسى، حاكى از بازشناسى موارد سوءبرداشت يا سوءعملكرد در جريان تربيتى مهدويّت است. تا جايى كه به ذات دين، مشتمل بر مهدويّت، مربوط است، نمى توان از آسيب و آسيب شناسى سخن به ميان آورد. اما هنگامى كه جريان تربيت دينى، مشتمل بر بعد تربيتى مهدويّت، شكل مى گيرد، امكان ظهور آسيب و بنابراين آسيب شناسى فراهم مى گردد؛ زيرا در جريان تربيت دينى، دست آدمى گشوده مى شود و اكنون اوست كه بايد با فهمى كه از دين كسب مى كند، به عمل روى آورد و زمينه ى تحقق برداشت هاى خود را هموار كند. در طىّ اين مسير است كه افق كوتاه ديد آدمى، بدفهمىها را در دامن مى پرورد، چنان كه دامنه ى محدود همّت او، بدكردارىها را در پى مى آورد. از اين رو، آسيب شناسى تربيتى مهدويّت، تلاشى براى بازشناسى اين گونه لغزش هاى فكرى و عملى در جريان تحقق بخشيدن به بعد تربيتى مهدويّت است. اما چنان كه اشاره شد، آسيب شناسى تربيتى مهدويّت، خود، موردى از بحث عام تر آسيب شناسى تربيت دينى و اسلامى است.
به عبارت ديگر، همه ى انواع آسيب شناسى در تربيت دينى، در هر يك از موارد آن نيز صادق خواهد بود. به اين ترتيب، رابطه ى آسيب شناسى تربيت دينى با آسيب شناسى تربيتى مهدويّت، رابطه ى كلى و جزئى خواهد بود. يعنى آن چه به طور كلى در مورد نخست صادق است، به نحو جزئى و مصداقى، در مورد دوم نيز صادق خواهد بود. بر اين اساس، چارچوب آسيب شناسى تربيتى مهدويّت بايد بر حسب چارچوب كلى آسيب شناسى تربيت دينى و اسلامى صورت بندى شود. نگارنده، پيش تر در مقاله اى تحت عنوان (آسيب و سلامت در تربيت دينى)، چارچوبى كلى براى بحث پيشنهاد كرده است. در نوشتار حاضر، با مبنا قرار دادن چارچوب مذكور، در مورد خاص مهدويّت به بحث از آسيب شناسى تربيتى خواهيم پرداخت. در چارچوب مبنايى، آسيب شناسى تربيت دينى، در هفت محور تنظيم شده است.
در هر يك از اين محورها، دو سوى لغزش و آسيب و يك حدّ ميانه، به منزله ى شاخص سلامت مطرح گرديده است. در اين جا، فهرست محورهاى مذكور ذكر مى گردد و در متن مقاله، با اشاره اى كوتاه در توضيح هر يك، مستنداتى در خصوص بحث اصلى اين نوشتار يعنى مهدويّت به دست داده خواهد شد. محورهاى اصلى آسيب شناسى تربيت دينى به قرار زير است:
۱. آسيب ها: حصاربندى و حصارشكنى ؛ سلامت: مرزشناسى.
۲. آسيب ها: كمال گرايى (غيرواقع گرا) و سهل انگارى ؛ سلامت: سهل گيرى.
۳. آسيب ها: گسست و دنباله روى ؛ سلامت: هدايت.
۴. آسيب ها: مريد پرورى و تك روى ؛ سلامت: امامت.
۵. آسيب ها: قشرى گرى و عقل گرايى ؛ سلامت: عقل ورزى.
۶. آسيب ها: خرافه پردازى و راززدايى ؛ سلامت: حق باورى.
۷. آسيب ها: انحصارگرايى و كثرت گرايى ؛ سلامت: حقيقت گرايى مرتبتى.
امر به معروف ونهی از منکر و شهید همت
شهید همت
همسر شهید همت میگوید:
من همیشه با کسانی از فامیل و آشنا و حتی غریبهها که فکرهای مخالف داشتند، جر و بحث میکردم؛ چه قبل از ازدواج و چه بعد از آن، اما ابراهیم میگفت: «باید بنشینیم و با همه شان منطقی حرف بزنیم. »
میگفتم: «ولی اینها همه اش آدم را مسخره میکنند. » میگفت: «ما در قبال تمام کسانی که راه کج رفته اند، مسئولیم. حق نداریم با ایشان برخورد تند کنیم. از کجا معلوم توی انحراف اینها، تک تک ما نقشی نداشته باشیم؟ » گفتم: «تو کجایی که بخواهی نقشی داشته باشی، تو را که من هم نمی بینم. » گفت: «چه فرقی میکند؟ منِ نوعی، برخورد نادرستم، سهل انگاری ام، کوتاهی ام، همه اینها باعث انحراف میشود».
———-
[ظرافت های اخلاقی شهدا - شهید حجت الاسلام و المسلمین حاج مهدی شاه آبادی - صفحه ۲۵]
پرسش و پاسخ کودکان و نوجوانان درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف (۳)
پرسش:
شنیدهام امام زمان علیه السلام در پنج سالگی به امامت رسیده اند، چگونه ممکن است کسی در پنج سالگی امام شود؟
پاسخ:
به نظر شما چه سنی مناسب است که امامتِ امامی آغازشود؟
شاید بگویید در سن سی تا چهل سالگی.
حال پرسش بعدی را میپرسم و آن این که چرا این سن را برای شروع امامت مناسب میدانید؟
شاید بگویید: برای این که فرصت باشد مقدار بیشتری علم و تجربه به دست آورد تا امامت بهتر اداره شود.
از این پاسخ شما معلوم میشود که پرسش از امامت در کودکی زمانی مطرح میشود که ما امامت امام را با مقامات و پستهای انسانها مقایسه میکنیم، در صورتی که امامت مانند نبوت و پیامبری از طرف خداوند به بندگان برگزیده و شایسته خود بخشیده شده و چون همه چیزش از طرف خداست، سن و سال در آن دخالتی ندارد و به همین خاطر شما میبینید به غیر از امام مهدی علیه السلام که در نهم ربیع سال ۲۶۰هجری قمری در پنج سالگی به امامت رسیدند قبل از آن امام جواد علیه السلام و امام هادی علیه السلام در سن هفت سالگی به امامت رسیدند و این امر یعنی امامت در سن کودکی نهفقط در امامان ما که در پیامبران گذشته هم اتفاق افتاده است، چون همان گونه که بیان شد هم امامت و هم نبوت از طریق خداوند تعیین میشود و به سن و سال ارتباطی ندارد که لازم باشد مدتی را درس بخواند و استاد ببیند و یا تجربه به دست آورد، بلکه در همان لحظه اول که پیامبری و امامت از طرف خداوند به آنها داده میشود، هر آن چه برای پیامبری و امامت لازم است نیز به آنها داده میشود.
دوستان خوب، حضرت عیسی بن مریم علیها السلام پیامبری است که از هنگام تولد، نبوت و پیامبری خود را به طور آشکار بیان نمود. در قرآن میخوانیم:
« قَالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتَانِی الْکتَابَ وَجَعَلَنِی نَبِیًّا» [مریم ، آیه۱۰]
[حضرت عیسی علیه السلام در حالی که کودک بود] گفت: من بنده خدا هستم، به من کتاب داده و مرا پیامبر قرار داده است.
حضرت یحیی علیه السلام یکی دیگر از پیامبرانی است که در کودکی به مقام نبوت رسید. خداوند در این باره در قرآن خطاب به او فرمود: « یَا یَحْیَی خُذْ الْکتَابَ بِقُوَّةٍ وَآتَیْنَاهُ الْحُکمَ صَبِیًّا»[ مریم، آیه۱۲ ] ای یحیی! کتاب[خدا] را با قوّت بگیر. ما فرمان نبوت را در کودکی به او دادیم.
———-
منبع:پدیدآور: بیست پرسش و پاسخ کودکان و نوجوانان درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، محمد یوسفیان،مشخصات نشر: قم: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج)، مرکز تخصصی امامت و مهدویت، ۱۳۹۲،ص۲۶
سالمندان از دیدگاه معصومین علیهم السلام
سالمندان از دیدگاه معصومین علیهم السلام رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام با ارزنده ترین و زیباترین سخنان، سالمندان را در والاترین سریر اجتماعی نشانده و چنان فرّ و شکوهی به آنان بخشیده اند که همگان باید تنها از روزنه ی مفاهیم بلندی هم چون تجربه، دانایی و مُرشدی به آنان بنگرند، نه به دیده ی سستی و نیازمندی. این گونه بزرگ داشت سالمند، اعضای جامعه را وا میدارد تا خود را به سالمند نیازمند ببینند، نه این که سالمند را نیازمند خویش بپندارند. اکنون به نمونههایی از این شکوه بخشیها اشاره میکنیم:
۱. سالمندی و پیامبری
رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: هر پیری در میان طایفه اش هم چون پیامبری است در میان قومش. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم در تبیین جایگاه ارزش مند سالمند در اسلام، در رهبری طایفه و خانواده، به او رتبه ی پیامبری میدهد؛ زیرا سالمندی، دوره ای سرشار از کوله بار پختگی، تجربه و کمال است و به یقین، بهره گیری از تجربه ی سالمندان، راه گشای جامعه ی انسانی خواهد بود. براساس این سخن، آدمیان همان گونه که در پیشگاه مقدس پیامبران راستین، سر کرنش و فرمانبرداری فرود میآورند و از مهر و عطوفت و ارشادشان، بهره مند میگردند، باید در برابر تجربه و دانش دیرپای سالمندان، سر تعظیم فرود آورند. ارزش مندی تجربه و اندیشه ی سالمند به گونه ای است که امیر سخن، امام علی علیه السلام فرموده است.