مهم ترین ویژگیهای کودکان خلاق
مهمترین ویژگیهای کودکان خلاق
رفتارهایی را که میتوانند نشانه خلاقیت باشند، توضیح داده شده است.
دقت و توجه شدید در گوش دادن، مشاهده کردن یا انجام دادن کاری: نشنیدم مرا برای خوردن شام صدا بزنید.
شور و نشاط و مشغولیتهای شدید جسمانی: دارم فکر میکنم نمیتوانم قرار بگیرم.
استفاده از قیاس در صحبت: احساس میکنم یک پیله هستم که میخواهم به یک پروانه تبدیل شوم.
عادت به وارسی منابع مختلف: مامان! من هم کتاب خواندم، هم تلویزیون تماشا کردم و هم از معلم سؤال کردم؛ اما هنوز نمیدانم خدا کجا زندگی میکند!
نگاه کردن با دقت به اشیاء: اما این هزارپا که فقط نود و نه پا دارد!
اشتیاق صحبت کردن درباره کشفیات با دیگران: میدانی چه شد، حدس بزن…
ادامه انجام برنامه بعد از تمام شدن وقت: مامان! حتی زنگ تفریح هم نقاشی کردم تا کارم تمام شود.
پی بردن به روابط در چیزهایی که بهظاهر با هم بیارتباطاند: میدانی چیه، کلاه جدیدت شکل یک پروانه است.
فکرکردن به چیزی که مثلا در یک برنامه تلویزیونی نشان دادهاند: میدانید فردا میخواهم در باغچه دنبال طلا بگردم.
کنجکاوی زیاد برای سر درآوردن از امور: خواستم بدانم که حیاط از بالای پشتبام چگونه دیده میشود.
استفاده از اکتشاف یا یک تجربه: فکر کردم اگر آرد و آب را با هم ترکیب کنیم، نان ساخته میشود؛ اما دیدم که یک تکه خمیر سفید شد.
بروز هیجان در صدا در اثر یک اکتشاف: با آب و آرد خمیر درست میکنند.
عادت به سؤال و آزمودن نتایج: میتوانم با آب و صابون حباب درست کنم؟
صداقت و میل شدید به اطلاع یافتن از امور: مامان امیدوارم از این حرف ناراحت نشوید، اما فکر میکنم عمو نوروز وجود خارجی ندارد!
عمل مستقل: درباره مسابقات اتوموبیلرانی کتاب جالبی پیدا نکردم، خودم در این باره یک انشاء مینویسم.
جسارت در گفتار: بهنظر من بچهها باید حق رأی داشته باشند.
دقت نظر: تا کارم را تمام نکنم، نمی توانم با شما بازی کنم.
استفاده از نظریات و اشیاء برای دستیابی به یک هدف: قصد دارم با این نخ و این مداد، یک دایره بکشم.
طرح سؤال: وقتی برف آب میشود، رنگ سفید برف کجا میرود؟!
میل به اطلاعیابی و کشف احتمالات: فکر میکنم این لنگه کفش پاره به درد گلدان شدن میخورد.
یادگیری به ابتکار خود: دیروز به کتابخانه مدرسه رفتم و به همه کتابهایی که درباره دایناسورها نوشته شده بود، نگاه کردم.
طرح سؤالات عجیب: راستی اگر حیوانات آدم میشدند و آدمها حیوان، چه اتفاقی میافتاد؟!
[چگونه فرزندان باهوش و خلاق تربیت کنیم؟ - صمد شاه محمد پور- صفحه ۱۵۷]
تجمل و زیبایی در نظام آفرینش
تجمل و زيبايي در نظام آفرينش
همه موجودات مخلوق خداوند تبارك و تعالي هستند: «الله خالق كل شئ» خداست كه همه چيز را آفريده است و هر چه را آفريد در نهايت زيبايي وآراستگي خلق كرد: «الذي احسن كل شئ خلقه»
بنابر اين، آفرينش از نظر قرآن با زيبايي آميخته است و اين زيبايي از آن خداوندي است كه زيباي مطلق است و چون جلوه زيبايي، خود زيبا است.
از سويي ديگر ميفرمايد: «فاينماتولوافثم وجه الله» بنابر اين، تمامي موجودات هستي نيز جلوه او هستند و زيبا و همه وجه خدايند و همان طور كه ميدانيم يكي از صفات خداوند: «مصور» بودن او است كه به معني اين است كه او عالم را به بهترين وجه و در زيباترين صورت ممكن آفريده و در آن صورت گري نموده است.
خداوند، زمين، آسمان و ديگر موجودات را با معناي مخصوصي به نام: «زينت» ترسيم كرده كه بنابر اين، دنيا از نظر خداوند زينت و زيبايي است.
فردريش هگل ميگويد: «مضمون
اين جهان زيبايي است، زيبايي راستين، روحيت شكل يافته، يعني آرمان، به عبارت دقيق تر، روح مطلق است، خود حقيقت است. ميتوان گفت كه اين قلمرو حقيقت خدايي است كه هنرمندانه به منظوراحساس نگرش، تجسم يافته است.
كانون تمام جهان، هنري است كه چنان شكل يافتگي مستقل، آزاد و خدايي است كه جنبه بيروني شكل و مصالح را كاملا جذب كرده است»
زيبايي يك صفت الهي است و چون جهان، آينه جمال الهي است از اين رو در جهان نظامي واحد و منسجم و كامل و سراسر زيبايي حكومت ميكند و در اين ميان انسان در واقع پژواك و امر الهي است و بايد باطن جهان را در خود منعكس سازد. ازاين رو زيبايي جهان را در آينه وجود خود ميبيند يا به صورت الهامي در خود مييابد و چون موجودي قادر بر (بيان) است آنچه را كه ديده ياالهام گرفته به صورت گفتار يا عمل نشان ميدهد و همه آن زيبائيها را در آن منعكس ميسازد.
نتيجه: بنابر اين، خداوند حسن و زيبايي را نشان صنع قرار داد و اين حسن در صورتهاي آفاقي وانفسي بازتاب يافته و ذات جميل انسان را به مشاهده خود در اين صور فرا خوانده و ديدار خود را موكول به ديدار آنها نموده است.
[باز تعریف تجمل گرایی از منظر قران کریم - مهدی عارفی جو - صفحه۳۵]
عنایت پروردگار
عنايت پروردگار
شب به نيمه نزديك مى شد. تهران در تاريكى مطلق فرو رفته بود. گهگاهى چراغ هاى بادى و پيه سوز در سر چهارراهها و كوچهها سوسو مى زد و گاهى در كنار چراغ ها، اوباش و قداره بندها به انتظار نشسته تا بيچاره بخت برگشته اى را در تاريكى شب، لخت و هستى او را به غارت ببرند. در اين تاريكى شب، جوان نورسى با طمأنينه خاطر در حالى كه در عالم معنويت فرو رفته بود، نه به تاريكى شب توجه و نه ترسى از آن داشت، عبور مى كرد. آن شب مجلس درس و موعظه شيخ به طول انجاميده بود. آن جوان مرحوم حاج سيد مهدى خرازى بود. ايشان نقل نمودند: آن شب كه به درب منزل رسيدم، تازه به خود آمدم كه شب به نيمه رسيده. درب را بسته ديدم. خواستم كوبه درب را به صدا درآورم، يادم آمد كه در اين وقت شب، مادرم به خواب رفته و با درب زدن، ايشان از خواب بيدار مى شوند و اين خلاف تعليماتى است كه از مجلس درس جناب شيخ گرفتهام و از طرفى با خود فكر نمودم كه به منزل يكى از بستگان بروم، اما ناامنى شب و تاريكى آن، و جوان بودنم مانع از تصميم من شد. در حال تحير بودم كه ناخودآگاه دستم به طرف درب خانه رفت. هنگامى كه دستم به درب خانه رسيد، درب بدون فشار باز شد. با خوشحالى وارد منزل شدم. ديدم مرحومه والدهام در خواب است. توضيحا عرض كنم، در زمان سابق چراغ هاى نفت سوزى بود، به نام (لامپا) كه پايه بلندى داشت و سه پايه هايى هم به بلندى چراغ بود كه اگر چيزى را مى خواستند گرم نگه دارند، چراغ را زير آن سه پايه قرار مى دادند. توجه نمودم كه مرحومه والده غذاى مرا روى سه پايه قرار داده و در اثر دير آمدن من، محتويات غذا به حالت خشكى درآمده. در هر صورت آنچه از غذا در ظرف مانده بود را آهسته تناول نمودم و به بستر خواب رفتم. اذان صبح كه به جهت نماز بيدار شديم، مادرم با كمال تعجب به من نگاه كرد. همه اين مطالب مقدمه اين جمله بود: فرمود: «سيد مهدى تو چگونه داخل منزل شدى من كه كلون درب خانه را انداخته بودم». تازه به خود آمدم، اينكه درب بسته در نيمه شب به رويم باز شد كه اين عنايتى از جانب پروردگار و كرامتى از كرامت هاى مرحوم جناب شيخ مى باشد.
اگر تو گويى: آيا مى شود مسير شيخ را طى نمود؟ مى گويم: آرى. ابواب رحمت الهى به سوى همه بندگانش باز است؛
زيرا از طريق تقواى الهى كه اتيان به واجبات و ترك محرمات است، مى توان به اين مقام والا رسيد. همچنان كه جناب شيخ رسيده بود.
منبع: شهامت پور، احمد ،خاطراتی از صالحان،مشخصات نشر: قم: مسجد مقدس جمکران،ص۵
چرا تلاش نکردی که بدانی؟
چرا تلاش نكردى كه بدانى؟
روز قيامت است و همه مردم سر از خاك برداشته اند و براى حسابرسى مى آيند. ترس و وحشت همه جا را فرا گرفته است، تشنگى غوغا مى كند.
همه منتظر هستند تا نوبت حسابرسى آنها فرا برسد. عده اى با خوشحالى به سوى بهشت مى روند و عده اى هم به سوى جهنم.
در اين ميان، فرشتگانى كه مأمور حسابرسى هستند از مردم مى پرسند: «آيا شما وظيفه خود را مى دانستيد يا نه؟ ».
گروهى مى گويند: «ما وظيفه خود را مى دانستيم».
فرشتگان به آنها مى گويند: «چرا به علم خود عمل نكرديد؟ ».
گروهى ديگر مى گويند: «ما وظيفه خود را نمى دانستيم».
فرشتگان به آنها مى گويند: «چرا علم و آگاهى كسب نكرديد تا بدانيد وظيفه شما چيست؟ ».
آرى، امروز هيچ عذر و بهانه اى براى هيچ كس باقى نمى ماند، هيچ كس نمى تواند بگويد كه من نمى دانستم!
[سمت سپیده - مهدی خدا میان آرانی - صفحه۲۶]
آغوش مهربان فرشته ها
آغوش مهربان فرشتهها
تو از خانه خود براى كسب دانش بيرون مى آيى و در راه آگاهى و
دانستن قدم برمى دارى. بدان كه به هر قدمى كه در اين راه برمى دارى خدا ثواب هزار سال عبادت به تو مى دهد، فرشتگان با بال هاى خود تو را در آغوش مى گيرند.
اين سخن پيامبر است كه براى تو بيان كرده است.
تو كدام كار خوب را سراغ دارى كه وقتى در آن راه قدم بردارى، خدا اين قدر تو را دوست داشته باشد؟
آيا هنوز هم شك دارى كه بهترين راه براى نزديك شدن به خدا، تلاش براى كسب علم است؟
وقتى تو كتابى را مى خوانى كه تو را با خدا بيشتر آشنا مى كند، بدان كه رحمت خدا بر تو نازل مى شود.
خدا دوست دارد كه بندگانش با تحقيق و دانش او را عبادت كنند، براى همين است كه خدا اين قدر بندگان خود را به فراگيرى علم تشويق نموده است.
چقدر خوب است كه ديندارى ما از روى علم و آگاهى باشد!
[سمت سپیده - مهدی خدامیان آرانی- صفحه۱۳]