وصیت در آیات
وجوب وصيّت
«كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ لِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَي الْمُتَّقينَ». «بر شما نوشته شده هنگامي كه مرگ يكي از شما فرا رسد، اگر چيز خوبي [مالي از خود به جاي گذارده، براي پدر و مادر و نزديكان، به طور شايسته وصيّت كند! اين حقّي براي پرهيزكاران است»! بهترين وصيّت «وَ وصّي بِها إِبْراهيمُ بَنيهِ وَ يَعْقُوبُ يا بَنِيَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفي لَكُمُ الدِّينَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُون * أَمْ كُنْتُمْ شُهَداءَ إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قالَ لِبَنيهِ ما تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدي قالُوا نَعْبُدُ إِلهَكَ وَ إِلهَ آبائِكَ إِبْراهيمَ وَ إِسْماعيلَ وَ إِسْحاقَ إِلهاً واحِداً وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ». ابراهيم و يعقوب (در واپسين لحظات عمر) فرزندان خود را وصيّت كردند؛ و هر كدام به فرزندان خويش گفتند: «فرزندان من! خداوند اين آيين پاك را براي شما برگزيده است؛ و شما، جز به آيين اسلام [تسليم در برابر فرمان خدا] از دنيا نرويد! » آيا هنگامي كه مرگ يعقوب فرا رسيد، شما حاضر بوديد؟! در آن هنگام كه به فرزندان خود گفت: «پس از من، چه چيز را ميپرستيد؟ » گفتند: «خداي تو، و خداي پدرانت، ابراهيم و اسماعيل و اسحاق، خداوند يكتا را، و ما در برابر او تسليم هستيم».
صفحات: 1· 2
بیست پرسش و پاسخ کودکان و نوجوانان درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف(۲)
پرسش: چرا امام زمان علیه السلام مخفیانه به دنیا آمدند؟
پاسخ:
یکی از پیامبرانی که داستان تولد جالبی دارد، داستان تولد حضرت موسی علیه السلام است. فرعون خواب دید نوزادی از بنی اسرائیل به دنیا آمده و حکومت او را نابود خواهد کرد، با پریشانی از خواب بیدارشد و دستور داد هر پسری که به دنیا میآید را بکشند. مادر موسی علیه السلام باردار بود، خداوند بارداری او را از چشم دشمنان مخفی کرد، به همین دلیل حضرت موسی علیه السلام به خواست خداوند مخفیانه به دنیا آمد و بعد از به دنیا آمدن به دستور خداوند، مادرش او را در صندوقی گذاشت و در رود نیل رها کرد و به دنبال آن حرکت کرد تا ببیند چه اتفاقی میافتد تا این که مأموران کاخ فرعون، صندوق را از آب گرفتند و آن را پیش فرعون بردند، تا دید پسر بچه ای داخل آن است اول تصمیم گرفت که او را بکشد، اما خداوند محبت موسی علیه السلام را در دل فرعون و زنش انداخت و تصمیم گرفتند او را به عنوان فرزند خود بزرگ کنند.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و دیگر امامان علیهم السلام بشارت تولد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را قبل از میلاد آن حضرت علیه السلام داده بودند و فرموده بودند کسی به دنیا میآید که جهان را پر از عدل و داد میکند و به حساب تمام ستمگران و ظالمان میرسد، به همینخاطر، خانه امام حسن عسکری علیه السلام را محاصره کرده بودند تا اگر پسربچه ای در خانه آن حضرت علیه السلام به دنیا آمد آن را بکشند.
اما به خواست خداوند همان طور که حضرت موسی علیه السلام در میان دشمنان مخفیانه به دنیا آمد، امام زمان علیه السلام نیز در محاصره دشمنان و در حالی که در منزل آن ها، جاسوس گذاشته بودند که اگر زنی باردار است به آنها خبر دهد، آن حضرت علیه السلام در حالی که هیچ علامت بچه دار شدن در مادرشان معلوم نبود، مخفیانه به دنیا آمدند و باز هم دشمنان خدا و اسلام فهمیدند که نور خدا را نمی توانند خاموش کنند.
منبع:درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، محمد یوسفیان،مشخصات نشر: قم: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج)، مرکز تخصصی امامت و مهدویت، ۱۳۹۲،ص۲۵
شعر مهدوی
اي غم عزيز تو آبروي جمعه ها
يک قدم نيامدي باز سوي جمعه ها
جمعه که نيامدي مستي از سرم پريد
اي شراب کهنهات در سبوي جمعه ها
هفتهاي گذشت و من پير تر شدم ولي
باز هم نديدمت روبروي جمعه ها
بي تواي بهانة ابر و آب و چشمه ها
آب خوش نميرود از گلوي جمعه ها
صبح منتظر همه…عصر شد نيامدي
حيف شد دوباره رفت آبروي جمعه ها
عمر ميرود به باد من ولي شبيه باد
مي دوم هنوز در جستجوي جمعه ها
ايوب پرندآور
نقش رنگ در زندگی انسان
دنیایی که ما نظاره گر آن هستیم از دو عنصر مهم تجسمی تشکیل شده است این دو عنصر عبارت است از «شکل» و «رنگ» که هر کدام لازم و ملزوم یکدیگرند. هر موجودی که در این دنیا به چشم میخورد ابتدا از لحاظ شکل و اندازه احساس میگردد، سپس در حالی که دارای پوششی از رنگ است مورد توجه قرار میگیرد. در عین حال رنگ علامت مشخصه هر شی طبیعی است. چنانچه یک گل سرخ به خاطر رنگش از دور جلب توجه میکند و نظر بیننده را به خود معطوف میدارد و یک میوه رنگی، با رنگش اعلام میکند که رسیده است یا نارس است. علیرغم وسعت کاربرد رنگ و حضور و تأثیر آن در زندگی انسان، معمولاًاکثر افراد نسبت به آن توجه کافی ندارند شاید به خاطر وجود آن در همه حالات و همه لحظات زندگی است که اهمیت خود را از دست میدهد و ما را نسبت به خود بی تفاوت و بی انفعال میسازد.
آفات شوخی
این سیرة پیامبر یک مسیر صحیح را به انسان نشان میدهد که باید مزاح کرد، ولی حدود آن را نگاه داشت و مراقب بود آفات گریبانگیر او نشود.
۱) دروغ در شوخی
برای این که انسان دیگران را بخنداند و خوش طبعی کند، به دروغ وحرفهای باطل و ناروا متوسل نشود، بلکه با راستگویی و حقیقت گویی، شوخ طبعی خودش را به نمایش بگذارد و این هنر است. در روایتی از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم چنین آمده است: وَیْلٌ لِلَّذی یُحَدِّثٌ فَیَکْذِبُ لِیُضْحِکَ القَوْمَ فَوَیْلٌ لَهُ ثُمَّ وَیْلٌ لَهُ؛ وای به حال کسی که به دروغ سخن میگوید، برای این که گروهی را بخنداند، پس وای بر او، وای بر او! بنابراین مزاح و شوخی در حد اعتدال در صورتی که با دروغ و حرفهای ناپسند و باطل همراه نباشد .
۲-آزردگی خاطر
آزردگی خاطر دیگران را فراهم نسازد و به گناه و معصیت آلوده نگردد، نه تنها منعی در آن نیست، بلکه از ویژگیهای ایمان شمرده شده است. دروغ گفتن در شوخیها جایز نیست، جز این که انسان لطیفه ای بگوید که دروغ بودنش برای همه روشن است، شاید لطافت آن هم در دروغ بودنش باشد. اما دروغهایی که دروغ بودنش معلوم نیست، و گاهی افراد با این دروغها میخواهند طرف را سر کار بگذارند و به خیال خودشان شوخی و مزاح میکنند، کار ناپسند، بلکه حرام است. شوخیهایی که معلوم است بافتنی است و همه این مطلب را میفهمند، مشکلی ندارد. ولی شوخیهایی که همراه با دروغ، وعدة دروغ و خبر دروغ است و طرف هم باور میکند، بر اساس حکم همة فقها حرام است. و دروغ یکی از گناهان بزرگ است که با ایمان سازگاری ندارد. حتی شوخیهایی که به دروغ آلوده است هم با حقیقت ایمان منافات دارد. علی علیه السلام فرمودند: آن که موجب ناراحتی آنان شود، مسخره کردن، و هر مزاح و شوخی که مستلزم گناه و آزردگی و ناراحتی دیگران باشد، از نظر اسلام و مکتب اهل بیت علیهم السلام کار زشت و نارواست. بنابراین، باید در شوخیهای خود با کمال احتیاط و مراقبت رفتار کنیم.
۳) زیاده روی در شوخی
در مزاح و شوخی نباید افراط و زیاده روی کرد که موجب سبک شدن انسان گردد. امام باقر علیه السلام فرمودند: کَثْرَةُ الْمِزاحُ تَذْهَبُ بِماءِ الْوَجْهِ؛ زیاده روی در مزاح و شوخی آبرو را میبرد. افراط و زیاده روی در شوخی و خود را مضحکة دیگران کردن، موجبمی شود که عزت و وقار و هیبت انسان در هم شکسته شود و خواری و حقارت و سبکی برای انسان پدید آید. از امیرالمؤمنین علیه السلام نیز چنین روایت شده است: کَثْرَةُ الْمِزاحِ تَذْهَبُ البَهاءَ وَ یُوجِبُ الشَّحْناءَ؛ بسیاری مزاح از قدر و منزلت و ارزش انسان میکاهد و موجب کینه و دشمنی میگردد. و این بدان جهت است که کسانی که در شوخی زیاده روی میکنند، کمتر حدود آن را مراعات میکنند و موجب رنجش خاطر دیگران میگردند. و این خود کینه و دشمنی میآورد. شوخی کردن و مزاح مثل نمک است. اگر نمک غذا زیاد باشد، غذا شور میشود و دل انسان را میزند. اگر بی نمک باشد، غذا بی ملاحت است و مزه ندارد. غذای بی ملاحت و بی نمک بیشتر قابل تحمل است، تا غذای شور. دیده اید وقتی کسی در شوخی یا کاری زیاده روی میکند، میگویند شورش را در آوردی. یعنی این کارهای شما ما را دلزده میکند. هر چیزی به اندازه خوب است. اعتدال در همه کار و همه چیز خوب است.
۴) شوخیهای بی جا
در شوخی کردن باید ملاحظه طرف شوخی و مجلس را هم کرد. بعضی از مجالس کشش شوخی یا هر نوع شوخی را ندارند. ممکن است به آنها بر بخورد. «هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد. » هر چیز را باید در جای خودش قرار داد. به جا شوخی کردن نیز بسیار مهم است. یک شوخی را از یک نفر میخرند و از دیگری نمی خرند. مراتب افراد را باید در شوخی با آنها ملاحظه کرد. برخی افراد در مرتبه ای هستند که شایسته نیست با آنان شوخی کرد. حتی بعضی افراد، به هر دلیل از شوخی خوششان نمی آید. یک نفر ممکن است از یک شوخی خوشش بیاید و دیگر از آن ناراحت شود. دست انداختن دیگران در شوخی و تحقیر و اهانت به دیگران یا اقوام و ملیتها پسندیده نیست. مراعات مکان و حالات افراد در شوخی کردن بسیار مهم است. گاهی در یک جلسة رسمی با کسانی که با ما سابقه آشنایی ندارند، شوخی کردن ممکن است برایشان سنگین باشد. بنابراین، باید مراقب بودکه در شوخی هایمان دروغ، تحقیر، تمسخر، دست انداختن اهانت به افراد و آزردگی خاطر دیگران نباشد. در دنیا و آخرت باید شاداب و شادمان بود، ولی از راهش. منبع:نشاط و شادی ، حبیب الله فرحزاد،مشخصات نشر: قم: طوبای محبت، ۱۳۹۲،ص۲۱۲