آيا ممکن است خدا دعايي که به صلاح ما نيست را مستجاب کند؟
سوال:
آيا ممکن است خدا دعايي که به صلاح ما نيست را مستجاب کند؟
پاسخ:
رحمت و لطف و مهرباني خدا اقتضا مي کند که اگر بنده خواسته اي داشته باشد که مفسده اي براي آن بنده دارد آن دعا را اجابت نکند مگر اين که بر اثر اسرار و پا فشاري اگر خدا ان را اجابت نکند مفسده بزرگ تري مثل مايوس شدن از خدا، شرک ، کفر و يا سست شدن ايمان براي آن فرد پيش بيايد که اين مفسده دوم از آن مفسده آن کار خواسته شده بيشتر است براي همين خدا دعاي او را بر آورده مي کند تا از مفسده بزرگتري جلو گيري کند ولو اين که آن مورد خواسته هم داراي مفسده است.
به عنوان مثال فردي دعا مي کند که خدا وسائل ازدواج او را با فلان زن فراهم سازد خدا که با علم خود مي داند که اين مورد ازدواج به صلاح او نيست و مفسده هايي را به دنبال دارد مثلا اين ها کارشان به طلاق مي انجامد ولي از طرفي اين فرد آنقدر شيفته اين زن است که خواسته خود را مهمترين امر زندگي خود مي داند و اگر اين خواسته را نگيرد از دين خارج مي شود و يا به خدا بد بين مي شود خدا ازدواج با آن زن را براي او (با وجود آن مفسده) فراهم مي سازد تا جلو بي دين شدن اين فرد را بگيرد.
امام باقر عليهالسلام ميفرمايد: «واللّه لا يُلِحُّ عبدٌ مُؤمِن علَى اللّه عز و جل في حاجتِهِ إلاّ قضاها لَهُ». بـه خـدا سوگند هيچ بـنده مؤمنى در حاجت خود به درگاه خداوند عز و جل اصرار نورزد، مگر آن که حاجتش را بر آورد. الکافي: 2/ 475/ 3
بنا بر اين ما بايد اصرار بر دعا داشته باشيم اما اصرار بر استجابت نداشته باشيم چراکه نفس اين دعا به نفع ماست و آيا مورد اين دعا به نفع ما باشد يا نه را ما نمي دانيم و بايد آن را به خدا واگذار کنيم:
«عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ»(بقره/216)
پس در وهله اول خدا کاري که به مصلحت بنده نباشد را اجابت نمي کند مگر اين که امري مهمتر از آن مصلحت اول پيش بيايد و خدا به خاطر آن امر دوم آن دعا را بر آورده کند . البته مي توان گفت اين کار دوم را اگر درست بنگريم خود مصلحتي اولي از مصلحت اول است که باز قاعده را منتفي نمي کند با اين تعبير مي توان گفت که خدا هيچ گاه بر خلاف مصلحت ما دعايي را مستجاب نمي کند.
? مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
اشتراکات اهل حق
اشتراکات اهل حق
با همه ی اختلافات موجود تمامی گروه های اهل حق در پنج مورد با هم اشتراك دارند كه عبارت است از:
سرسپردن
داشتن پير و دليل
نياز دادن به جاي نماز
سه روز روزه گرفتن
شارب داشتن
منبع: سيري كوتاه در مرام اهل حق، ص 56
رستگاری دنیوی و اخروی
رستگاری دنیوی و اخروی
با توجه به معنای رستگاری و کاربرد آن در قرآن کریم، رستگاری به دو گونه دنیوی و اخروی تقسیم می شود:
معنای رستگاری دنیوی
رستگاری دنیوی مبتنی بر امری است که زندگی را گوارا می سازد و آن امر در درجه اول بقاء و سپس توانگری و عزت است([1]). مضمون برخی از آیات قرآن دلالت بر چنین رستگاری دارد؛ به عنوان مثال در داستان رویارویی ساحران فرعون با حضرت موسی(ع)، هنگامی که ساحران با یکدیگر صحبت می کردند، قرآن کریم از قول آن ها چنین می فرماید:
فَأَجْمِعُوا كَيْدَكُمْ ثُمَّ ائْتُوا صَفًّا وَقَدْ أَفْلَحَ الْيَوْمَ مَنِ اسْتَعْلَى ([2])؛ «پس تدبیر [و ابزار سحر] خود را [یکجا] جمع کنید، آن گاه صف کشیده [به صورتی متحد] بیایید که یقیناً امروز پیروزی برای کسی است که [بر طرفِ مقابل] چیره شود.»
باید توجه داشت که رستگاری دنیوی ارتباط عمیقی با رستگاری اخروی دارد. به هر پیروزی و موفقیت در دنیا رستگاری گفته نمی شود. چه بسا افرادی در جهت تحصیل، ثروت اندوزی، پُست و مقام، جایگاه خوبی را کسب کرده اند اما در مسیر عبودیت و بندگی خداوند قدم نگذاشته و معنویت و توشه ای برای آخرت خود به دست نیاورده اند. چنین انسان هایی اگرچه به موفقیت و پیروزی نسبی در دنیا رسیده اند اما به رستگاری دنیوی نائل نشده اند.
رستگاری دنیوی هنگامی برای انسان حاصل می شود که همه موفقیت ها و پیروزی هایی که در دنیا کسب می کند در جهت رضایت خداوند و پیروی از دستورات او باشد. در چنین صورتی همین رستگاری دنیوی، فلاح و رستگاری اخروی را به دنبال دارد.
معنای رستگاری اخروی
رستگاری اخروی به معنای آن است که انسان به کنار زدن موانع و مشکلات دنیوی و پشت سر گذاردن امتحانات الهی و با توجه به اعمال صالحی که کسب نموده، در سرای آخرت غرق در نعمت های جاودان الهی شود. چنین رستگاری و فلاحی دارای چهار خصوصیت است:
1- بقایی که فنا نداشته باشد. 2- غنائی که دستخوش فقر نشود. 3- عزتی که آمیخته با ذلت نباشد. 4- علمی که همراه با جهل نباشد([3]). پس اگر دستیابی به سعادت را فلاح و رستگاری خوانده اند، به جهت شکافتن و برطرف کردن موانع و ظاهر شدن رخسار مطلوب است([4]). بسیاری از آیات قرآن که در مورد فلاح و رستگاری نازل شده بر همین معنا دلالت دارد([5]):
أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ([6])؛ «آگاه باش که بی تردید حزب خدا همان رستگارانند.»
قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى([7])؛ «بی تردید کسی که خود را [از زشتی های باطن و ظاهر] پاک کرد، رستگار شد.»
——————————————————-
[1]. ترجمه تفسیر المیزان: 15/ 5؛ مجمع البحرین: 2/ 400؛ مفردات: 644.
[2]. طه (20): 64.
[3]. ترجمه تفسیر المیزان: 15/ 5؛ مجمع البحرین: 2/ 400؛ مفردات: 644.
[4]. ترجمه تفسیر المیزان: 15/ 5.
[5]. خداوند سبحان در این باره می فرماید: )قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا(؛ شمس (91): «به راستی کسی که نفْس را [از زشت کاری] پاک کرد [تا به رشد لایقش برسد]، [بر موانع راه سعادت] پیروز شد.»؛ در آیه دیگری می فرماید: )إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ(؛ مومنون (23): 117؛ «بی شک کافران [در هیچ میدانی و بر هیچ چیزی] پیروز نمی شوند.»؛ و نیز می فرماید: )أُولَئِكَ عَلَى هُدًى مِنْ رَبِّهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ(؛ بقره (2): 5؛ «آنانند که از سوی پروردگارشان بر [بلندای] هدایتند، و آنانند که [بر موانع راهِ سعادت] پیروز ند.»
[6]. مجادلة (58):22.
[7]. اعلی (87): 14.
برگرفته از کتاب راه و رسم رستگاری نوشته استاد انصاریان
گناه عامل سهلانگاری و گمراهی
گناه عامل سهلانگاری و گمراهی
قرآن مجید کسانی را که تا پایان عمر بر انجام گناهان اصرار دارند، در اوج شقاوت و تیره بختی دانسته و می فرماید: از نشانه های شقاوت و تیره بختی این افراد، دین گریزی آنان است. این امر منحصر به زمان گذشته و حال نیست؛ بلکه در آینده نیز کسانی خواهند آمد که سرسختانه با دین و دین مداری مقابله می کنند.
آنان کسانی هستند که علی رغم مشاهدۀ معجزات انبیا، دین را نپذیرفته اند. نسبت دادن سحر به معجزات و ساحری به انبیا الهی، نقطۀ مشترک تمام این افراد و گروه ها در طول تاریخ حیات انبیا بوده است. خداوند متعال در این رابطه می فرماید:
كَذَلِكَ مَا أَتَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا قَالُوا سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ[1]؛ «شیوۀ کفرپیشگان همیشه چنین بوده است که هیچ پیامبری برایشان نیامد مگر این که گفتند: جادوگر یا دیوانه است!»
همۀ انبیا در دوران رسالت خویش، به نوعی مورد توهین و تهمت منکران و دشمنان حق قرار می گرفتند؛ به گونه ای که روزی به آنان نسبت سحر و جادو می دادند و روزی ایشان را دیوانه و مجنون و یا دروغ گو خطاب می کردند. نسبت های ناروایی که به پیامبر عظیم الشأن اسلام(ص) هم داده می شد. چنان که قرآن کریم به صراحت می فرماید مخالفان پیامبر(ص) نسبت های ناروایی به او می دادند، تا افکار عمومی را ـ که به سرعت متوجّه او می شد ـ از وی منحرف سازند. از جمله گاهی به او مجنون،([2]) گاهی شاعر،([3]) گاهی کاهن([4]) و زمانی هم حضرت را ساحر([5]) می خواندند.
هنگامی که دشمنان معجزه ای می دیدند، می گفتند:
وَيَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ([6])؛ «گویند: [این] جادویی همیشگی است!»
آن ها به پیامبر(ص) نسبت ناروا می دادند و می گفتند:
وَقَالُوا يَا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ([7])؛ «ای کسی که قرآن بر او نازل شده! قطعاً تو دیوانه ای!!!»
و هنگامی که قرآن را می دیدند، می گفتند:
إِنْ هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ([8])؛ «این [قرآن] جز افسانه های پیشینیان نیست.»
دلیل این اقدامات نابخردانه و سهل انگاری در برابر دین و معجزه های انبیا الهی:، چیزی جز گناه و معصیت نبود. زیرا گناهان پیاپی و تکرار معاصی، انسان ها را از مدار انسانیت و حق گرایی و حق گویی دور می کند. امیرمؤمنان علی7 درباره کسانی که از دایرۀ انسانیت خارج شده اند و قلب شان از نور ایمان تهی و به ظلمت خو گرفته است، می فرمایند:
«فَالصُّورَةُ صُورَةُ اِنْسانٍ وَالْقَلْبُ قَلْبُ حَیوانٍ، لایعْرِفُ بابَ الْهُدی فَیتَّبِعَهُ وَلا بابَ الْعَمی فَیصُدَّ عَنْهُ، فَذلِک مَیّتُ الْأَحْیاءِ([9])؛ صورت، صورت انسان است و قلب، قلب حیوان. آگاه به هدایت نیست؛ تا از آن پیروی کند و آشنای به گمراهی نیست؛ تا از آن دست بردارد. این چنین آدمی مرده ای در میان زنده ها است.»
از این رو چشم و دل آنان به حقایق مجسّم بسته شده بود.
——————————————————-
[1]. ذاریات(51): 52.
[2]. صافات(37): 36.
[3]. صافات(37): 36.
[4]. طور(52): 29.
[5]. مدثر(74): 24 ـ 25.
[6]. قمر(54): 2.
[7]. حجر(15): 6.
[8]. انعام(6): 25.
[9]. نهج البلاغه: خطبه 86.
برگرفته از کتاب اسلام دین آسان نوشته استاد انصاریان
اثر غذای حلال در تربیت فرزندان
اثر غذای حلال در تربیت فرزندان
گذشته از این که پدر نیازهای روحی همسر و فرزندان را تأمین می نماید، باید با تهیه غذای حلال و توسعه در زندگی برای رشد سالم و صحیح جسمی آنان زمینه سازی نماید. چنان که می دانیم اثر غذا در فرزندان، قبل از این که آن ها به این عالم قدم بگذارند، امری مسلم و تردیدناپذیر است و در طول تربیت هم باید کاملًا مراعات شود.
رزق حلال
یک فرد مسلمان برای تربیت صحیح فرزندان، باید سفره ای هر چند ساده ولی با غذاها و خوردنی های حلال و پاک در منزل بگستراند. این کار خواص متعددی دارد که یکی از آن ها به وجود آمدن زمینه رشد فضائل اخلاقی و خصال پسندیده در کودکان و نوجوانان می باشد. از دیدگاه فرهنگ اهل بیت علیهم السلام غذایی را که مصرف می کنیم و به خانواده خود می خورانیم، علاوه بر آثار طبیعی که بر جسم ها بر جای می گذارد، آثار دیگری هم در روح و روان و شخصیت معنوی ما ایجاد می کند. این نوع از آثار را آزمایش های مادی و تجربه های عملی و عینی نمی تواند اثبات کند، امّا از منظر قرآن واهل بیت علیهم السلام امری کاملًا واضح و پذیرفته شده است. روایات فراوانی در مورد فراهم کردن غذای حلال و تأثیر آن بر روحیات افراد وارد شده است.
رسول اکرم صلی الله علیه و آله بر این باور بود که: «عبادت خداوند هفتاد جز است و بهترین آن ها طلب روزی حلال است.»[1] آن حضرت اشتغال به کارهای حلال را مانند سایر عبادات، در زن و مرد مسلمان ضروری دانسته و می فرماید:
«طَلَبُ الْحَلالِ فَریضَةٌ عَلی کلِ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَةٍ
؛[2] طلب کردن درآمد حلال، بر هر مرد و زن مسلمان لازم است.»
امام باقر علیه السلام به کسانی که تلاش می کنند سفره های منازل خود را با روزی حلال بیارایند مژده می دهد که:
«لَقی اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یوْمَ الْقِیامَةِ وَ وَجْهُهُ مِثْلُ الْقَمَرِ لَیلَةَ الْبَدْرِ؛[3]
آنان در روز قیامت با سیمایی نورانی، همانند شب چارده با خداوند ملاقات خواهند کرد.»
روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله با جمعی از اصحاب در محلی حضور داشتند. در آن میان، چشمان آنان به جوانی نیرومند و زیبااندام افتاد که در اول صبح به کار و تلاش مشغول بود. یاران پیامبر صلی الله علیه و آله گفتند: یا رسول الله! اگر این جوان نیرومند، انرژی خود را در راه خدا مصرف می کرد، چه قدر شایسته مدح و تمجید بود! حضرت فرمود: این سخن را نگویید! اگر این جوان برای تأمین معاش می کوشد، انگیزه او بی نیازی از دیگران است، او در راه خدا قدم بر داشته، و اگر هدف او پذیرایی از پدر و مادر ناتوان خود می باشد، باز هم در راه خدا کار می کند و اگر مقصود او سر و سامان دادن به خانواده و فرزندانش باشد، او به راه خدا رفته و انگیزه مقدسی دارد.[4]
توسعه در امر معاش
بر پدر مسلمان لازم است علاوه بر این که از راه حلال، معاش خانواده اش را تأمین کند، در صورت امکان به فرزندانش سخت نگیرد و در معاش آنان توسعه دهد و تأثیر این امر را در تربیت صحیح فرزندان منظور نماید.
امام صادق علیه السلام ضمن شمارش وظایف پدر نسبت به خانواده اش می فرماید: «هر میوه ای که همه مردم از آن می خورند، لازم است یک شخص مسلمان به خانواده اش تهیه کند و خوراکی هایی که مخصوص ایام عید است ودر غیر ایام عید به آن ها نمی رساند در روزهای شادی و عید به آنان برساند.»[5]
—————————————————-
[1] بحار الانوار، ج 100، ص 209.
[2] همان.
[3] الكافى، ج 5، ص 78.
[4] المحجة البيضاء، ج 3، ص 140.
[5] وسائل الشيعه، ج 21، ص 513.