این فرشته غریبه است
صدایش بلند است؛ آن قدر بلند که حتی آنهایی که در تمام زندگی شان صدایی نشنیده اند آن را خوب میشنوند و آنهایی که همیشه میشنیده اند، جز آن هیچ صدای دیگری را نمی شنوند. هیچ کس یادش نیست چه کار میکرده که حالا باید بقیه اش را انجام دهد. زبان ها، همه از کار میافتند و چشمها دور سرگردانی میچرخند.
بعد از صدا، کوهها مثل پنبههای زده میشود، به آس—–مان
بی نهایت، شکافهای عمیق میخورد و ناگهان تجارتخانۀ دنیا تعطیل میشود.
این خبر را سالهاست معتبرترین شبکههای آسم–انی، به اهل زمین مخابره کرده اند: در روزی که زیاد دور نیست، صدایی بلند، تمام شرق و غرب عالم را پر میکند که: دنیا، به خط پایان مسابقه رسیدهای، بایست! اما تا آم—–دن آن لحظۀ پرماجرا،
هر روز صدایی در گوش کوچهها و خیابانها و خانهها میپیچد تا ندای فرشته حق، برایتان غریبه نباشد. هرکس از اهل قبله، صدای مؤذنی را بشنود و به یاد روز حشر، آن را پاسخ دهد، در روزی که تنهایی بیشتر از هروقت دیگری جلوه میکند، با او به لطف و مدارا رفتار خواهد شد.
اه——-ل ایمان، زمین ثانیه به ثانیه، به قی———امت نزدیکتر میشود؛ «قد قامت» نمازهایتان را با صدای اذان برپا کنید.
منبع:[همیشه ثروتمند بمان - نیره قاسمی زادیان - صفحه ۷]
تزیین شیطان و انتخاب ما
تزیین شیطان و انتخاب ما
آیا مسئله شیطان هم این طور است که مثل باب مشورت هر چند ما از او نظر نخواستیم و خودش یک رأی داد و دیدیم مورد پسندمان است از این جهت عمل میکنیم مثل فکر عمر سعد که به القاء و تحریک شیطان صورت گرفت و به طمع ملک ری حاضر به جنگ با سیدالشهداء علیه السلام شد و این به اختیار و انتخاب خودش بود. عمر سعد که شیطان او را فریب داد در کار خود اختیار داشت با خود میگفت این کنم یا آن کنم که این خود دلیل اختیار است حسین علیه السلام را بکشم، ملک ری به دستم میآید بعد هم توبه میکنم حالا کو تا آخرت. اگر درک نداشت و ما نند یک گونی پشم بود که مسئولیتی نداشت و قوه درکش فقط جنبه انفعالی میداشت و مثل نوار ضبط صوت میبود. و این فکر از ناحیه شیطان به او القاء شد که کشتن حسین علیه السلام ملک ری را دارد و اگر از آخرتش هم قدری میترسید شیطان به او میگفت در توبه باز است و از طرفی با خود میگفت چطور دست
۳۰روز،۳۰جلسه احکام شرعی
جلسه ۱۰: قرض و ربا
۱. لطفا نظرتان را در مورد پولى كه به حساب بانك گذاشته مى شود و به آن سودى تعلق مى گيرد بيان فرماييد؟
ج. در فرض سؤال، اگر پول خود را به بانك به عنوان وام ندهيد بلكه بانك راوكيل كنيد كه با پول شما معامله مشروع با رعايت شرايط آن انجام دهد و بانك آن مبلغ را بعنوان منافع معاملات بدهد اشكال ندارد.
۲. جايزه هايى كه بانك به صاحبان حساب قرض الحسنه مى دهد، چه صورتى دارد؟
ج. اگر در موقع افتتاح حساب، شرط شركت در قرعه كشى نكرده باشند، اشكال ندارد؛ هر چند انگيزه شخص از افتتاح حساب، شركت در قرعه كشى باشد.
۳. در مورد وامهايى كه ابتدا مبلغى را نزد بانك مى گذاريم و بعد از مدتى ۲ يا ۳ برابروام مى دهند يا پس از پرداخت وام، كارمزد دريافت مى كنند، چه حكمى دارد؟
ج. بطور كلى وام بشرط سود ولو بعنوان كارمزد يا بشرط گذاشتن پول براى مدتى دربانك، وام بشرط مى باشد و حرام است.
منبع:[بهار بندگی(ویژه مبلغان ماه مبارک رمضان) - لطف الله صافی گلپایگانی - صفحه۳۳]
شفا گرفتن از قرآن
شفا گرفتن از قرآن
امام صادق عليه السلام فرمود: مردي به پيامبرصلي الله عليه وآله از درد سينه شكايت كرد، در جواب فرمود: از قرآن شفا بجو كه فرموده است: «يا أيها الناس قد جآءتكم موعظة من ربكم وشفآء لما في الصدور وهدي ورحمة للمؤمنين»؛ اي مردم! اندرزي از سوي پروردگارتان براي شما آمده است؛ و درماني براي آنچه در سينهها است؛ (درماني براي دلهاي شما؛) و هدايت و رحمتي است براي مؤمنان!
منبع:از خدا چه بخواهیم؟: دعاها و ذکرهای قرآنی شامل دعاهای قرآنی٬ ذکرهای قرآنی..، احمد سعیدی
فراموشی خدا: فراموشی شخصیت انسانی
فراموشى خدا: فراموشى شخصيت انسانى
«و لا تكونوا كالذين نسوا الله فانسيهم انفسهم…! »
«و مانند آن كسان مباشيد كه خدا را فراموش كردند و خدا هم خود آنان را از ياد خودشان ببرد و ايشان همان فاسقانند! » (۱۹ / حشر)
لفظ آيه فوق از فراموش كردن خدا نهى مى كند، ولى سياق آيه به ذكر خدا امر مى كند.
آيه شريفه و آيه قبل از آن در بيان اين معنى هستند كه براى روز حساب و جزا عمل صالح از پيش بفرستيد، عملى كه جان هايتان با آن زنده شود، و زنهار زندگى نفس در آن روز را فراموش نكنيد. چون سبب فراموش كردن نفس فراموش كردن خداست.
وقتى انسان خدا را فراموش كرد، اسماء حسنا و صفات علياى او را كه صفات ذاتى انسان ارتباط مستقيم با آن دارد نيز فراموش مى كند، يعنى فقر و حاجت ذاتى خود را از ياد مى برد.
اين جاست كه بر نفس خود اعتماد مى كند، با اين كه بايد بر پروردگارش اعتماد نموده، و اميدوار او و ترسان از او باشد، نه اميدوار به اسباب ظاهرى، و نه ترسان از آن ها، به غير پروردگارش تكيه و اطمينان نكند.
خلاصه اين كه چنين كسى پروردگار خود و بازگشت به سوى او را فراموش مى كند، و از توجه به خدا اعراض نموده و به غير او توجه مى كند، و نتيجه همه اينها اين مى شود كه خودش را هم فراموش كند، براى اين كه او از خودش تصورى دارد كه او نيست.
حاصل اين كه علت فراموش كردن خويش، فراموش كردن خداست.
منبع:راز بندگي از ديدگاه قرآن و حديث،بمهدي امين ،با نظارت محمد بيستوني،مشخصات نشر: قم: بيان جوان، ۱۳۸۶،ص۷۴