مسئولیت پذیری
سردار شهید مهدی زین الدین
پدرش میگوید: «از همان اول نازپرورده بار نیامد. وضع مالی مان خوب نبود. از بچگی یاد گرفت که کار کند و زحمت بکشد. هم مدرسه میرفت و هم روزی چند ساعت میآمد مغازه کمک من بود. » درس هایش هم همیشه عالی بود. مادرش میگوید: «با اینکه اهل کار بود و بار خانواده را با پدرش به دوش داشت، ولی در درس خواندن هم
کم نمی گذاشت. نمره اول بود. » توی خانه هم به مادر کمک میکرد. اگر خریدی داشتند، انجام میداد. نسبت به کوچک ترین کارها احساس مسئولیت میکرد. «وقتی پدر را به خاطر پخش اعلامیه و فروش کتابهای ممنوعه، به کردستان تبعید میکنند، یک تنه هم مغازه را اداره میکرد و هم برای کنکور میخواند. وقتی نتایج کنکور آمد، همه فامیل تعجب کردند. آخه رتبه چهارم پزشکی دانشگاه شیراز را آورده بود».
[سیره پیامبرانه شهدا - سردار شهید مهدی زین الدین-رضا آبیار - صفحه ۷۱]
سرعت غیر مجاز
سرعت غیر مجاز
وقتی هنوز رانندگی یاد نگرفته ای سرعت بالا برایت غیرمجاز است. مرد و زن، پیر و جوان هم فرقی ندارد. باید چموخم کار دستت بیاید؛ دست فرمانت را سفت کنی؛ جاده و خیابانها و راهت را خوب بشناسی والا ممکن است هنوز راه زیادی را نرفته وسیله ات را از دست بدهی و خودت هم درمانده شوی. گاهی هم وسیله میماند و جانت میرود.
عجله نکن! دین اسلام، دین محکم و آرامی است. تو هم با نرمی وارد آن شو. با فرمان تکلیف، خودت را مجبور به رعایت همۀ قانونهای مستحب نکن؛ ممکن است ترمز دلت یک دفعه ببرد؛ قصۀ همان راننده تازه کار عشق سرعت، برای تو هم تکرار شود.
[همیشه ثروتمند بمان - نیره قاسمی زادیان - صفحه ۴۹]
چرا تلاش نکردی که بدانی؟
چرا تلاش نكردى كه بدانى؟
روز قيامت است و همه مردم سر از خاك برداشته اند و براى حسابرسى مى آيند. ترس و وحشت همه جا را فرا گرفته است، تشنگى غوغا مى كند.
همه منتظر هستند تا نوبت حسابرسى آنها فرا برسد. عده اى با خوشحالى به سوى بهشت مى روند و عده اى هم به سوى جهنم.
در اين ميان، فرشتگانى كه مأمور حسابرسى هستند از مردم مى پرسند: «آيا شما وظيفه خود را مى دانستيد يا نه؟ ».
گروهى مى گويند: «ما وظيفه خود را مى دانستيم».
فرشتگان به آنها مى گويند: «چرا به علم خود عمل نكرديد؟ ».
گروهى ديگر مى گويند: «ما وظيفه خود را نمى دانستيم».
فرشتگان به آنها مى گويند: «چرا علم و آگاهى كسب نكرديد تا بدانيد وظيفه شما چيست؟ ».
آرى، امروز هيچ عذر و بهانه اى براى هيچ كس باقى نمى ماند، هيچ كس نمى تواند بگويد كه من نمى دانستم!
[سمت سپیده - مهدی خدا میان آرانی - صفحه۲۶]
آغوش مهربان فرشته ها
آغوش مهربان فرشتهها
تو از خانه خود براى كسب دانش بيرون مى آيى و در راه آگاهى و
دانستن قدم برمى دارى. بدان كه به هر قدمى كه در اين راه برمى دارى خدا ثواب هزار سال عبادت به تو مى دهد، فرشتگان با بال هاى خود تو را در آغوش مى گيرند.
اين سخن پيامبر است كه براى تو بيان كرده است.
تو كدام كار خوب را سراغ دارى كه وقتى در آن راه قدم بردارى، خدا اين قدر تو را دوست داشته باشد؟
آيا هنوز هم شك دارى كه بهترين راه براى نزديك شدن به خدا، تلاش براى كسب علم است؟
وقتى تو كتابى را مى خوانى كه تو را با خدا بيشتر آشنا مى كند، بدان كه رحمت خدا بر تو نازل مى شود.
خدا دوست دارد كه بندگانش با تحقيق و دانش او را عبادت كنند، براى همين است كه خدا اين قدر بندگان خود را به فراگيرى علم تشويق نموده است.
چقدر خوب است كه ديندارى ما از روى علم و آگاهى باشد!
[سمت سپیده - مهدی خدامیان آرانی- صفحه۱۳]
خاستگاه اقتصادی گناه
اقتصادی
فقر و بی نیازی، دو خاستگاه انحراف و گناه است؛ زیرا فقیر برای برطرف کردن ناتوانیهای ناشی از فقر، به کارهای نامشروع دست میزند. انسان بی نیاز و ثروتمند نیز بر پایه غرور برخاسته از مال و ثروتش، به خوش گذرانی و زیرپا گذاشتن فضایل اخلاقی رو میآورد و هر دو نفر به دام شیطان میافتند، چنان که در قرآن آمده است: «کلا إن الإنسان لیطغی أن رآه استغنی؛ هرگز، همانا انسان همین که خود را بی نیاز ببیند، سرکشی در پیش میگیرد». (علق: ۶ و ۷)
انسان ثروتمند، گرفتار غروری کاذب میشود و مانند قارون میگوید: «… إنما أوتیته علی علم عندی ؛… آنچه به من داده شده، در خور دانش من بوده است. » (قصص)
و از پرداخت حق نیازمند و محروم، کوتاهی میکند، در حالی که: «و فی أموالهم حق للسائل و المحروم؛ در اموال آنها برای فقیر و محروم، بهره ای است». (ذاریات: ۱۹)
آدمی باید توجه داشته باشد که مال و ثروت، از آن خداست و تنها او، روزی رسان است. خداوند در قرآن به دو نمونه اشاره کرده است که به آنها مال بخشید، ولی واکنش آن دو با یکدیگر متفاوت بود. یکی از آن دو، بخل کرد و تکبر ورزید و سرکشی در پیش گرفت و دومی، در آسمان نمونه گشت و به شکر دادههای خدا پرداخت. این دو، همان قارون و سلیمان هستند. قارون گفت: «… إنما أوتیته علی علم عندی؛… آنچه به من داده شده، درخور دانش من بوده است. » (قصص: ۷۸) و سلیمان گفت: «… هذا من فضل ربی لیبلونی ءأشکر أم أکفر؛… این، از بخشش خدایم است تا مرا بیازماید که آیا سپاس میگزارم یا کفران میورزم». (نمل: ۴۰)
شواهد تاریخی موجود در این باره، از ارتباط میان اقتصاد و گناه حکایت دارد. برای نمونه، _ثعلبه_، با خدا پیمان بسته بود اگر ثروتمند شود، به نیازمندان صدقه دهد، ولی وقتی خداوند مال فراوانی بدو بخشید، بخل ورزید و از پرداخت زکات، شانه خالی کرد. ازاین رو، آیاتی درباره او نازل شد و محکومش کرد و به وی نسبت نفاق داد. در حقیقت، این کار، وسوسه شیطان و نتیجه چیرگی غرور و آز به مال دنیا بود که وی را به بخل در نعمت خدا واداشت. دلیل شکست مسلمانان در جنگ احد، پس از به دست آوردن پیروزی در مرحله نخست نیز فریفته شدن مسلمانان به غنایم و ستیز بر سرآن و نافرمانی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بود. همچنین همراه شدن برخی اصحاب امام حسن علیه السلام، به ویژه_ عبیدالله بن عباس_ با معاویه و شکست لشکر امام حسن علیه السلامبه سبب ضعف و فریفته شدن عبیدالله در برابر وعده های بزرگ معاویه و نیز شرکت _عمر بن سعد_، در واقعه کربلا علیه امام حسین علیه السلام برای دست یابی به حکومت ری و مانند آن، نمونههای دیگری است که میتوان از آن یاد کرد.
از آنچه گذشت، درمی یابیم هنگامی که آدمی به تهی دستی گرفتار میآید یا بی نیاز و ثروتمند میشود، دو راه پیش رو دارد؛ هنگام فقر، شکیبایی ورزد و به وقت بهره مندی از نعمت، سپاس گزاری کند یا به شکایت و ناسپاسی و کفران نعمت بپردازد. اسلام، با تنبلی و بی تابی در برابر مشکلات مخالف است و این دو کاستی را راهی برای تسلط شیطان بر آدمی میداند. بی تابی، بی کاری و از دست دادن صبر و شکر، از عوامل شیطانی است که یاد خدا را از دلها میزداید، آدمی را در دام شیطان گرفتار میسازد و وی را به گناه کاری میکشاند.
———-
[سید حسین اسحاقی- گناه گریزی-ص ۷۳]