آفات خنده
تبسم و خنده، هرچند موجب نشاط و سرزندگی و سیره پیامبر خداست، ولی گاهی از مرز ادب و اعتدال خارج شده و به عنوان یک پدیدة مذموم مطرح میشود. از این¬رو باید در هنگام خندیدن توجه داشت که به آفات آن گرفتار نشویم.
۱) قهقهه
قهقهه زدن در هنگام خنده، از چیزهایی است که مذمت شده است. قهقهه وقار و سکنیة مؤمن را میبرد و دل را میمیراند. از امام صادق علیه السلام چنین روایت شده است: اَلْقَهْقَهَةُ مِن الشَّیطانِ؛ قهقهه و با صدای بلند خندیدن، از شیطان است. قهقهه و با صدای بلند خندیدن، اسباب غفلت از حق و یاد معاد است. از این رو، بیشترین خندة پیامبر تبسم بوده است. خنده ای که فقط روی لبها نقش میبسته و صدایی نداشته است.
یاد خدا
یاد خداوند
انسان مؤمن در هر حال و در شرایط گوناگون زندگی، باید به یاد خدا باشد، نه آنکه هنگام گرفتاری و اندوه به خدا روی آورد و هنگام خوشی و رفاه، خدا را فراموش کند. بسیاری از انسانها تنها هنگام گرفتاری ها، اهل نماز و دعا میشوند و خدا را یاد میکنند و از او میخواهند که گرفتاری هایشان را برطرف کند، ولی همین که گرفتاری شان برطرف شد و به خوشی دست یافتند، دیگر آن عهد و پیمانی را که با خدا بسته اند، به یاد نمی آورند. این رفتار مانند رفتار کسانی است که در پی توفانی سخت، در تلاطم امواج سهمگین دریا گرفتار آمده اند و درخواست کمک میکنند و آن گاه که با عنایت الهی پا به ساحل آرامش میگذارند، در پی عیش و نوش خویش میروند و دوران سختی را از یاد میبرند. یاد خداوند از جمله عبادتهایی است که انسان را از بندگان خاص خداوند میگرداند. پیامبر در پاسخ کسی که از ایشان پرسید: چگونه میتوانم از بندگان خاص خداوند باشم؟ فرمود: اَکْثِر ذِکْرَ اللّه ِ تَکُنْ أخَصَّ العبادِ الی اللّه تعالی. خدا را زیاد یاد کن (در کارها و رفتارت پیوسته به یاد خدا باش). در این صورت، از بندگان ویژه خداوند خواهی شد. رسول اعظم صلی الله علیه و آله در حدیث شریف دیگری، ذکر و یاد خداوند را شفای دلها دانست. نشاط در عبادتنماز، ریسمان قرب انسان خاکی با خداوند متعال است. خداوند به آدمی اجازه داده است که در محضر او حاضر شود و با او سخن بگوید و به آرامش درون دست یابد. این آرامش هنگامی به دست میآید که حضور خداوند را در هنگام عبادت احساس کنیم. وقتی انسان در پیشگاه الهی برای پرستش و شکرگزاری میایستد، باید با نشاط و شادابی و با توجه به اذکار و افعال، آن را به انجام برساند و با سستی و تنبلی عبادت نکند. متأسفانه برخی افراد وقتی سرگرم دادوستد، تفریح، هم نشینی با دوستان یا دیگر کارهای دنیایی هستند، هرگز احساس خستگی نمی کنند، ولی همین که به نماز میایستند، گویا بار سنگینی بر دوش گرفته اند. از این رو، ذکرهای نماز را چنان با بی حالی ادا میکنند که انسان میپندارد اینان بیمارند. چه زیباست که پیوند خود را با خدای خویش استوار سازیم و عبادت خود را به شوق روحانی و اخلاص بیاراییم. نماز بسان هدیه ای برای پروردگار است. آیا رواست که عبادتهای خود را بدون توجه و حضور قلب و با بی نشاطی به خدای مهربان تقدیم کنیم؟ پیامبر گرامی همواره سفارش میکرد که هنگام عبادت، خدا را ناظر اعمال خویش بدانیم و به عبادت هایمان اهمیت بیشتری بدهیم. ایشان در سخنی میفرماید: أُعْبُدِ اللّه َ کَأَنَّکَ تَراهُ فَإِنْ لَمْ تَکُنْ تَراهُ فَإِنَّهُ یَراکَ. خدا را چنان عبادت کن که گویی او را میبینی؛ زیرا اگر تو او را نمی بینی،او تو را میبیند.
اقبال حسینی نیا، زمزم هدایت: نگارینه ای از سخنان رسول خدا صلی الله علیه و اله ، صفحه۱۰
جایگاه مسجد در نگاه امام خمینی(ره)
جایگاه مسجد در نگاه امام خمینی (ره)
اشاره
مسجد مهمان خانۀ خدا در زمین، جایگاه نزول برکات و خیرات آسمانی، خانۀ راز و نیاز، عشق و محبت، صفا و صمیمیت، ایثار و رحمت، تجلّی بهشت خدا در زمین، محل آرامش موحدان است. مکان آن، بهترین قطعات زمین است و فرشتگان، با اهل آن همنشین میباشند. ) [۱] (آنچه از بررسی نقش مسجد در صدر اسلام به دست میآید، جامعیت مسجد در همه زمینههای عبادی، سیاسی، فرهنگی، آموزشی، نظامی، قضایی و… است. با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (رحمه الله)، مساجد نیز همانند دوران صدر اسلام جایگاه واقعی خود را باز یافتند؛ به طوری که نیروهای فعال در مساجد، به طور مستقیم در متن انقلاب شرکت جستند. از آن پس مساجد نقش پایگاه ارتباطی مردم را بر عهده داشتند و در شرایط حساس نهضت اسلامی توانستند به انسجام نیروهای مردمی بپردازند.
علاوه بر این، بسیاری از برنامههای انقلاب مانند انتخابات شوراهای محلی، کانونهای بسیج و دیگر ضرورتهای زمان در مساجد انجام گرفت. نویسنده در صدد است تا با مروری اجمالی بر نظرات بزرگ مرد تاریخ، حضرت امام خمینی (رحمه الله) جایگاه و نقش مسجد در جامعه اسلامی را مورد بررسی قرار دهد.
سنگر سربازان خدا
چشمه زلال مبارزه بر ضد باطل در طول تاریخ از مسجد جوشیده است. حضرت امام (رحمه الله) با شناخت موقعیت و نقش مسجد، خطاب به مسلمانان جهان میفرمود: «اگر حرم و کعبه و مسجد و محراب، سنگر و پشتیبان سربازان خدا و مدافعان حرم و حرمت انبیاء نیست، پس مأمن و پناهگاه آنان در کجاست؟ ») [۲] (امام بزرگوار با تأکید بر نقش محوری مسجد در خنثی کردن نقشههای دشمنان اسلام میفرمایند:
«اینها از مسجد میترسند. من تکلیفم را باید ادا کنم؛ به شما بگویم. شما دانشگاهیها شما دانشجوها، همه تان مساجد را بروید پر کنید! سنگر هست اینجا؛ سنگرها را باید پر کرد. ») [۳]
صفحات: 1· 2
روح های بزرگ و روح های کوچک
روحهای بزرگ و روحهای کوچک
نمی دانم با واژه «روح» چقدر آشنایی و این واژه، تو را به یاد چه چیزی میاندازد. البته مهم نیست؛ بدون اینکه به تعریف روشنی از آن نیاز داشته باشیم، میتوانیم از این واژه بهره بگیریم. آنچه گفته شد در درون ما است و راه رویارویی با وقایع و پیشامدها را به ما میآموزد، «روح» مینامیم. راز تفاوت انسانهای برتری طلب نیز در روح آنها نهفته است. برخی انسانها روحهای بزرگی دارند، آن قدر بزرگ که به نظر میرسد جسمشان توان تحمل آن همه بزرگی را ندارد، بلکه گویی تمام جهان هم نمی تواند تن پوشی برای روح بزرگشان باشد. بزرگی و کوچکی روح، دلیلی بر خوبی یا بدی انسانها نیست. البته در مورد انسانهایی که دارای روحهای بزرگی هستند، یک چیز مسلّم است.
چنین کسانی اگر خوب باشند، میخواهند بهترین باشند، و اگر بد باشند، با جدّیت تمام تلاش میکنند تا در راهی که برگزیده اند، از همراهان خود پیشیگیرند. «وقتی این شور به جانب فضیلت میل کند، _آدامز _به آن _رقابت _یا _برتری جویی_ نام میدهد و هنگامی که به سوی رذیلت گراید، وی آن را _جاه طلبی _می خواند». [۱]
صرف نظر از نامی که به این دو رویکرد مینهیم، هردو، نشان از روحی بزرگ دارند. بنابراین، اگر کسی چون _آدولف هیتلر_، این همه انسان بی گناه را به خاک و خون میکشد و میلیونها انسان را داغدار و ماتم زده میکند و کورههای آدم سوزی به راه میاندازد و…، به این دلیل است که روح بزرگی، البته در مسیر شرارت و پلیدی، به بی کرانهها و بی انتهاییها میاندیشد. به گفته امام خمینی رحمه الله: آن وحشی خون خوار آدم کُش، کمال را به آن داند که غلبه پیدا کند به جان و عِرض مردم؛ و خون خواری و آدم کشی را کمال تشخیص داده و بدان صرف عمر کند. [۲] باز به تعبیر ایشان: حتی اَشقی الاشقیا طالب کمال است… یزید [هم] کمال خود را در قتل حسین علیه السلاممی دانست. [۳]
صله رحم
صله رحم
اسلام بر استواری پیوندهای خویشاوندی و استحکام روابط خانوادگی تأکید فراوانی دارد و صله رحم و رسیدگی به بستگان را وظیفه ای دینی میشمارد. رسیدگی به خویشان آثار ارزنده ای در زندگی انسان دارد: سبب طول عمر میشود؛ روزی را زیاد میکند؛ اخلاق را نیکو میسازد؛ اعمال را پاک و بلاها را برطرف میکند و آسانی حساب روز قیامت را در پی میآورد.
چنین روابطی در جهان غرب، بی ارزش تلقی میشود؛ بدین معنا که فرزندان پس از رسیدن به سن رشد، از پدر و مادر جدا میشوند. این جدایی با سردی روابط همراه است و پی آمدهای ناهنجاری دارد که از آن جمله میتوان به وجود آسایشگاههای سالمندان، پرورشگاهها و خوابگاههای شبانه روزی و افزایش روزافزون فرزندان بی عاطفه اشاره کرد که سبب بالا رفتن آمار قتل، جنایت و فحشا شده است.
متأسفانه بر اثر رواج غرب زدگی، در بعضی خانوادههای کم تعهد مسلمان نیز شاهد چنین رفتارهای نامناسبی هستیم. نباید رابطه انسان با خانواده اش قطع شود؛ زیرا این کار زمینه ساز خشم خدا و رسول میگردد. بکوشیم با صله رحم، اختلافهای خانوادگی را به مهر و دوستی تبدیل کنیم و روز به روز بر صمیمیت خود بیفزاییم. باید در فراز و نشیبهای زندگی در کنار هم باشیم؛ افزایش فاصلهها را بهانه کاهش روابط خویشاوندی نشماریم و هنگام
رفت وآمدها، هزینههای پذیرایی را بالا نبریم تا فاصله زمانی ملاقاتها طولانی نشود. پیامبر گرامی اسلام درباره اهمیت پیوندهای خویشاوندی فرمود:
أُوصِی الشّاهِدَ مِنْ أُمَّتِی وَ الْغائِبَ مِنْهُمْ وَ مَنْ فِی أَصْلابِ الرِّجالِ وَ أَرْحامِ النِّساءِ إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ أَنْ یَصِلَ الرَّحِمَ وَ إنْ کانَتْ مِنْهُ عَلی مَسیِرَةِ سَنَةٍ فَإِنَّ ذلِکَ مِنَ الدِّینِ. [۱]
به آنان که حاضرند و آنان که غایبند و آنان که از صلبهای مردان و رحمهای زنان تا روز قیامت به دنیا میآیند، سفارش میکنم که صله رحم کنند، گرچه مستلزم پیمودن یک سال راه باشد؛ زیرا صله رحم یکی از مسائل (مهم) دین است.[2]
———-
[۱]. بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۱۰۵.
[2]. اقبال حسینی نیا، زمزم هدایت: نگارینه ای از سخنان رسول خدا صلی الله علیه وآله،صفحه ۴۵